فلسفه مطالعات قرآنی ۲: درباره پارادایم
ممکن است یک نفر سعی کند استدلالهای دیگر بیاورد و آنها را باید بررسی کرد که چرا موجه است اینگونه مطالعه کنیم. آیا نتیجه حرفهای من این است که باید هر دو پارادایم به صورت موازی در دانشگاه در کنار هم وجود داشته باشند؟ لزوماً چنین نتیجهای را نمیخواهم بگیرم. آیا میشود پارادایمهای مشترکی به وجود آورد که هر دوی اینها را شامل شود؟ شاید بتوان این کار را کرد. نکتهای که میخواهم بگویم که به نظر من مهمتر از همه این حرفها است همان چیزی که آخر جلسه قبل به آن رسیدیم: باید هر کس در هر زمینه علمی که مطالعه میکند پارادایم خودش را بشناسد و خودآگاه باشد. هیچ اشکالی ندارد یک نفر با یک پیشفرضها و متدولوژی که فکر میکند درست است کاری را انجام بدهد.
