بسم الله الرحمن الرحیم

روان‌کاوی و فرهنگ، دکتر توسرکانی، جلسه‌ی ۴، ۱۳۸۵

۱- مروری بر مطالب جلسات پیشین

۱-۱ تأکید بر ناخودآگاه و روان‌شناسی علمی در تحلیل رفتار

در نظریه‌ی فروید و اساساً نظریه‌های روان‌کاوانه نقش ناخودآگاه جدی است. پیش‌تر بیان شد که همین تأکید بر ناخودآگاه عاملی است که باعث می‌شود عموماً از پذیرش این نوع دیدگاه توسط عموم احتراز شود. فراروان‌شناسی عامیانه بیش از آنکه تکیه‌بر شواهد علمی داشته باشد تکیه بر مفاهیمی چون خودآگاه، اختیار و اراده‌ی آدمی دارد. این در تقابل با سنت روان‌کاوی است که هر چه به پیش آمده بیشتر بر مفهوم ناخودآگاه تکیه و تأکید کرده است. تمثیل فروید در نسبت ناخودآگاه و خودآگاه این بود که می‌گفت روان مانند کوه یخی است که در آب روان است، قسمت زیرین و اعظم آن ناخودآگاه است. در تمثیل یونگ خودآگاهی مثل جزیره‌ای در اقیانوس ناخودآگاهی است و اساساً بخشی از ناخودآگاه هم فردی نیست و جمعی و موروثی است. در لکان اساساً خودآگاه که جایگاه آن «من» است، وجود ندارد و وجودش فرضی و تخیلی است. فروید درصدد ارائه‌ی یک فراروان‌شناسی علمی است. نوع نگاهش به بشر به همین خاطر مبنی بر یک دیدگاه دترمینیستی و فیزیکالیستی است؛ و البته جهان او هم که جهان لاپلاسی است موافق اتخاذ چنین رویکردی است. اساساً تبیین لغزش‌های کلامی و رفتاری که نشانه‌ی ناخودآگاه است با دیدگاه دترمینیستی ممکن است؛ یعنی اگر برای انسان یک سازمان دترمینیستی و فیزیکالیستی لحاظ کنیم، لغزش‌های کلامی و رفتاری بدون تبیین و عامل مشخصی می‌ماند و از این نظر می‌توان آن‌ها را به ناخودآگاه نسبت داد و نشانه‌ای از آن دانست.

نوع تبیین‌های فروید متناسب زمینه‌ی دانش در زمانه‌ی خود در تقابل با تبیین‌های غایت شناسانه است. دیگر برخلاف مثلاً زمان ارسطو، تبیین‌های علمی، غائی نیست بلکه فاعلی است و گذشته است که آینده را می‌سازد. انگاره‌ی علمی دیگر فروید، نظریه‌ی داروین است که از آن متأثر است؛ و البته در ادامه‌ی نظریه‌ی وی، به‌نوعی خلأ آن را در تبیین تفاوت‌های غیرقابل‌انکار میان انسان و حیوان نیز جبران می‌کند و یک تبیین باکفایت بیولوژیکی از روان آدمی عرضه می‌کند.

۲-۱ غرابت مدل انسان شناسانه‌ی روان‌کاوی و دلیل آن

همیشه ارائه‌ی یک مدل در تبیین، متوجه مجموعه‌ای از داده‌ها و فکت‌هاست. داده‌ها و فکت‌های نظریه‌ی فروید امور غریب و پیچیده بودند که پیش‌تر نمونه‌هایی از مراجعات فروید و روان‌کاوان دیگر نقل شد. این داده‌های غریب و پیچیده، طبیعتاً به ارائه‌ی مدلی در تبیین می‌انجامد که در نگاه معمول، غریب و پیچیده است. این غرابت نظریه‌های فروید تا جایی است که برخی اساساً نظریه‌ی او را غیرعلمی خوانده‌اند، چون از نظر آن‌ها قابلیت تأیید و ابطال تجربی ندارد که این ایراد اخیر بی‌انصافی در حق فروید و روان‌کاوی است. فروید به‌واسطه‌ی مدل پیشنهادی خودش بسیاری تبیین‌ها و پیش‌گویی‌های قابل‌بررسی تجربیات دارد، مثلاً عامل بیماری‌های هیستریک را ترومای جنسی در دوران کودکی می‌داند و نمونه‌های دیگر ازاین‌دست.

۳-۱ بیان سطوح روان و مراحل رشد

در نظریه‌ی فروید، سیستم روان انسان به‌گونه‌ای است که خواهان آن است که خود را در مینیموم تنش نگه دارد و در پی حالت‌های خلسه گونه است که در آن‌ها به آرامش می‌رسد. نوع تبیین‌های وی نیز جسمانی و انرژتیک است. از این رو با اصل گرفتن لذات جسمانی، برای لذت جنسی به خاطر این که روان را به بالاترین سطح لذت نائل می‌کند، نقش محوری قائل است. سیستم عصبی در تعامل با جهان خارج از تجربه‌ها می‌آموزد و کم‌کم به سمت پیچیدگی می‌رود و هدفش همان ماکسیمم کردن لذت است. در مرحله‌ی بعد و مرحله‌ی پیچیدگی نوعی سیستم مدیریتی که «ایگو» یا «من» است وجود می‌یابد. از سوی دیگر «ایگو» تحت آموزه‌های فرهنگی دیگری نیز هست که سوپرایگو است. اهداف، آرمان‌ها، آداب، سنن هم اموری هستند که از سوپرایگو اخذ می‌شوند. پس اید توسط ایگو و سوپرایگو محدود می‌شود و به‌نوعی تضاد درونی دائمی‌ای در انسان وجود دارد.

در نظریه‌ی فروید تأکید زیادی بر روی سال‌های اول زندگی و کودکی است. این دوره‌ی زمانی تأثیر غیرقابل‌انکار در شکل‌گیری شخصیت دارد و برهه‌ای است که ناخودآگاه در حال شکل‌گیری است. عقده‌ی ادیپ، عقده‌ای است که در دوران کودکی شکل می‌گیرد و حاصل میل طبیعی کودک به مادر خود و منع پدر از این امر است. گاهی فروید در دخترها از وجود عقده‌ی الکترا سخن می‌گوید، ولی سخنان وی درباره‌ی این عقده چندان منسجم نیست.

مراحل رشد در نظریه‌ی فروید سه دوره است. ۱دهانی. ۲مقعدی. ۳جنسی. البته از نظر همه‌ی روان‌کاوان فعالیت جنسی در بعد از تولد در کودکان متناسب با آن سن حضور دارد. البته لذت جنسی لزوماً در اعضای جنسی متمرکز نیست و در تمام بدن منتشر است و مرحله‌ای از آن دهانی است.

ایگو برای مدیریت روابط اید با جهان واقع و سوپرایگو یک سری مکانیسم‌ها و یک سری فرآیندهای دفاعی را مطرح می‌کند که به برخی از آن‌ها اشاره شد.

۲- تحلیل فرویدی فیلم معجزه‌گر

فیلم معجزه‌گر [کارگردان: آرتور پن، تهیه‌کننده: فرد کو، نویسنده: ویلیام گیبسون، ۱۹۶۲] نمونه‌ی خوبی برای فهم سطوح روان در نظریه‌ی فروید است. داستان این فیلم که بر اساس واقعیت است، این‌گونه است که دختری به نام هلن کلر در سن هجده ماهگی بر اثر بیماری‌ای نابینا و ناشنوا می‌شود. این وضع هلن کلر باعث می‌شود که در خانواده فردی باشد که مورد ترحم اعضای خانواده است و به او اجازه‌ی انجام هر کاری داده می‌شود. هلن کلر هم مدام دست به هر نوع خرابکاری‌ای می‌زند و مورد ممنوعیت هم واقع نمی‌شود.

در این فیلم هلن کلر و وضعیت او نمادی از وضعیت اید است که از هر قیدوبندی خود را رها می‌خواهد. در واقع هلن کلر هنوز متوجه جهان خارج از خود نشده است. معلم کلر سعی دارد او را که تا الآن تحت فشار ایگو نبوده، به‌نوعی تحت مدیریت ایگو قرار دهد. معلم کلر در اینجا نمادی از سوپرایگو است. پدید آیی ایگو برخلاف اید یک اتفاق ایدئولوژیک نیست، بلکه حاصل ارتباط با جهان خارج و مواجهه با فرآیند تعلیم و تربیت است. هلن با دنیای بیرون مواجهه نداشته و از این نظر در او ایگو که خودآگاهی است صورت نگرفته و به نظر خودش را هم درک نکرده است و گویی در وحدت با جهان است. خود این فیلم متوسط است ولی صحنه‌ی یادگیری هلن توسط معلمش شاهکار است.

۳- ادامه‌ی بیان فرآیندهای دفاعی

در جلسه قبل در مورد یکی از فرآیندهای دفاعی که واپسروی بود صحبت کردیم. در این جلسه می خواهیم در مورد فرآیند دفاعی دوم یعنی رؤیا صحبت کنیم.

  • اهمیت بحث رؤیا و معرفی منابعی برای مطالعه

سخن در بیان فرآیندهای دفاعی خودآگاه بود. این جلسه به تئوری رؤیا در فروید می‌پردازیم که مفهومی اعم از بحث تعبیر رؤیا در فروید است و بخشی از مدلی است که در نظریه‌پردازی فروید نسبت به انسان و منشأ رفتارهای او ابراز شده است. پیش‌تر بیان شد که در اید یا نهاد هیچ عنصر اخلاقی‌ای نیست. از همین نظر است که در مواردی مثل رؤیا که اید مجال ظهور و بروز می‌یابد، هر خطایی ممکن است اتفاق بیافتد. با مادر هم‌بستر می‌شود، پدر را می‌کشد. سن توماس که قدیس هم بوده جمله‌ی زیبایی دارد، می‌گوید خدا را شکر که انسان مسئول رؤیاهایی که می‌بیند نیست.

وارد فرآیند و نظریه‌ی رؤیا از دیدگاه فروید می‌شویم. در طول تاریخ بشر، رؤیاها مقدّس بوده‌اند و به آن‌ها اهمیت داده می‌شده است و همیشه این احساس وجود داشته که رؤیاها الهام‌هایی از آینده هستند. رؤیاها در کتب مقدس نیز جایگاه ویژه‌ای دارند، مثل رؤیای یوسف و اغلب نمادین هستند.

ابتدا به معرفی چند اثر در بحث رؤیا از نظر فروید می‌پردازیم. مهم‌ترین کتاب فروید در این زمینه «تفسیر خواب» است که در سال ۱۹۰۰ نوشته‌شده، یک بار سال‌ها قبل ترجمه شده است که ترجمه‌ی ضعیفی است، [تعبیر خواب و بیماری‌های روانی، زیگموند فروید، ناشر: آسیا، مترجم: ایرج پورباقر، بازچاپ، ۱۳۸۱] و یک ترجمه هم اخیراً از آن انجام شده است که ترجمه‌ی بهتری است. [تفسیر خواب، زیگموند فروید، نشر مرکز، مترجم: شیوا رویگریان، ۱۳۹۴] فروید بیش از همه به این اثرش افتخار می‌کرد و آن را مهم می‌دانست و معتقد بود راز رؤیا را در این کتاب بیان کرده است. کتاب دیگر تعبیر خواب از دید مکاتب روانشناسی نوشته‌ی جوینز است [ناشر: صدوق، مترجمان: ایراندخت صالحی، فرخ سیف‌بهزاد، ۱۳۷۲] که از نزدیکان فروید است و کتابی در موضوع زندگی‌نامه‌ی فروید نگاشته است. این کتاب برای دهه‌ی ۵۰ است که اوج شهرت فروید است و از معدود کتاب‌های ترجمه شده است که تماماً فرویدی است. کتاب مفید دیگر کتاب دنیای خواب‌وخیال است که از انتشارات پیک فرهنگ است و کتاب خوبی است. [دنیای خواب‌وخیال: «تجزیه‌وتحلیل خواب و رؤیا» مؤلف: امیل‌آرتو گوتیل، ناشر: پیک فرهنگ، مترجمان: سیاوش میرزابیگی، میترا حبیبی، ۱۳۸۱] فرهنگ تعبیر خواب کتاب دیگری است که برای انتشارات مروارید است [فرهنگ تعبیر خواب، مؤلف: تام چت‌ویند، ناشر: مروارید، مترجم: فرید جواهرکلام، ۱۳۷۲] و مؤلف در آن سعی کرده که احصاء خوبی از نمادهای موجود در رؤیاها داشته باشد، این کتاب نیز فرویدی است.

  • تبیین علمی و بیولوژیکی رؤیا

اساساً دو جریان در تعبیر خواب وجود دارد، یکی که مبتذل و غیرعلمی است و در امتداد اموری مثل طالع بینی و کف‌بینی و دیگری جریانی است که توسط فروید آغاز می‌شود و مبنای علمی و تجربی دارد.

لحاظ دو ویژگی برای رؤیا در نظریه‌ی فروید ضروری است، یکی آنکه کارکرد بیولوژیک داشته باشد و دیگری آنکه با باقی جنبه‌های نظریه‌ی فروید سازگاری داشته باشد. کارکردی بیولوژیکی که فروید برای رؤیا لحاظ می‌کند این است که در نظر وی رؤیا محافظ خواب است و خواب نیز برای حفظ تعادل بیولوژیک ضروری است. از همین نظر است که وقتی خواب به‌اندازه‌ی کافی نبوده باشد، بیدار شدن همراه با سختی و عوارض جسمانی و اختلالات روانی است. رؤیا دیدن کمک به این است که حالت ناهشیاری‌ای که لازمه‌ی خواب است، حفظ شود. البته جونز گاهی به فروید انتقاد می‌کند که تأکید درستش بر محافظ خواب بودن رؤیا به‌اندازه‌ی کافی نیست. داستان یک دانشجوی پزشکی در کتاب‌های روان‌کاوی نقل می‌شود که برای رفتن به بیمارستان در ساعت خاصی به صاحب‌خانه‌اش سپرده بود که بیدارش کند، این فرد چون خوابش به‌اندازه‌ی کافی نبوده، موقعی که همسایه‌اش سعی می‌کند بیدارش کند، در حال دیدن خوابی بوده است که در بیمارستان است و در اتاق خودش در بیمارستان خوابیده است.

فروید در کتابش به دو مطلب می‌پردازد، یکی نظریه‌ی رؤیا که چگونه و چرا رؤیا پدید می‌آید و دیگری تفسیر رؤیا. از نظر فروید رؤیا در هنگام خاموشی ایگو و حالت ناهشیاری توسط اید یا نهاد پدید می‌آید. نهاد رؤیا را در برابر ناکامی‌هایی که در زمان بیداری در اثر خواسته‌های واپس زده دارد، ایجاد کرده است. خود فروید معتقد بود حالات و وقایع پیش از خواب در این که چه خوابی دیده می‌شود مؤثر است. مثلاً اگر در حالت تشنگی انسان بخوابد، خواب آب را می‌بیند. از این نظر هر رؤیایی تحقق تغییر شکل یافته‌ی آرزویی سرکوب‌شده و واپس زده شده است.

  • تغییر و تحریف رؤیا

تغییر شکل رؤیا مسئله‌ی مهمی است. مثلاً اگر شما آرزوی به قتل رساندن پدر خود را داشته باشید، در خواب می‌بینید که او مرده است. اساساً انسان مرگ نزدیکانی را در خواب می‌بیند که آرزوی مرگ آن‌ها را داشته است. تغییر شکل یافتن رؤیا به این خاطر است که همان‌طور که بیان شد، اید از ناهشیاری ایگو بهره می‌برد و خواب را ایجاد می‌کند، حالا تحقق خواب باید به‌گونه‌ای باشد که ایگو تحریک و حساس و سپس هوشیار نشود. از این نظر صورت رؤیا همراه با تحریف و تغییر نسبت به واقعیت است. به‌بیان‌دیگر در مدل فرویدی، رؤیا حاوی یک محتوای آشکار و یک محتوای پنهان است که محتوای آشکار صورت تغییر و تحریف یافته‌ی محتوای نهان است و محتوای نهان اغلب آرزوها و میل‌های بسیار قدیمی و عمیق انسان را که به لحاظ زمانی به دوره‌ی کودکی می‌رسد شامل می‌شود.

نهاد بشر از ابتدا تا انتها اید است و ایگو و سوپرایگو بر آن سوار می‌شوند. اید با توجه و لحاظ محدودیت‌های ایگو و سوپرایگو رؤیا را به وجود می‌آورد. فروید برای پدید آیی رؤیاها طریق عمومی‌ای بیان می‌کند و البته در یادداشت‌هایش برخی رؤیاها را از این روش مستثنی می‌داند. در مرحله‌ی اول رؤیاها توسط اید پدید می‌آیند و در مرحله‌ی دوم توسط ایگو و سوپرایگو تغییر شکل می‌یابند.

  • شخصی و مربوط به گذشته بودن رؤیاها

در مدل تبیینی فروید، هر رؤیایی نشانه‌هایی از افکار روزانه را در خود دارد. البته نه به این معنا که عیناً در رؤیا بروز یابد، بلکه همان‌طور که گفته شد محرّک بخشی از ناخودآگاه است. هرچه تحلیل یک رؤیا عمیق‌تر می‌شود، بیشتر نقش سازنده و مؤثر تجربه‌های کودکی در محتویات نهان رؤیاها روشن می‌شود. غالباً این محتوای نهان مربوط به سه سال اول زندگی است. به نظر می‌آید رؤیاها اغلب دارای بیش از یک معنا هستند و ممکن است که تحقّق چند آرزو در یک رؤیا صورت پذیرد که آرزوی اخیر در این مجموعه مربوط به دوران کودکی است. هر رؤیایی معنایی دارد و از لحاظ روانی دارای ارزش است. فروید معتقد نیست که رؤیا مطالبی از آینده را بازگو می‌کند، بلکه قائل است که گزارشگری رؤیا از گذشته است و گذشته است که سازنده‌ی رؤیاست. محتوای رؤیا ناظر به خود فرد رؤیابین است. یا بقایای افکار زندگی روزانه است که به حال خود رها شده‌اند و دارای یک انرژی خفته‌ای در درون هستند که هنگام خواب مجال بروز می‌یابند و یا نوع فعالیت و افکار اخیر انسان در طی شبانه‌روز موجب تحریک بخشی از ناخودآگاه درگذشته می‌شود که باز در خواب مجال ظهور می‌یابد و یا تلفیق این دو است. هر رؤیایی به خود رؤیابین می‌پردازد و این یک قاعده‌ی کلی بدون استثنایی است. اگر هم فرد بیرونی‌ای در رؤیای شخصی حضور یابد، آنچه موردتوجه است، رابطه‌ی آن شخص با آن فرد است. حتی خود شخصیت رؤیابین ممکن است به صورت چندپاره در رؤیای خود حضور یابد؛ مانند جایی که نویسنده‌ی داستانی در شخصیت‌های مختلف داستان خود بروز می‌یابد.

  • زبان تصویری و ایجابی رؤیاها

رؤیاها زبان تصویری دارند و تشبیه، در رؤیاها محوریت دارد و کمتر با کلام و سخن همراه‌اند. از سوی دیگر رؤیاها با نفی و تناقض هم نسبتی ندارند. از این نظر اگر فردی در توصیف رؤیای خود از نفی استفاده کرد، این به معنای گزارش نادرست رؤیایش است؛ و این از نشانه‌های سانسور رؤیاست. عوامل متعددی در سانسور رؤیا و تحریف آن نقش دارد که در بحث‌های بعدی به آن‌ها می‌پردازیم. خود بازگویی رؤیا و زمانی که از آن گذشته در تحریف و سانسور آن مؤثر است. فروید به این مرحله از تحریف و سانسور تجدیدنظر ثانوی می‌گوید.

۴- مکانیسم‌های دفاعی فرآیند رؤیا

پیش‌تر بیان شد که فرآیندهای دفاعی مشتمل بر مکانیسم‌های دفاعی است. در این قسمت مکانیسم‌های دفاعی فرآیند رؤیا موردبررسی قرار می‌گیرد.

۱) تراکم و فشردگی، در رؤیا حجم زیادی از داده‌ها به صورت فشرده بازنمایی می‌شوند. افراد و اشیاء در رؤیا درون هم حضور دارند مثلاً فردی که شما می‌بینید هم شبیه عموی شما و هم دوست نزدیک شماست.

۲) جابه‌جایی، وقتی مثلاً شما خشم و نفرتی نسبت به کسی دارید، حضور خود آن شخص باعث می‌شود ایگو تحریک شود و رؤیا صورت نپذیرد، به همین خاطر شخصیت فردی که در رؤیای شما حضور دارد همراه با تحریف و تغییر است و فردی است که در ویژگی‌ها یا ظواهر شبیه فرد در بیداری است.

۳) سمبلیسم یا نمادپردازی، مهم‌ترین مکانیسم رؤیا است. نمادپردازی در رؤیا کاملاً شخصی است و در ارتباط با تجربیات و گذشته‌ی خود رؤیابین است.

۴) دراماتایز کردن، گاهی مثلاً وقتی شما آرزویی دارید که تحقق آن در بیداری یا میسر نیست یا هزینه‌ی زیادی دارد، در رؤیا تحقق آرزوی شما با ایفای نقش توسط خود شما نیست. مثلاً اگر به پدر خود کینه دارید و دوست دارید او را به قتل برسانید، در رؤیا، خوابی می‌بینید که در آن فیلمی در آن در حال پخش است و یکی از شخصیت‌های فیلم، در آن پدر خود را به قتل می‌رساند.

۵- بیان اصول نظریه‌ی تفسیر رؤیای فروید بر مبنای تفسیر او از رؤیای ایرما

فروید در این کتاب رؤیاهای متعددی را مورد تفسیر قرار می‌دهد که در رؤیای ایرما، فصل دوم کتاب، تقریباً توضیحاتش جامع‌تر از باقی رؤیاهاست. در مرحله‌ی تفسیر رؤیا چند مرحله را طی می‌کند.

۱- اتفاقات اخیر مرتبط با خواب را که بر فرد گذشته موردبررسی قرار می‌دهد. ۲فرد را در یک تداعی آزاد، به سمت بیان آنچه از اشیاء و افرادی که در خواب‌دیده برای او تداعی می‌شود، سوق می‌دهد. با پیگیری شبکه‌ای از تداعی‌ها سعی در ره بردن به محتوای نهان رؤیا دارد. ۳سعی در بازیابی خاطرات مهم گذشته‌ی فرد دارد که با بازیابی آن‌ها ربط و نسبت آن‌ها با رؤیا و نحوه‌ی تحریک ناخودآگاه توسط آن‌ها روشن می‌شود. با طی این مراحل سعی در کشف هسته‌ی اصلی رؤیا دارد.

در فصل دیگر کتاب فروید سعی دارد برای اولین بار مجموعه‌ای از نمادهای استاندارد علمی در مورد رؤیاها را احصاء کند و از این نظر این فصل مشتمل بر یک دیکشنری بسیار مختصر در باب رؤیاست. طبیعتاً اکثر نمادهای بیان‌شده توسط فروید محتوای جنسی دارند، چون در دیدگاه وی واپس‌زدگی خاطرات دوران کودکی به خاطر بحران جنسی در آن دوره است. اساساً فروید فراموشی خاطرات دوران کودکی را به عقده‌ی ادیپ مربوط می‌داند و چون اید در دوره‌های بعدی به یک معقولیت رفتاری رسیده است، دیگر کمتر فراموشی رخ می‌دهد. در فصل دیگری از کتاب به رؤیاهای نمونه‌وار اشاره دارد، رؤیاهایی که در عین قاعده‌ی کلی شخصی بودن، برای افراد زیادی به صورت معمول اتفاق می‌افتد. پرواز، مرگ عزیزان، عریانی در جمع و

البته تفسیر رؤیا از زمان فروید تا امروز دچار تطور شده و دیگر کمتر کسی تفسیر فرویدی از نهادها را در رؤیا قبول دارد. مثلاً رؤیای پرتکرار پرواز که معمولاً در افراد مختلف مشترک است در تفسیر فرویدی صرفاً بیان‌گر حالاتی از کودکی دانسته شده است که در آن والدین کودک یا دیگر افراد کودک را بالا می‌انداختند و می‌گرفتند. ولی در بعد از فروید رؤیای پرواز بسته به زمینه‌ی آن دارای تفسیرهای مختلف است. ۱) می‌تواند نشان‌گر خستگی زیاد فرد در طول روز باشد. ۲) می‌تواند نشان‌گر تنبلی فرد باشد. ۳) می‌تواند نشانه‌ی افرادی باشد که بی‌تحمل زحمتی تمایل به رسیدن به مقاصدی را دارند. البته این در زمانی است که رؤیابین بعد از طی مسیری، خود را در حالت پرواز می‌یابد. ۴) در دوره‌ی بلوغ جنسی نشانه‌ی برخی تغییرات جسمانی است. ۵) نشانه‌ی بلندپروازی است.

جلسه ۴ – روان‌کاوی و فرهنگ
0 0 votes
Article Rating
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
بستن منو