درس گفتارهایی در مورد واژگان قرآن

واژگان ۱۲: مفهوم زبان و واژه، تعریف مفاهیم، واژگان امر به معروف و نهی از منکر

جلسه گذشته بحث‏هایی کردم و گفتم می‏توانست در اولین جلسه واژگان این بحث‏ها مطرح شود که یک مقدار جنبه کلی و نگاه کلی به مفهوم زبان و واژه داشت. به نظر من از نظر منطقی برای جلسه اول مناسب بود ولی شاید قبل از اینکه بحث را شروع کنیم از کلیات شروع کردن جذاب نبود و من این بحث را به تأخر انداختم. چند نکته می‏خواهم در مورد بعضی از حرف‏هایی که آنجا زدم بگویم و در مورد اهمیت دیدگاه فلسفی یک بحث‏هایی بکنم بعد در مورد چند واژه صحبت کنم.

ادامه خواندنواژگان ۱۲: مفهوم زبان و واژه، تعریف مفاهیم، واژگان امر به معروف و نهی از منکر

واژگان ۱۱: واژه‌شناسی یک کار فرهنگی و درک کردن جهان قرآن

موضوع کلاً در مورد شأن زبان و واژگان است یعنی دیدگاه‏های جدیدی که در مورد زبان وجود دارد اینکه زبان یک چیز قراردادی است و اینکه زبان تفکر را شکل می‏دهد بارها فکر می‏کنم در مقدمات وقتی در مورد ایزوتسو بحث می‏کردم یک یا دو جلسه از این صحبت‏ها کردم و بعداً به یک مناسب‏هایی فکر می‏کنم در بحث‏های مربوط به آفرینش هم این حرف‏ها را زدم. الآن که در مورد خود واژگان بحث می‏کنیم بی‌مناسبت نیست که یک مقدار منسجم‌تر و مفصل‌تر یک بخشی از این حرف‏ها را مطرح کنیم.

ادامه خواندنواژگان ۱۱: واژه‌شناسی یک کار فرهنگی و درک کردن جهان قرآن

واژگان ۱۰: استقلال در تفکر و واژه صالح

من هر وقت بحث‌هایی شبیه بحث‌های دو جلسه گذشته در کلاس مطرح کردم که آدم باید برای عقاید خود یک بررسی‌هایی بکند و تصمیم بگیرد باید یک توجیهی داشته باشد راهی که انتخاب کرده بین راه‌های موجود راه بهتری است. کلی سوال ایجاد می‌شود یک اصطلاحی در روانشناسی است که می‌گویند کامپلکس؛ تعریف آن این است انگار یک محدوده و یک جایی در فضای روانی آدم که عواطف خیلی شدیدی آنجا وجود دارد. میل دارم اول یک مقدار در مورد این مسئله صحبت کنم بر حسب بعضی از سوال‌هایی که شده، یک موضوع نسبتاً مستقل مطرح کنم فکر کنم بد نیست.

ادامه خواندنواژگان ۱۰: استقلال در تفکر و واژه صالح

واژگان ۹: عقلانیت انتقادی، نکاتی در مورد ایمان

می‌خواهم بحث جلسه قبل را ادامه بدهم که در مورد مفهوم ایمان صحبت کردم ولی خیلی بحث‌هایی که جلسه قبل کردم مستقیماً مربوط به معنی ایمان در قرآن نبود. می‌خواهم یک یادآوری کنم که در جلسه قبل چه گفته شد، یک چیزهایی را تکمیل کنم بعد سراغ مفهوم واژه ایمان در قرآن برویم. شروع کردم در مورد واژه ایمان در قرآن صحبت کردن و امروز آن را تکمیل می‌کنم.

ادامه خواندنواژگان ۹: عقلانیت انتقادی، نکاتی در مورد ایمان

واژگان ۸: ایمان و عقل، معانی عرفی واژه ایمان، واژه ایمان در قرآن

جلسه قبل قرار شد در این جلسه در مورد بعضی واژه‌های مثبت قرآن مانند ایمان، اسلام و عمل صالح صحبت کنیم. فعلاً در مورد واژه‌هایی که ایزوتسو در این کتاب انتخاب کرده است صحبت می‌کنم، شاید به همین مناسبت که ایزوتسو از ایمان شروع کرده است و خود من هم این تمایل را دارم، این جلسه از ایمان شروع کنم تا هر کجا که رسیدیم.

ادامه خواندنواژگان ۸: ایمان و عقل، معانی عرفی واژه ایمان، واژه ایمان در قرآن

واژگان ۷: بررسی داستان آفرینش و منشأ نمود یافتن صفات بد در انسان، اسراف، فساد، نفاق (تفاوت منافق با الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ)، واژگان مثبت قرآن

تا الان در مورد واژگان منفی صحبت کردیم، واژگان منفی که به انسان مربوط می‌شود. در این جلسه هم واژگان منفی را ادامه می‌دهیم، همه واژه‌هایی که در مورد آن صحبت کردم همان‌هایی بودند که در کتاب ایزوتسو هست. اگر یادتان باشد جلسه اول گفتم کاری که می‌خواهم بکنم با کاری که ایزوتسو می‌کند تفاوت‌هایی دارد که در مورد آن صحبت کردم، امیدارم در بحث‌ها هم مشخص شده باشد که اشتراک زیادی با بحث‌های ایزوتسو ندارد، مثلاً می‌خواهیم از واژگان انسان‌شناسی دربیاوریم.

ادامه خواندنواژگان ۷: بررسی داستان آفرینش و منشأ نمود یافتن صفات بد در انسان، اسراف، فساد، نفاق (تفاوت منافق با الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ)، واژگان مثبت قرآن

واژگان ۶: فجور، ظلم، تعدی

جلسه قبل مطابق روندی که در کتاب ایزوتسو هست که واژه‌های منفی و واژه‌هایی که نزدیک به کفر هستند را در یک فصل بررسی کرده است از ضلالت شروع کردیم و بعد در مورد فسق صحبت کردیم. واژه بعدی که باید در مورد آن صحبت کنیم واژه فاجر است.

ادامه خواندنواژگان ۶: فجور، ظلم، تعدی

واژگان ۵: انحراف معنایی واژگان در فرهنگ اسلامی (کفر، اسلام و…)، ضلالت و هدایت، فسق

انتهای جلسه چهارم وارد واژه‌های اطراف کفر شدیم که واژه مرکزی در صفات بدی که به انسان در قرآن نسبت داده می‌شود است، به نظر می‌آید از همه صفات بدی که در قرآن هست کلی‌تر است. از نکات مهم این بود که شرک از نوع اعتقاد است، اعتقادی که غیرتوحیدی باشد. وقتی آدم به جایی برسد که حقیقت را نبیند صفت او صفت کفر است. وارد اینکه مقدمات آن چیست و چگونه انسان به این حالت می‌رسد که از حقیقت دور می‌شود نشدیم. ولی وقتی به یک نفر حالت کفر دست می‌دهد و توحید و حقیقت را درک نمی‌کند نتیجه این است که افکار و عقاید جایگزینی پیدا می‌کند و هر عقیده غیرتوحیدی شرک است.

ادامه خواندنواژگان ۵: انحراف معنایی واژگان در فرهنگ اسلامی (کفر، اسلام و…)، ضلالت و هدایت، فسق

واژگان ۴: شرک و حبط اعمال، وسعت و پیچیدگی معنایی واژه کفر، تناسب در تضاد بودن واژه کفر با شکر و ایمان به صورت همزمان و فطرت انسان، همنشین‌های واژه کفر

ابتدا می‌خواهم درباره چند موضوع که در آیه‌هایی که درباره شرک هستند دیده می‌شود صحبت کنم و بعد به سراغ مفهوم کفر می‌رویم. نکته‌ای در مورد شرک در قرآن هست که چند بار روی آن تأکید می‌شود، کسی که شرک می‌ورزد اعمالش به یک اصطلاح خاصی حبط می‌شود. مثل اینکه حبط شدن دلیت شدن اعمال فرد است و اثر مثبتی که باید بگذارد را نمی‌گذارد. ممکن است کارهای خوبی کرده باشد ولی به آن نتیجه‌ای که باید برسد نمی‌رسد. چند بار از اینکه اعمال مشرکان حبط می‌شود صحبت شده است.

ادامه خواندنواژگان ۴: شرک و حبط اعمال، وسعت و پیچیدگی معنایی واژه کفر، تناسب در تضاد بودن واژه کفر با شکر و ایمان به صورت همزمان و فطرت انسان، همنشین‌های واژه کفر

واژگان ۳: ادامه بحث کفر و شرک؛ مدل انسان‌شناسی قرآن

مقدمه‌ای در مورد بحث‌های جلسات قبل بگویم. جلسه اول گفتم هدف من این است درکنار بحث‌ واژه‌ها سعی کنیم (نه با جزئیات زیاد ولی) در مورد یک مدل انسان‌شناسی که این مفاهیم در آن به‌خوبی بگنجد و معنی‌دار شود صحبت کنیم. از سوالاتی که جلسه قبل پرسیدید و بحث‌هایی که شد من احساس می‌کنم بد نیست همین‌گونه که به تدریج جلو می‌رویم یک مقدار از این بحث‌ها کنیم.

ادامه خواندنواژگان ۳: ادامه بحث کفر و شرک؛ مدل انسان‌شناسی قرآن

پایان محتوا

صفحات بیشتری برای بارگیری وجود ندارد