اگر عنوان سخنرانی جدایی علم از دین نبود، مثلاً عنوان سخنرانی را میگذاشتیم جدایی علم از فلسفه، آن وقت در قرن بیستم خیلی اتفاقات جالبی افتاده بود و قرن بیستم در جدایی علم از فلسفه خیلی قرن حساس و مهمی بود، ولی در عین حال باز هم در جدایی علم از فلسفه اگر از من بپرسید میگویم قرن هجدهم جایی است که جدایی اتفاق افتاده. دو تا خطی که از هم دور میشوند، به یک جایی میرسند که همه جداییشان را میبینند.
حالا من به بعضی از نکاتی که اوایل قرن بیستم اتفاق افتاده است در همین جلسه شاید اشاره کنم؛ ولی واقعیت این است که به نظر میرسد که در همان قرن نوزدهم کار دیگر تمام شده است. من بدون اینکه بخواهم وارد جزئیات بشوم یک یادآوری میکنم که عنوان جلسه ی دهم را گذاشته بودم «وارونگی داروینی» برای اینکه تاکید کنم که در مورد داروینیسم و موارد دیگری در علم، یک اتفاقی افتاد که به نوعی مثل یک بدعت محسوب میشود.
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای جدایی علم از دین، جلسهی ۱۰، دکتر روزبه توسرکانی، جلسه مجازی، اندیشکده راهبردی مهاجر، ۱۴۰۰/۹/۲۳پاورپونت جلسه ۱- مقدمه و مرور جلسات پیشین در جلسۀ گذشته دربارۀ…
این جلسهٔ نهم است. عنوانش را گذاشتم انقلاب داروینی! با علامت تعجب. حالا یک مقدار دربارهٔ اتفاقهای علمیقرن نوزدهم صحبت میکنیم. جلسه ی گذشته پایان جلسه را تعمداً به یک جایی رساندم که یک حرف خلاف عرف دربارهٔ تحولات علمی قرن نوزدهم بزنم. برای این خاطر ابتدا مقداری از نکاتی را که جلسهٔ گذشته گفتم را تکرار میکنم.
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای جدایی علم از دین، جلسهی ۸، دکتر روزبه توسرکانی، جلسه مجازی، اندیشکده راهبردی مهاجر، ۱۴۰۰/۷/۲۷امروز میخواهم مطالبی دربارهٔ وضعیت علم در قرن نوزدهم بگویم. میگویند قرن…
ر پاورپوینت من کاریکاتوری بود که حالا این گونه در واقع بحث را شروع کردم که دیدن آن کاریکاتور خیلی برای من الهامبخش بود که یک اتفاق بامزهای افتاده و آن هم این است که مثلاً حتی اگر واکسنی برای یک بیماری دارد توسط دانشمندها ابداع میشود این یک جور حرکت غیر دینی و ضد دینی است، اینکه اصلاً یک آدم حتی در این فرآیند که یک بیماری آمده است و پزشکها دارند یک کاری میکنند احساس میکند اینها غیر دین هستند و دین کجا است، حالا ببینید دانشمندان که دارند ما را نجات میدهند و از این افکار که متأسفانه در حال حاضر در خیلی از محافل شیوع هم دارد و در این بیست سال اخیر خیلی این فضا در دنیا تشدید شده است. من فکر میکنم بد نیست در شروع این دوره هم باز دوباره برگردیم به همان کاریکاتور.
این سخنرانی با موضوع تعارض علم و دین در دانشگاه تهران انجام شده است. در این سخنرانی به مسئله تعارض علم و دین پرداخته میشود و چگونگی بروز تعارض و راهحلها عنوان میشود و این مسئله بیان میشود که این تعارض چگونه منشأهای اجتماعی، تاریخی، روانی دارد و صرفاً بحث تضاد گزارههای دینی و علمی نیست و ...
میخواهم خلاصهای بگویم و توضیح بدهم که چه بوده و چه شده است و چرا به یک معنایی طرح اولیهای که در ذهنم بود تغییر کرد و علت اینکه این تغییر بوجود آمد چه بود. به نظرم آمد بد نیست که یادآوری از کل موضوعی که تا حالا به آن پرداختیم بشود. سعی میکنم از این قرن هجدهم که در آن گیر کردیم بیرون بیاییم و وارد بحثهای قرن نوزدهم بشویم. عنوان این جلسه را «فصل سوم، قرن نوزدهم» گذاشتم.
جدای از این مسئله که واقعیت انقلاب علمی چه بوده، من اصرار داشتم که در قرن پانزدهم و شانزدهم که انقلاب علمی شروع شد تا قرن هفدهم، جدایی به آن معنا یا تعارض آشکار نبوده است؛ اینکه در لایههای پنهانی اتفاقاتی داشت میافتاد، قطعاً میشود این حرف را زد. در واقع این کشف جدایی علم و دین همینگونه باید انجام شود.
این جلسه چهارم است و فکر میکنم همچنان در همان فصل دوم که مربوط به قرن هجدهم است، ماندهایم. من میل دارم روی این نکته تأکید کنم که آن کاری را که به صورت یک پروژه شروع کردم اینکه به جای بحث فلسفی تجریدی، یک بررسی تاریخی کنیم که واقعاً در طول تاریخ چه تحولاتی اتفاق افتاده است.