ص ۲: علت ابهام داستانهای قرآن، بررسی داستان داوود، احزاب
در جلسه اول در مورد سوره صاد صحبت کردم و صبحت حاشیه¬ای را مطرح کردم و در ادامه جلسات هم صحبت حاشیه¬ای باقی خواهد ماند. برای رفع ابهامات داستان¬ها، قطعات و آیاتی که در قرآن است و خیلی روشن نیست، میزان مراجعه ما به متون خارج از قرآن مخصوصاً کتب مقدس قبلی که مورد تأیید قرآن به صورت کلی هستند چقدر باید باشد. من دو سر طیف را بیان کردم، وقتی میگویم دو سر طیف یعنی بینابین میتواند عقایدی وجود داشته باشد. یک سر طیف این است که قرآن اصولاً خودبسنده است و لازم نیست خودمان را به هیچ چیز خارج از قرآن ارجاع بدهیم، استدلالی را مستند خارج از قرآن نکنیم فقط باید قرآن را به دقت بخوانیم. اگر چیزی گفته شده است، گفته شده است و اگر گفته نشده است نمیخواسته گفته شود و الی آخر. یک سر طیف دیگر برای این است که ابهامات برای این گذاشته شده است که ما باید مراجعه کنیم و باید کتب مقدس را بیشتر میخواندیم و حفظ میکردیم و آنها هم کتب الهی هستند. اینکه مسلمانها از این کتابها فاصله گرفتند و طوری رفتار میکنند انگار کتاب آنها است و این کتاب ما است؛ کلاً این با محتوای کتاب ما جور درنمیآید.
