اول در مورد دو آیه مبهمی که در داستان ایوب است و اینکه ترجمههای مختلفی که میتوان پیشنهاد داد صحبت میکنم، بدون اینکه وارد این شوم تئوری کلی برای داستان بسازیم. فکر میکنم لازم است لااقل محدوده ابهامی که وجود دارد را یک مقدار روشن کنیم. بعد بحث نظری که در مورد مسئله ابهامهای قرآن و اینکه آیا باید به فرامتنها رجوع کرد یا خیر را ادامه میدهم. نهایتاً میرسیم به کاری که قرار بود در این جلسه انجام بدهم یعنی در مورد مفاهیم کلی که در سوره است و ارتباطی که بین قسمتهای مختلف سوره وجود دارد، صحبت کنیم.
شروع این جلسه نکاتی درباره مطالبی که در جلسات قبل گفته شده است میگویم و تکمیل و اضافه میکنم تا حداقل کاری که در ابتدای این جلسه میکنم شاید در مورد داستان حضرت داوود ضرورت داشته باشد. بعد نهایتاً تصمیم گرفتم با تردید زیاد در این جلسه در مورد داستان حضرت ایوب صحبت کنم. دو گزینه داشتم یکی اینکه شمای کلی از سوره با چیزهایی که از این داستانها فهمیدیم، بدهم بعداً سراغ داستان ایوب برویم. فکر میکنم از یک جهاتی، مبهمترین داستان این سوره یا شاید کل قرآن باشد، اولاً خیلی خلاصه است، ثانیاً دو آیه در آن است که حتی در ترجمه آن توافق وجود ندارد.
اگر جلسات گذشته را به صورت کلی، گوش کرده باشید، بارها به سوره ص به یک دلیلی اشاره کردم. دلیل آن این است که مثال خیلی روشن و خاصی است از اینکه داستانهای قرآن گاهی پر از ابهام هستند. معمولاً میگویم داستانهای سوره ص از نظر فنی و تکنیکی شبیه چیزی هستند که الان به آن فلش استوری میگویند. فلش استوریها گاهی چند جمله هستند و خیلی هم روشن نیستند ولی حال و هوای خاصی دارند که با چند جمله بیان میکنند و یک حس عمیقی ایجاد میکنند. ما میخواهیم در مورد سورهای بحث کنیم که فکر میکنم در مجموع شاید پرابهامترین سوره قرآن است. حداقل در بین سورههای متوسط به بالا از نظر تعداد آیات یا حداقل با اطمینان میتوان گفت داستانهایی که در این سوره هست، جزو پرابهامترین داستانهای قرآن است.