مروری میکنم. مخصوصاً دو جلسه اخیر سعی کردم دو مورد مطرح کنم، صرف برداشتهای عرفانی و فردی که از حج وجود دارد کافی نیست. در متن قرآن و کانتکس دینی چیزی فراتر از این میبینیم و آن هم جنبههای اجتماعی و سیاسی و بینالمللیتر است، به عنوان یک پدیده و اتفاقی که در زمین میافتد اهمیت دارد. جلسه ماقبل آخر روی این تأکید کردم اصولاً مکانیسمهایی که در الهام عرفانی است جنبههای فردی در آن قویتر است و در مکانیسم وحی که ورای شهود و درک عرفانی متعارفی است که عرفا دارند و یک لول بالاتر از آن است متکی به زبان است و تبعاً به دلیل اینکه برای ابلاغ به مردم نازل میشود جنبههای اجتماعی در آن پررنگتر است. یک جلسه روی این تأکید کردم این تفاوتها وجود دارد بنابراین طبیعی است در پیامی که خداوند به صورت وحی فرستاده است یک چیزی ورای مسائل فردی در مورد حج یا هر چیز دیگری که در شریعت است ببینید.
هر سال وقتی ماه رمضان نزدیک است، یک جلسهای اگر باشد که بعد آن شبهای قدر باشد، تذکری در مورد شبهای قدر میدهم که این دفعه هم این کار را میکنم، مخصوصاً این دفعه شروع، همین امشب است. تصور من این است شبهای قدر خیلی مهم هستند. دلایل واضحی برای اهمیت دادن به شبهای قدر وجود دارد. اول اینکه یک سوره مستقل در قرآن داریم که از شبی حرف میزند که شب خاصی است و به اندازه هزار ماه ارزش دارد. اگر کسی کوچکترین ایمانی به قرآن داشته باشد فکر میکنم خواندن این سوره یک تأثیر خیلی شدیدی باید روی او بگذارد که باید به چنین شبی اگر بداند کدام شب است، خیلی اهمیت بدهد. کاملاً از لحن آن سوره اینگونه برمیآید که در مورد شب خاصی صحبت میشود نه اینکه در مورد شب قدر به یک معنای مفهومی باشد که شبهای مهمی در زندگی است. در مورد شب خاصی صحبت میشود که مسئله نزول قرآن هم در آنجا اتفاق افتاده است.
یک یادآوری از جلسه قبل میکنم، نکته اصلی جلسه قبل از نظر من این بود که چون بحث درباره شریعت را که شروع کردیم به مدت نسبتاً طولانی درباره احکامی صحبت کردیم که خیلی جنبه فردی و حالت عبادی و معنوی دارند. دو جلسه قبل این موضوع را شروع کردم تقسیم¬بندی استانداردی که تحت عنوان فروع دین است را اگر به عنوان بحثهای مهم مربوط به شریعت در نظر بگیریم که چه چیزهایی در مومنین واجب است ممکن است کسی خیلی جدا کردن این احکام را به عنوان فروع دین و اصلی بودن آن را قبول نداشته باشد. منتها خیلی مهم نیست، همه ما میدانیم احکامی مانند حج و جهاد هم جزو احکام دین است؛ در فروع دین که گفته میشود اینها هم ذکر میشود. بنابراین از دو جلسه قبل این مقدمات را شروع کردم که به نظر میرسد شریعت فقط یک مجموعه احکام فردی برای رشد فردی و رسیدن به معنویت، یک چیزی مانند رسیدن به نحله عرفانی که بخواهد به ما یک تعلیماتی بدهد که چگونه به صورت فردی رشد کنیم و به خداوند نزدیک شویم، فقط این نیست. مخصوصاً این مهم است چون الان در دوران مدرن این گرایش به وجود آمده است که بگویند دین یک چیز شخصی است و مربوط به قلب انسان میشود و معنوی است. در حالیکه در ظاهر آن چیزی که میبینیم این است که در احکام شریعت احکامی وجود دارد که جلسه قبل سعی کردم این را بگویم خواسته یا ناخواسته، مسلمانها را طوری نه فقط وارد عرصههای اجتماعی میکند بلکه وارد سیاست بین¬الملل هم میکند.
یک یادآوری میکنم که از کجا شروع کردیم و به چه چیزی رسیدیم و این موضوع را ادامه میدهیم. من بدون اینکه هیچ اعتقاد خاصی داشته باشم به چیزی که تحت عنوان فروع دین میشناسیم که ۸ تا است و چیز مقدسی باشد، مبنا را بر این گذاشتم که درباره اینها صحبت کنیم. در مورد نماز و روزه چیزهایی گفتم دو جلسه قبل بحث به اینجا رسید تا یک جایی وقتی آدم نگاه میکند به نظر میآید شریعت یک سری مجموعه احکام با تأکید زیاد روی مسائل فردی و رشد فردی است که آدمها در طول روز چه کاری انجام بدهند و چگونه عبادت کنند، ارتباط با خداوند چگونه باشد. مسائل مالی مانند خمس و زکات جنبه فردی آن که من باید از اموال خود به افراد محروم بدهم، ممکن است سازوکارهای اجتماعی هم به وجود آمده باشد. ولی چیزی که قطعاً میدانیم این است که هر آدمی از درآمد و اموال خود باید به دیگران ببخشد.
در مورد نماز جمعه صحبتی کردم که احساس کردم شاید برداشت اشتباهی شده است که معنی اینکه گفتم نماز جمعه جایگزین شریعت یهود در مورد شنبه است این است که جمعه باید تعطیل باشد، یا حتی ساعاتی از جمعه باید تعطیل باشد، شاید اشتباه میکنم و این برداشت وجود ندارد ولی چون فکر میکنم ممکن است وجود داشته باشد میخواهم روی این تأکید کنم همانطور که در قرآن آمده است برداشت من این است که نماز جمعه جانشین مراسم شنبه است. حس بریدن از دنیا در آن وجود دارد، میگوید بیع را رها کنید و وقتی اذان گفته میشود به نماز جمعه بیایید. بعد میگوید سر کار خود برگردید. اولاً از اینجا برمیآید که مطلقاً حکمی در مورد تعطیلی روز جمعه وجود ندارد، اگر حکمی وجود داشت اینها سر کار نبودند که بخواهند بیع را ول کنند و بیایند. هیچ نتیجهای هم در مورد وجوب کار کردن در مورد نماز جمعه نمیتوان گرفت، مردم خسته هستند میخواهند جمعه تعطیل باشد یا نباشد.
جلسه قبل بحث نماز جمعه شد، از ظاهر آیات با تأکید زیاد برمیآید که نماز جمعه یکی از اوجب واجبات است ولی به نظر میآید علمای شیعه - شاید اکثریت آنها – آن را واجب عینی نمیدانند، بعضیها با عبارتهای مختلف یک مقدار ضعیفتر از حالتی که اهل سنت واجب میدانند فتوا دادند. مقدماتی گفتیم که ربط داشت به اینکه اصولاً احکام فقهی چگونه استخراج میشوند. اگر جایی در بحثهایی که میکنیم حکمی با چیزی که حکم مشهور است اختلاف دارد میتوانیم از بحثهای اولیه استفاده کنیم در مورد اینکه ببینیم حکم چگونه استخراج شده است و چقدر اعتبار دارد. نمیخواهم بحث مبسوطی درباره حکم مربوط به وجوب نماز جمعه بکنم، فقط میخواهم به نکتهای اشاره کنم در مورد اینکه با آن آیه قرآن چگونه حرف خود را توجیه میکنند.
من یک مقدار شبیه بحثهایی که در مورد سورۀ نساء کردم در این جلسه مقدماتی را میگویم و بعضی از جزئیات سوره را میگذاریم برای جلسۀ آینده. بگذارید به عنوان مقدمه در مورد سورۀ انفال از این آیۀ اول شروع کنم که فکر میکنم به مناسبتهایی قبلاً در جلسات به این آیه به عنوان یکی از آیههایی که آیههای اول سوره هستند و به عنوان یکی از شواهدی که چقدر سورههای قرآن متنوع و جالب شروع میشوند چند بار اشاره کردهام.