به موضوع اصلی بحث خودمان برگردیم، میخواهم ابراز خوشحالی کنم از اینکه جلسه قبل که تمام شد فیدبکهای خوبی گرفتم. احساس کردم با بحثهایی که در جلسه قبل شد انگار برای بعضیها جاافتاد کاری که مدنظر من است و اسم آن را در جلسه قبل فقه معناگرا گذاشتم در مقابل صورتگرا که فکر میکنم فقه موجود ما صورتگراست و اینکه موضوع چیست. این حرفی که مدام میزنم که متدولوژی دادن و بحثهای فلسفی کردن بدون اینکه کار عملی انجام دهیم با متدی که معرفی میکنیم خیلی مفید نیست. همیشه به مجموعه کارهای آقای دکتر سروش در مورد قرآن انجام دادند ایراد میگیرم. نظریه قبض و بسط شریعت را دادند، نظریه تجربه نبوی را دادند, بعد رویای رسولانه را گفتند.
بحثهای جلسه قبل را با تأکید روی برنامهای که من به آن میگویم برنامه زندگی مسلمانها، آنطوری که در شریعت آموزش داده میشود، ادامه میدهم و میخواهم این موضوع را تقویت کنم. به نظر میرسد خیلی زیاد روی اوقات نماز تأکید میکنم و اگر کیفیت نماز را تغییر بدهید هم حرفهای من سر جای خود است. بیشتر تأکید من این است که پنج وقت در طول روز آدمها عبادت میکنند. تأکید میکنم مهمترین ستون و حکم در شریعت اسلامی نماز خواندن است، حتی به طور سنتی هم در این موضوع شکی نیست.
کتابی آوردم و میخواهم قسمتهایی از آن را بخوانم، یک جمله از آن میخوانم و بحث خود را ادامه میدهم و بعد میخواهم یک یا دو صفحه از کتاب را به مناسبتی بخوانم. شرح حال آدمی که مسلمان شده است و از اینجا به بعد را برای شما میخوانم. "روزی که مسلمان شدم" یعنی تصمیم گرفته است مسلمان شود و احتمالاً نزد یک روحانی یا مفتی رفته است و شهادتین گفته است؛ بالاخره در یک روزی پذیرفته است و مسلمان شده است " امام مسجد یک کتابچه راهنما به من داد که نحوه به جا آوردن نماز را آموزش میداد." مسلمان شدن همانا و نماز خواندن همانا.
به بحث شیرین شریعت برمیگردیم، دفعه قبل بحث نماز مطرح شد و خیلی سوال و جوابهای جالبی شد. دوست دارم برای تأکید یک بار دیگر بگویم اینکه شما سعی کنید تا شریعت را بفهمید میتواند منبعی باشد برای اینکه شما حتی وقتی که روشن نیست قضاوت کنید. همین الان اگر شما از یک فقیه استاندارد موجود درباره احکام سوال کنید در مورد خیلی از احکام اختلاف نظر وجود دارد. فرض کنید در مورد موضوعی که جلسه قبل برای صدمین بار مطرح کردم که مسئله جمع بین نمازها است که در بین شیعیان متداول شده است همه قائل به این شیوه نیستند و از احتیاط اجب این است که نمازها را به هم نچسبانید فتواها شروع میشود - اهل سنت که چسباندن را قبول ندارند مگر اینکه عذری وجود داشته و در مورد آن بحث میکنند - تا مستحب بودن جمع آن را هم ممکن است در آراء فقها ببینید.
بحثهایی که در این جلسات کردیم بیشتر در این جهت بود که چیزی که الان به آن فقه میگوییم و وظیفه آن استخراج شریعت است چقدر اعتبار دارد. آیا میتواند آلترناتیوی داشته باشد؟ اصولاً روی پارادایمی کار میکند، آیا این پارادایم مقدس است؟ حرفهایی که زدم را اگر کنار هم بگذارید شاید تازگی داشته باشد ولی خود فقها این بحثها را کردند و چون و چراهایی در مورد اینکه کاری که میکنند چقدر اعتبار دارد همیشه وجود داشت.
جلسه گذشته دیاگرام کلی استخراج شریعت به وسیله دانش فقه را بیان کردم. فرض ما این است که یک سری تکست وجود دارد و در این تکستها اولیای دین احکامی را بیان کردند. یک مرحله این است که ما تکستها را مطالعه کنیم و با دانشی که اسم آن را حدیثشناسی میگذاریم یا متنشناسی - به خاطر اینکه فقط حدیث نیست و قرآن هم هست – تکستی به عنوان نتیجه استخراج کنیم که حاوی چیزهایی است که قابل اطمینان هستند.
از یک بحث کلی شروع میکنم، در ادامه بحثهای جلسه گذشته را ادامه میدهم. بحث جلسه گذشته انتقادهایی بود که به طور کلی به دانش فقه یعنی آن دانشی که قرار است به ما بگوید شریعت چیست، وارد بود، ایرادهای دانش فقه به معنای اینکه عملاً چه میکنند. دانش فقه در حال حاضر پارادایمی دارد، نگاه خاصی به شریعت دارد و روشی برای کار دارد که شریعت را استخراج کند و یک مجموعه از انتقادها میتواند این باشد که همین پارادایم آیا کارش را بنا به مبانی که پذیرفته و پیشفرضهایی که دارد درست انجام میدهد یا خیر؟
بسیاری از مطالب پراکندهای را که در جلسههای خیلی دور یا نزدیک گفتم، در این بحث سعی میکنم کموبیش به همدیگر ربط دهم.
وقتی متنی، مثلاً سورهای، را میخوانیم و مدعی هستیم که آن را فهمیدهایم یا خوب فهمیدهایم، این ادعا به چه معناست؟ چطور میتوانیم بفهمیم که مثلاً سورۀ نور را فهمیدهایم یا نفهمیدهایم؟ اصلاً فهمیدن متن یعنی چه؟ در فرهنگ بشری دربارۀ این موضوع خیلی فکر کردهاند و نوشتهاند. در فلسفه بهطور عام دراینباره مطالبی وجود دارد.
سومین جلسه بحث درباره شبهات احکام است. میل دارم بازهم تأکید کنم که هیچ عجله¬ای برای وارد شدن به بحث در مورد احکام خاص ندارم. فکر نمیکنم موضوع در چند جلسه کوتاه تمام شود. فکر کنید که قرار است ۵۰-۶۰ جلسه بحث شود. چیزی که مهم است اول باید ضوابط منطقی بحث روشن شده باشد، باید بدانیم از چه چیزی میخواهیم دفاع کنیم، فکر میکنم در مورد احکام این خیلی مسئله مجهولی است؛ یعنی حتی اگر ما خودمان را محدود کنیم به احکامی که در قرآن آمده, باز هم بحث در مورد اینکه از چه چیزی میخواهیم دفاع کنیم باقی است.