بحثهای جلسه قبل را با تأکید روی برنامهای که من به آن میگویم برنامه زندگی مسلمانها، آنطوری که در شریعت آموزش داده میشود، ادامه میدهم و میخواهم این موضوع را تقویت کنم. به نظر میرسد خیلی زیاد روی اوقات نماز تأکید میکنم و اگر کیفیت نماز را تغییر بدهید هم حرفهای من سر جای خود است. بیشتر تأکید من این است که پنج وقت در طول روز آدمها عبادت میکنند. تأکید میکنم مهمترین ستون و حکم در شریعت اسلامی نماز خواندن است، حتی به طور سنتی هم در این موضوع شکی نیست.
کتابی آوردم و میخواهم قسمتهایی از آن را بخوانم، یک جمله از آن میخوانم و بحث خود را ادامه میدهم و بعد میخواهم یک یا دو صفحه از کتاب را به مناسبتی بخوانم. شرح حال آدمی که مسلمان شده است و از اینجا به بعد را برای شما میخوانم. "روزی که مسلمان شدم" یعنی تصمیم گرفته است مسلمان شود و احتمالاً نزد یک روحانی یا مفتی رفته است و شهادتین گفته است؛ بالاخره در یک روزی پذیرفته است و مسلمان شده است " امام مسجد یک کتابچه راهنما به من داد که نحوه به جا آوردن نماز را آموزش میداد." مسلمان شدن همانا و نماز خواندن همانا.
اگر شما بخواهید شریعت را در یک ساختار منطقی نتیجه بگیرید، یعنی سعی کنید ساختاری بسازید که از آن احکامی مثل احکام شریعت دربیاید تقریباً در حال حاضر غیرممکن است. یک بار این تمثیل را به کار بردم، مثل این است که خودم به تنهایی نه یک ساختمان بلکه یک شهرک درست کنم بدون اینکه مصالح خوبی داشته باشم. کاری که میتوانم انجام بدهم و فکر میکنم میشود انجام داد مثل این است که یک ماکت درست میکنند که طرف بفهمد و بعد توضیحاتی داد که حس کنید میشود این را ساخت. زمین آن وجود دارد و اگر فلان قدر بودجه داشته باشید و اینقدر زحمت بکشید چنین چیزی میشود ساخت و این چیز جالبی است.