میخواهم دو نکته مقدماتی بگویم، یکی اینکه پروندهی بخش مربوط به حضرت داوود بسته نشده است چون از اول گفتم باید قطعهها را بفهمیم بعداً اگر بخواهیم در کل سوره جا بدهیم. یک مرحلهای از فهم ممکن است مربوط به این باشد جایگاه آن را در سوره پیدا کنیم. بنابراین هنوز هر قسمتی را که میخوانیم، همچنان باید این نکته در ذهن ما باشد که بعداً با هم تغییراتی در معنی آن داده شود یا تکمیل شود. امروز هم داستان حضرت سلیمان را میخوانیم.
اگر جلسات گذشته را به صورت کلی، گوش کرده باشید، بارها به سوره ص به یک دلیلی اشاره کردم. دلیل آن این است که مثال خیلی روشن و خاصی است از اینکه داستانهای قرآن گاهی پر از ابهام هستند. معمولاً میگویم داستانهای سوره ص از نظر فنی و تکنیکی شبیه چیزی هستند که الان به آن فلش استوری میگویند. فلش استوریها گاهی چند جمله هستند و خیلی هم روشن نیستند ولی حال و هوای خاصی دارند که با چند جمله بیان میکنند و یک حس عمیقی ایجاد میکنند. ما میخواهیم در مورد سورهای بحث کنیم که فکر میکنم در مجموع شاید پرابهامترین سوره قرآن است. حداقل در بین سورههای متوسط به بالا از نظر تعداد آیات یا حداقل با اطمینان میتوان گفت داستانهایی که در این سوره هست، جزو پرابهامترین داستانهای قرآن است.
یک یادآوری از جلسه قبل میکنم، نکته اصلی جلسه قبل از نظر من این بود که چون بحث درباره شریعت را که شروع کردیم به مدت نسبتاً طولانی درباره احکامی صحبت کردیم که خیلی جنبه فردی و حالت عبادی و معنوی دارند. دو جلسه قبل این موضوع را شروع کردم تقسیم¬بندی استانداردی که تحت عنوان فروع دین است را اگر به عنوان بحثهای مهم مربوط به شریعت در نظر بگیریم که چه چیزهایی در مومنین واجب است ممکن است کسی خیلی جدا کردن این احکام را به عنوان فروع دین و اصلی بودن آن را قبول نداشته باشد. منتها خیلی مهم نیست، همه ما میدانیم احکامی مانند حج و جهاد هم جزو احکام دین است؛ در فروع دین که گفته میشود اینها هم ذکر میشود. بنابراین از دو جلسه قبل این مقدمات را شروع کردم که به نظر میرسد شریعت فقط یک مجموعه احکام فردی برای رشد فردی و رسیدن به معنویت، یک چیزی مانند رسیدن به نحله عرفانی که بخواهد به ما یک تعلیماتی بدهد که چگونه به صورت فردی رشد کنیم و به خداوند نزدیک شویم، فقط این نیست. مخصوصاً این مهم است چون الان در دوران مدرن این گرایش به وجود آمده است که بگویند دین یک چیز شخصی است و مربوط به قلب انسان میشود و معنوی است. در حالیکه در ظاهر آن چیزی که میبینیم این است که در احکام شریعت احکامی وجود دارد که جلسه قبل سعی کردم این را بگویم خواسته یا ناخواسته، مسلمانها را طوری نه فقط وارد عرصههای اجتماعی میکند بلکه وارد سیاست بین¬الملل هم میکند.
لسهٔ قبل من تا قسمتهای آخر داستان معروف سلیمان و ملکه سبا یا بلقیس را گفتم. یک قسمت از انتهای آن باقی ماند. فکر میکنم تا آنجای داستان که عرش را منتقل میکنند را خواندیم. من یک نکتهٔ داستانی تذکر دادم. اینکه ازنظر زمانی، از خود متن اینطور برمیآید که درخواست سلیمان این است که آن اریکهٔ بزرگ حکومتی ملکهٔ سبا را قبل از ورود ملکه منتقل کنند. یعنی ازنظر زمانی مثلاً برمیگردد به اینکه آنها راه افتادند، به ملک سلیمان نزدیک شده اند یا اینکه مثلاً رسیدهاند ولی هنوز ملاقاتی صورت نگرفته است.
بهعنوان یادآوری نکات مهم جلسه قبل این بود که شروع این سوره با چند تا سوره دیگر مثل سوره بقره و لقمان اشتراک دارد و اولین عبارتی که اینجا یه تفاوتی ایجاد میکند، این آیه است که: « إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ»(نمل:۴) من سعی کردم توضیح دهم که یکبار دیگر در داستان سلیمان به این نکته برمیگردیم.