جلسه گذشته چند آیه سوره حج را خواندیم و قرار شد در این جلسه ادامه بدهم. در این یک هفتهای که فاصله افتاد در کیولیست یک مجموعه ایمیلهایی تحت عنوان تحجر رد و بدل شد. نمیدانم چرا عنوان آن تحجر است ولی بحث در مورد این بود که جامعه دینی و حکومت دینی چیست و طبق چیزی که انتظار میرود مسائل سیاسی روز و مسائل تئوریک قاطی میشود. تذکر دادم در بحث ضرورت تشکیل جامعه دینی یا حج به این چیزها ربط دارد، خیلی مسائل را به مسائل روز فکر نکنید. یعنی تحت تأثیر شرایط حاضر که در آن زندگی میکنید قرار نگیرید، یک چیزهای بدیهی کلی وجود دارد که اگر خیلی به این مسائل توجه نکنید واضح است که این مسائل درست است.
سوره اعراف را از جایی که دفعه قبل به آن رسیدیم ادامه میدهم، یک یادآوری میکنم تا اینجا به این جمع¬بندی رسیدیم که سوره اعراف نگاه تاریخی به حیات بشر است. دقیقاً از نقطه ابتدای سوره, داستان خلقت آدم را میخوانید, بعد از اینکه داستان با یک زمینه¬ای که تمام میشود نقطه انتهای سرنوشت بشر را میبینید. بعد وارد قسمت میانی میشوید؛ اتفاقهای مهمی که در زمین افتاده است. قبل از اینکه بحث امروز را شروع کنم روی این نکته تأکید کنم که در دستگاه خلقت, انسان یک موجود عجیب با یک سرنوشت شگفت¬انگیز است. محتوایی که در سوره اعراف با آن مواجه میشویم کلاً در نظام خلقت شگفت¬انگیز است. اینکه موجودی با یک مقام خلافت خلق شده است, بعد دشمنی دارد که او را گمراه میکند و اتفاقهایی که در زمین میافتد و نهایتاً سرنوشت شومی که بعضی از آدمها در انتها پیدا میکنند، در عالم چنین تاریخچه¬ای برای موجود دیگری وجود ندارد.
من چند ایمیل و مکالمه داشتم در مورد استدلال پاسکال و بحثهایی که کردم؛ نکته کوچکی تذکر میدهم, بعد طبق روال سوره را تا انتها میخوانیم و ادامه میدهم. من اشاره¬ای به استدلال معروف پاسکال کردم که قرار است نتیجه آن این باشد اگر آدم معقول بخواهد در مورد شیوه زندگی خود تصمیم بگیرد عقل به ما میگوید که باید این ملاحظه را داشته باشیم که چون احتمال این هست که زندگی ابدی وجود داشته باشد پس باید این را در محاسبات خود داخل کنیم و شیوه زندگی متناسب با این احتمال را پیش بگیریم.
مقدمهای در مورد بحثهای جلسات قبل بگویم. جلسه اول گفتم هدف من این است درکنار بحث واژهها سعی کنیم (نه با جزئیات زیاد ولی) در مورد یک مدل انسانشناسی که این مفاهیم در آن بهخوبی بگنجد و معنیدار شود صحبت کنیم. از سوالاتی که جلسه قبل پرسیدید و بحثهایی که شد من احساس میکنم بد نیست همینگونه که به تدریج جلو میرویم یک مقدار از این بحثها کنیم.
جلسه قبل در مورد شرک زدم حرف و این جلسه هم میخواهم در مورد شرک و کفر ادامه دهم، دو واژه که به هم نزدیک هستند. یک نفر سوالی پرسیده است و میخواهم به طور مختصر جواب بدهم هرچند فکر میکنم در جلسه قبل جواب این سوال را به نحوی گفتم. در مقدمه بحث جلسه قبل چند سوال مطرح کردم و میخواهم دوباره سوالها را تکرار کنم و بحثهایی که در آخر جلسه قبل میکردیم را ادامه بدهم و وارد موضوعات جدیدی شویم که حول مفهوم شرک است.
فهمیدن برخی از واژگان قرآن برای فهمیدن قرآن اهمیت زیادی دارد و فهمیدن عمیق این واژگان ممکن است خیلی خیلی سخت باشد. مثلا فهمیدن واژه هایی مثل شرک و توحید و ... فهمیدن همه چیز است. اگر یک نفر بگوید من واژه الله در قرآن را فهمیده ام؛ همه چیز را فهمیده است و لازم نیست هیچ چیز دیگری را بفهمد. فهمیدن بعضی از واژه ها مثل فهمیدن کل دنیا و کل قرآن است. من نمی خواهم برای یک واژه آنقدر وقت صرف کنم تا در اعماق معانیش پیش برویم؛ با این شیوه حتما گیر میافتیم، دلیل بسیار سادهای دارد: یک واژه را نمیتوان تا آخر فهمید مگر این که بقیه واژهها را هم فهمیده باشید.
شما وارد این دوران علمی که شدهاید علم از یک جهت خیلی خیلی میتوانست و شاید بگوییم اگر برداشتهای نادرستی که حول و حوش علم وجود دارد مثل همین چیزی که به آن میگویند جهانبینی علمی و چیزهایی که در واقع جزو علم نیست بلکه یک دیدگاه عمومی است که من در بحثهای جدایی علم از دین خیلی سعی کردم توضیح بدهم که چگونه به وجود آمدهاند و چرا نادرست هستند و نادرست بودن آنها هم خیلی احتیاج به توضیح ندارد به خاطر اینکه توهماتی است که پیش آمده بدون اینکه هیچ دلیلی داشته باشد.
این جلسۀ چهارم سورۀ نحل است. من خیلی قصد ندارم در مورد نکات گفته شده صحبت کنم. نکات اصلی همین بود که در جلسة دوم به توصیفی از فضای کلی سوره رسیدیم، تقسیمبندی هم انجام دادیم، جلسۀ گذشته هم قسمت ابتدای سوره تا پایان نعمتهای طبیعی که ابتدای سوره آمده است را بررسی کردیم. من یک نکتهای میخواستم در گروه به صورت صوت بگذارم که ترجیح میدهم اول این جلسه در مورد آن صحبت کنم.
شروع کنیم و کاری که همیشه انجام میدادیم را دربارۀ سورة رعد انجام دهیم. یک مرور خیلی کلی و مختصری در مورد سوره داشته باشیم و بعد هم شروع کنیم در مورد مباحثی که به طور خاص در بخشهایی مطرح شده است حرف بزنیم تا اینکه کمکم این بحث راه بیفتد، بحث کلیت سوره رعد.
جلسۀ چهارم بحث دربارۀ آلعمران است. ابتدا لازم است نکاتی را در مورد بحثهایی که در گروه انجام شد بگویم چون کاملاً مربوط به محتوای خود سوره میشود.