اول در مورد بحثی که جلسه گذشته مطرح شد صحبت کنم، فکر میکنم شاید سوء تفاهم به وجود آمده است و آن باید رفع شود. من یک موضوعی را مطرح کردم حالت اقامت در منا و اینکه مردم با سنگریزه به سمت یک ستونهایی که نماد شیطان هستند میروند. انگار بر علیه شیطان لشکرکشی میکنند و با شیطان میجنگند سعی کردم بگویم این نکته مهمی است. چون ما فراموش نکنیم که جنگ انسان و موجودی که در مقابل انسان است شیطان است و انسانهای دیگر نیست. دشمنی انسانهای دیگر با انسانهای خوب درجه دوم دارد، زیر علم شیطان میروند و به نیابت از شیطان ممکن است در جنگ بر علیه ما شرکت کنند. چندین بار تأکید کردم درک مناسک حج چون اصولاً ولادت مجدد و توبه است تا حدود زیادی از نظر فرهنگ قرآنی به درک ما از ماجرای خلقت، گناه اولیه آدم، برگشت و توبه کردن و هبوط برمی¬گردد.
عید شما مبارک باشد، انشاالله که ماه رمضان خوبی داشتید و در ادامه این سال هم سال خیلی خوبی داشته باشید. هم سال معنوی و هم سال شمسی که تقویم ما نشان میدهد که در ابتدای هر دوی اینها قرار گرفتیم. طبق برنامه فکر میکردم 6 جلسه برای سوره صاد کافی باشد و یک جلسه آخر را برای مروری بر نکاتی در زمینه مطالعات قرآنی غرب بگذارم. ایده من این بود که کتاب قرآن تاریخ نگاران مطرح کنم. در این کتاب، در مورد هر سورهای، مجموعهای از اطلاعاتی که در مطالعات قرآنی به دست آوردهاند را جمعآوری کرده است. هدفم این بود که در مورد نکات خوب یا بدی آن بحث کنم.
قصد من در این جلسه این است که یک مقدار به کلیات سوره بپردازیم و سعی کنیم ارتباط قطعههای سوره را با هم روشن کنیم. در ابتدا آیات قطعه اول را با دقت میخوانیم، وقتی کار را شروع کردیم سراغ داستانها رفتیم. برخلاف همیشه که شروع و پایان سوره را یک مقدار میخواندیم، این بار این کار را نکردم. الان کاری که انجام میدهم این است که قطعه اول را میخوانم و بعضی از جزئیات آن را میگویم و فرض میگذارم بر اینکه داستان آفرینش را با توجه به اینکه جلسات مفصلی در مورد آن داشتیم، نیازی نیست خیلی در مورد آن صحبت کنم. داستان پایانی داستان تمرد ابلیس است، احساس من این است که یکی از مهمترین داستانها و عمیقترین داستانهایی است که در قرآن است، شاید خیلی جا نداشته باشد در بررسی کلیات یک سوره در مورد آن صحبت کنیم. امیدوارم همه گوش کرده باشند و از محتوای آن داستان اطلاع داشته باشند و در مورد آن خیلی وارد جزئیات نمیشوم.
در مورد خود سوره اعراف تقریباً اجماع کامل وجود دارد که سوره اعراف سوره مکی است. بنابراین نسبت به 4 سوره اول قرآن که اکثر آیات آنها مدنی هستند قدمتی دارد. به غیر از چند آیه در این سوره که بعضی از مفسرین معتقد هستند که در مدینه نازل شده است به نظر میرسد کل سوره مکی است. بنابراین اگر این درست باشد که این سوره مکی است طبیعی است که شما نباید انتظاری داشته باشید که در این سوره شما در مورد جامعه دینی یا شریعت به معنای خاص آن چیزی ببینید، احکامی ذکر شود یا چیزی شبیه این باشد.
جلسه قبل در مورد شرک زدم حرف و این جلسه هم میخواهم در مورد شرک و کفر ادامه دهم، دو واژه که به هم نزدیک هستند. یک نفر سوالی پرسیده است و میخواهم به طور مختصر جواب بدهم هرچند فکر میکنم در جلسه قبل جواب این سوال را به نحوی گفتم. در مقدمه بحث جلسه قبل چند سوال مطرح کردم و میخواهم دوباره سوالها را تکرار کنم و بحثهایی که در آخر جلسه قبل میکردیم را ادامه بدهم و وارد موضوعات جدیدی شویم که حول مفهوم شرک است.
جلسه چهارم سوره نمل است که من تا آن جایی که یادم میآید (به خاطر این فاصلهای که بین این دو جلسه افتاد)، داستانها را تمام کرده بودیم. فکر میکنم که تا آخر داستان حضرت لوط خوانده بودیم، اگر اشتباه نکنم، در واقع آیه ۵۸، اگر این مقدمه را کنار بگذاریم و بخش داستانها را قسمت اول سوره بگیریم، از آیه ۵۸ تا پایان سوره در واقع یک جور فصل دوم و قسمت دوم سوره است که در خودش هم یک قطعههایی وجود دارد. من مخصوصاً میخواهم به دو نکته در این بخش پایانی سوره یعنی قسمت دوم سوره توجهتان را جلب کنم.
سؤال در مورد داستان موسی و خضر این است، اینجا چه اتفاقی افتاد؟ این دیگر چطور تعلیم و تعلمی بود! این چه کارهایی بود! خضر آخرش میگوید که این اینگونه بوده است. آن را سوراخ کردم و این اینطوری بود و… خب، موسی بعد از توضیح خضر به چه چیز رسید؟ فکر میکنم در سؤال یا بحثهایی که شد اینگونه بود که مثلاً انتظار داشتند که لحظه به لحظه موسی اعتراضهایش کم شود، یکطوری مثلاً فرض کنید که اگر تعلیم و تعلم در زمینۀ صبر است، صبرش زیاد شود و این را نمیبینید.
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای دفاع عقلانی از دین، جلسهی ۳۳، دکتر روزبه توسرکانی، پژوهشگاه دانشهای بنیادی، ۱۳۹۸/۸/۲۱۱- مقدمهیک نفر در گروه چیزهایی مربوط به معجزات قرآن ارسال کرد که در…