معمولاً جلساتی که در این سالها داشتم اینگونه بود هیچ وقت با توجه به شرایط روز هیچ حرفی زده نشده است. اینکه از این نظر این جلسه استثنائی است میخواهم حرفهایی بزنم با توجه به بعضی از مسائل روزی که در کشور میگذرد. طبق معمول بحث سیاسی نیست. نکته این است یک سری مسائل سیاسی در ایران بازتابهای خیلی واضح فرهنگی پیدا کردند. ممکن است علاقه نداشته باشم در مورد مسائل سیاسی حرف بزنم ولی وقتی جنبه فرهنگی پیدا کنند میتوان در مورد جنبه فرهنگی صحبت کرد. به نظر میآید آسیبهای فرهنگی در کشور میبینیم که به یک معنایی میشود گفت شاید بازتاب مسائل سیاسی باشد، شاید مستقلاً بتوان در مورد آنها صحبت کرد. در دو جلسه تعطیلی جو عجیب و غریبی از نظر سیاسی در ایران پیش آمد که تیتر درشت روزنامههای سیاسی پر تیراژ کشور در مورد جن¬گیری و رمالی باشد.
سعی کردم این کنجکاوی را ایجاد کنم اگر این ذهنیت را نسبت به حج داشته باشید که حج یک برنامه رسیدن ولادت مجدد در انسانها است و کاملاً حرف درستی است اما شاید مجموع آیاتی که در قرآن میبینید، با این ذهنیت جور در نیاید. نه اینکه مخالف آن باشد ولی انگار یک ابعاد دیگری برای حج قائل است که صرفاً همان چیزهایی نیست که در مورد آن صحبت کردیم. یک بهانهای شد که در انتهای جلسه ماقبل آخر و جلسه آخر اشارههایی کردم به تفاوتی که بین دیدگاه عرفانی با دیدگاههای دینی و بین طریقت و شریعت وجود دارد. به نظر من عمدهترین نکته این است که عرفان خیلی خیلی جنبه فردیت دارد، شاید بتوان گفت تقریباً هیچ کدام از انواع عرفان بعد اجتماعی ندارند.
بحث از این نکته شروع شد که این سؤال واقعاً وجود دارد و رویش هم کم بحث نشده که زبان قرآن، زبان عرفی عرب هست یا نه. من خودم فکر میکردم که بحث را میتوان در سه قسمت کاملاً تفکیک شده ارائه کرد، یکی در مورد واژه، یکی در مورد دستور زبان و زیباییشناسی فصاحت و بلاغت به اضافۀ اینکه یک سطح دیگری هم هست که اصولاً فرهنگ عرب در زبان ظاهر شده است.
پیشتر به خصوصیات زبان قرآن اشاره کردیم. این خصوصیات را در مقایسه با متن عربی دیگری که با قرآن همعصر است میتوان بهتر فهمید، مثل نهجالبلاغه و نهجالفصاحه. مجموعهی واژگانی که در نهجالفصاحه و یا نهجالبلاغه آماده است با قرآن بسیار متفاوت است.
این اعتقاد وجود دارد که زبان قرآن عرفی است و عرفی بودن را در سه مرحله تعریف میکنند:
واژگان قرآن همان واژگان عرب زمان جاهلیت است.
ادبیات (گرامر، تکنیکهای ادبی مثل استعاره، ایهام و …) قرآن همان ادبیات عرب زمان جاهلیت است و همان چیزی که آنها میفهمیدند و ما میفهمیم
فرهنگ قوم عرب نیز در قرآن انعکاس پیدا کرده است.