سوره اعراف را از جایی که دفعه قبل به آن رسیدیم ادامه میدهم، یک یادآوری میکنم تا اینجا به این جمع¬بندی رسیدیم که سوره اعراف نگاه تاریخی به حیات بشر است. دقیقاً از نقطه ابتدای سوره, داستان خلقت آدم را میخوانید, بعد از اینکه داستان با یک زمینه¬ای که تمام میشود نقطه انتهای سرنوشت بشر را میبینید. بعد وارد قسمت میانی میشوید؛ اتفاقهای مهمی که در زمین افتاده است. قبل از اینکه بحث امروز را شروع کنم روی این نکته تأکید کنم که در دستگاه خلقت, انسان یک موجود عجیب با یک سرنوشت شگفت¬انگیز است. محتوایی که در سوره اعراف با آن مواجه میشویم کلاً در نظام خلقت شگفت¬انگیز است. اینکه موجودی با یک مقام خلافت خلق شده است, بعد دشمنی دارد که او را گمراه میکند و اتفاقهایی که در زمین میافتد و نهایتاً سرنوشت شومی که بعضی از آدمها در انتها پیدا میکنند، در عالم چنین تاریخچه¬ای برای موجود دیگری وجود ندارد.
نظر مرحوم علامه طباطبایی این است که «نُکِسوا» به معنای «سر به پایین انداختن و سرافکنده شدن» نیست بلکه به معنای «سر و ته شدن» است. اما به نظر من همان معنای «سرافکنده شدن و سر را به زیر انداختن» تعبیر مناسب¬تری است. قبل از شروع بحث، این نکته را بگویم که معنای دقیق «ثُمَّ نُکِسُوا» به کلیت بحث ما ارتباطی ندارد؛ یعنی آن چیزی که مرحوم علامه طباطبایی در المیزان نوشتند، با آنچه که ما از کلیت این داستان میفهمیم تفاوت چندانی ندارد.
تقریباً در مورد محتوای کلی سوره در جلسه اول و دوم صحبت شده است؛ به جای اینکه تا آخر برم و بعد برگردم و مرور کنم فکر میکنم الان میتوانم در مورد نکاتی صحبت کنم که از داستان نوح به بعد را با توجه به بعضی از نکاتی که الان میگویم بخوانیم. محتوای سوره همانطوری که در جلسه قبل در مورد آن صحبت کردم این نکته است که به تدریج در طول تاریخ بشر از یک زمانی به بعد به جایی رسیدیم، به طور سمبلیک جلسه قبل گفتم که به دوران شعرا رسیدیم.
این جلسه، جلسهٔ چهارم سورهٔ هود است. من ابتدا اشاراتی به بعضی از حرفهایی که در جلسات قبل گفتم میکنم. ولی محور اصلی جلسهٔ امروز، صحبت در مورد داستانهای سوره است، آن بخش اصلی و تقریباً عمدهٔ سوره که داستان پنج پیامبر ذکر میشود. قبلاً بیشتر در مورد مقدمه صحبت کردیم و کمی هم در مورد مؤخره و من حالا یک اشارهای به یکی دو مرود بحثی که قبلاً کردم میکنم ولی عمدهٔ بحث همان صحبت کردن در مورد محتوای داستانهایی است که در این سوره نقل میشود.
آیتم بعدی این متن، یک مسئلهای است که مربوط به وجود یا عدم وجود مجازات مصلوبکردن در مصر باستان است. بعد مسئلۀ نوح و طوفان یا سیل نوح است.