سوره اعراف را از جایی که دفعه قبل به آن رسیدیم ادامه میدهم، یک یادآوری میکنم تا اینجا به این جمع¬بندی رسیدیم که سوره اعراف نگاه تاریخی به حیات بشر است. دقیقاً از نقطه ابتدای سوره, داستان خلقت آدم را میخوانید, بعد از اینکه داستان با یک زمینه¬ای که تمام میشود نقطه انتهای سرنوشت بشر را میبینید. بعد وارد قسمت میانی میشوید؛ اتفاقهای مهمی که در زمین افتاده است. قبل از اینکه بحث امروز را شروع کنم روی این نکته تأکید کنم که در دستگاه خلقت, انسان یک موجود عجیب با یک سرنوشت شگفت¬انگیز است. محتوایی که در سوره اعراف با آن مواجه میشویم کلاً در نظام خلقت شگفت¬انگیز است. اینکه موجودی با یک مقام خلافت خلق شده است, بعد دشمنی دارد که او را گمراه میکند و اتفاقهایی که در زمین میافتد و نهایتاً سرنوشت شومی که بعضی از آدمها در انتها پیدا میکنند، در عالم چنین تاریخچه¬ای برای موجود دیگری وجود ندارد.
تقریباً در مورد محتوای کلی سوره در جلسه اول و دوم صحبت شده است؛ به جای اینکه تا آخر برم و بعد برگردم و مرور کنم فکر میکنم الان میتوانم در مورد نکاتی صحبت کنم که از داستان نوح به بعد را با توجه به بعضی از نکاتی که الان میگویم بخوانیم. محتوای سوره همانطوری که در جلسه قبل در مورد آن صحبت کردم این نکته است که به تدریج در طول تاریخ بشر از یک زمانی به بعد به جایی رسیدیم، به طور سمبلیک جلسه قبل گفتم که به دوران شعرا رسیدیم.
امروز انشاءالله جلسهی آخر بررسی سورهی هود است. در ادامهی بحثی که جلسهی قبل داشتیم آیات آخر را میخوانم و بعد از آن به اول بحث بازمیگردیم؛ و نکاتی را در مورد کل سوره میگویم و بحث تمام میشود. جلسهی گذشته تا حدود آیهی ۱۰۸ بررسی کردیم.
در جلسه قبل تا سر داستان صالح خواندیم؛ یعنی دو داستان اول از پنج داستان اول را خواندیم. امیدوارم امروز بتوانیم در مورد این سه داستان صالح، لوط، شعیب بهصورت مختصر و مفید صحبت کنم تا این بحث قسمت داستانها را تمام کنیم و حداکثر یک جلسه هم تا قسمتهای آخر را که جمعبندی داستانها است را بیان کنیم.
جلسهٔ گذشته بیشتر به این گذشت که داستان نوح و داستان اول از پنج داستان سورهٔ هود را خواندیم. من روی یکی دو نکته تأکید داشتم که میخواهم دوباره یادآوری کنم. نکتهٔ اول این جملهٔ معترضهٔ «أَمْ یقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ إِنِ افْتَرَیتُهُ فَعَلَی إِجْرَامِی وَأَنَا بَرِیءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ» (هود/۳۵) بود که ادامهٔ آیهٔ «أَمْ یقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ صَادِقِینَ» (هود/۱۳) است.
این جلسه، جلسهٔ چهارم سورهٔ هود است. من ابتدا اشاراتی به بعضی از حرفهایی که در جلسات قبل گفتم میکنم. ولی محور اصلی جلسهٔ امروز، صحبت در مورد داستانهای سوره است، آن بخش اصلی و تقریباً عمدهٔ سوره که داستان پنج پیامبر ذکر میشود. قبلاً بیشتر در مورد مقدمه صحبت کردیم و کمی هم در مورد مؤخره و من حالا یک اشارهای به یکی دو مرود بحثی که قبلاً کردم میکنم ولی عمدهٔ بحث همان صحبت کردن در مورد محتوای داستانهایی است که در این سوره نقل میشود.
بسم الله الرحمن الرحیم درسگفتارهای سوره هود، جلسهی ۳، دکتر روزبه توسرکانی، ۱۳۹۲در این جلسه میخواهیم ادامه بخش مقدمهی سوره را بخوانیم؛ یعنی از اول تا سر داستان حضرت نوح…
اینکه خداوند همهی این حیات را نه آسمان و زمین را، اینکه در قرآن هست خداوند میگوید موت و حیات را خلق کردم برای اینکه شما را آزمایش کنم که کی بهتر عمل میکند، زیباترین و بهترین عمل را چه کسی دارد مثل یک آزمون است. همهی ما به دنیا میآییم، مثل اینکه در یک آزمونی شرکت کردیم که به هر حال نتیجهاش را یک روزی به ما اعلام میکنند
تقریبا اتفاق وجود دارد که زمان نزول سوره هود، انتهای سالهای قبل هجرت بوده است. خیلیها معتقدند که در همان دورانی که در شعب ابی طالب بودن و آن سختیهای سالهای پایان مکه، بعد از دورهای که حضرت خدیجه و ابوطالب فوت میکنند، همان حوالی سورهی هود نازل شده است.