این جلسه ادامه جلسه قبل در مورد اسباب نزول است و قصدم این است، در این جلسه مطلب را تمام کنم. فکر میکنم مطالب اصلی گفته شود، ممکن است بعضی از جزئیات گفته نشود ولی به هر حال در دو جلسه میتوان تمام کرد و نگران هستم شاید سه جلسه بشود. ممکن است برای موضوعی که باقی میماند یک جلسه مستقل برگزار کنیم. مستقیماً بحث در مورد اسباب نزول نیست ولی به نکاتی که در این جلسه میگویم مربوط است. خیلی مختصر میخواهم نکاتی که در جلسه گذشته را گفتم، تکرار کنم بعد پرسش اصلی در آخر جلسه را بگویم و امروز سعی کنیم برای آن پرسشها پاسخی پیدا کنیم.
همانطور که در اطلاعیهای که منتشر شد و اعلام کردند، عنوان این سخنرانی اسباب نزول یا شأن نزول است. شأن نزول این سخنرانی این است: آقای هاشمی چند هفته پیش زحمتی کشیدند، طبق صحبتی که باهم کرده بودیم از کل سخنرانیهایی که در طی این سالها انجام شده است، هرچه که من در مورد شأن نزول گفته بودم استخراج کردند و برای من فرستادند که براساس آن مقالهای تنظیم شود. خودم میل به انجام اینگونه کارهای کوچک داشتم ، فکر کنم خودشان پیشنهاد کردند موضوعش شأن نزول باشد من هم گفتم موضوع خوبی است ایشان هم خیلی سریع این کار را انجام دادند. اتفاقی که افتاد همان اتفاقی است که همیشه برای من میافتد، هر وقت تصمیم گرفتم موضوع کوچکی را بردارم و در مورد آن چیز کوچکی بنویسم بزرگ میشود. اصطلاحی بین من و همسرم در مورد مقالههایی که با هم کار میکنیم و طولانی میشود، ابداع شده است که میگوییم، باز بیخ پیدا کرد. آدم برای هر کاری لازم است فکر و مطالعه کند، چون نمیشود موضوع را بطور خام استفاده کرد، بعد از آن بتدریج تبدیل به این میشود که باید مرور کرد و اینطوری است که کار بیخ پیدا میکند. از جایی به بعد معمولاً تبدیل به کتاب میشود، احساس میکنم هر کاری که تا الان خواستم انجام بدهم را نمیتوان در مقاله نوشت چون حجم مطالب زیاد است و باید تبدیل به کتاب کرد، بعد به بایگانی کارهایی میرود که باید انجام شود.