یکی از نکتههای بسیار معروف که در تاریخ ثبت شده است، ادعای کموزیادشدن قرآن است. جلسۀ قبل گفتم که خلیفۀ دوم ادعا میکرد آیهای از قرآن حذف شده است. این آیه به آیۀ رغبت معروف است. رغبت بهمعنای منحرفشدن است؛ همان طور که در قرآن آمده است: ﴿وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ﴾ (و چهکسی جز آن که به سبکمغزی گراید، از آیین ابراهیم(ع) روى برمیتابد؟) (بقره/ ۱۳۰). محمدسعید رمضان البوطی، نویسندۀ سنیمذهب کتاب جالب مصلحت و شریعت،1 ماجرا را اینگونه روایت میکند
بهصورت کلی تصویر کلی این سوره مجموعهای از آیات و احکام حولوحوش خانواده است. این احکام دربارهٔ چگونگی پاکسازی جامعه از نظر جنسی و خانوادگی است تا خانوادههای نورانی در جامعه تشکیل شود. این تصویر کلی، از توضیحات جلسهٔ قبلی برداشت میشود و تم اصلی سوره هم همین است. در خاتمهٔ جلسهٔ قبل هم گفتیم که اگر انصاف داشته باشیم، نباید فکر کنیم این سوره با چنین تصور و تمی که از نگاه دور به سوره به دست آوردهایم، با آیهٔ شصتم تمام شود.
بهطور بسیار مشخص، سه فصل در سوره وجود دارد. فصل اول دربارۀ یک سری مباحث تشریعی بود و تقریباً بلندترین فصل هست و نصف سوره میشود. در جلسۀ قبلی این فصل را بدون اینکه وارد جزئیات بشوم به سه قطعه تقسیم کردم؛ اما تقسیم به چهار قطعه شاید معقولتر باشد؛ منتها فعلاً فرق نمیکند؛ ولی بعداً که دقیقتر شدیم دربارۀ آن بحث میکنیم.
دربارۀ سورۀ نور بحث میکنیم. تعداد جلسات بستگی دارد به اینکه چقدر و با چه دقتی میخواهیم بحث بکنیم و دست خودمان است. ابتدا یک بار بهصورت سطحی و یک بار بهصورت عمیقتر از اول تا آخر سوره را توضیح میدهم.