امیدوارم که این جلسات بیشتر منجر به این شود که شیوۀ برخورد با سوره و اینکه چطور میشود به محتوای یک سوره نزدیک شد را یاد بگیرید، به جای اینکه حرفهای من را گوش دهید و نتایجی که به دست میآید برایتان جالب باشد، یکطوری وارد حال و هوای کارکردن روی محتوای سوره شوید که به نظر من مهمتر است برای اینکه نتایجی که ما میگیریم خیلی مقدماتی است.
من جلسه گذشته یک بحثی دربارۀ اینکه داستانهای قرآن واقعی هستند یا تمثیلی هستند، اینکه چرا من اصرار دارم که فرض را بر این بگذاریم که واقعی هستند، گفتم. بیشتر از آن هم حقیقتش توضیح نمیدهم که دلیل چیست. فکر میکنم دلایل به اندازۀ کافی روشن است. در واقع توپ در زمین کسانی است که میگویند تمثیلی است؛ بنابراین آنها باید دلایل خودشان را بیاورند.
بحثمان دربارۀ سورۀ کهف است. واقعاً اینکه چند جلسه قرار است بشود هیچ ایدهای ندارم؛ یعنی ممکن است تا آخر ماه رمضان طول بکشد؛ همین امروز هم میتوانم تمامش کنم؛ یعنی به یک جایی برسانم. این جلسۀ اول را آن فرمی که یک جلسهای را در واقع اداره میکردم، یعنی یک شمای کلی از سوره میدادم، بدون اینکه وارد جزئیات شوم انجام میدهم
یک متنی را که ارورهای قرآن را جمعآوری کرده بود را داشتیم میخواندیم، میرفتیم جلو، بخش ساینتفیک و ساینس آن را تمام کردیم، رسیدیم به هیستوری. من یکی دو تا از ایرادهای سادهتر، همان صفحۀ اولی که در مورد تاریخی در قرآن بود را خیلی سریع انتهای جلسۀ قبل گفتم و یک اروری که خیلی خیلی به نظر مهمتر میرسید را پایان جلسه گفتم که دیگر کرونا آمد و همه چیز تعطیل شد.
آیا پدیدههایی مثل معجزه، اتفاق میافتند یا نه؟ و اینکه چطور اتفاق میافتند؟ دعا چطور مستجاب میشود؟ در واقع چگونه جهان که توصیفش در ساینس معمولاً بیمعناست…