یک نکته شما میپرسید که چرا اسم خضر نیامده بعضی جا اسم آمده است. من همینجوری اینجا یک ایده ساده میگویم که خوب است که اسم از این آدم برده نمیشود، ببینید در این مسافرت در کل داستانهای سوره کهف یک جوری به یک چیزهای عجیبوغریبی در دنیا اشاره میشود.
در قرآن فرم کلام، مثلاً تند بودن یا کند بودن ریتم با محتوی سنخیت دارد. در اینجا منظور ریتم عروضی، بلند یا کوتاه بودن هجاهاست. به روشهای مختلفی میتوان در جمله ریتم ایجاد کرد مثلاً با کاربرد حروف، این که حروف با هم متناسب باشند یا نباشند و بتوانند با هم خوب همنشین شوند یا نه.
من قبل از اینکه از ریتم جدا بشوم و به چیز دیگر برسم، یک چیزی در قرآن هست، این دیگر خیلی به نظر من مدرن است و آن هم استفاده از ریتم در روایت داستان است. الان سالهاست، میشود گفت حداقل یکی دو قرن است که خیلی خلاقانه از ریتم در شعر دارند استفاده میکنند. ولی شما در داستانهای قبل از قرن بیستم به زحمت میتوانید مثالی پیدا کنید که یک نفر در نقلکردن روایت خیلی به ریتم اهمیت داده باشد.
امروز قرار است در مورد مسائل هنری صحبت کنیم. یک چیزی که من قبلاً گفتم، فکر میکنم در سری اول کلاسها بود، بدم نمیآید با توجه به حرفهایی که دفعۀ قبل زدم، یک مقدار باز در موردش صحبت کنیم. میخواهم یک مقدار بیشتر روی یک چیزی تأکید کنم. یک نکتهای وجود دارد و آن هم این است که شما همیشه وقتی که دارید بررسی میکنید که مسائل دینی درست است یا غلط است، هیچوقت احساستان این نیست که یقین دارید که فرضاً این کتاب، کتاب خداست و حالا دارید مسائل را بررسی میکنید.
بسم الله الرحمن الرحیم درسگفتارهای قرآن و ادبیات مدرن، جلسه ۴، دکتر توسرکانی، گروه فرهنگی دانشجویی کاروان – کانادا، ۱۳۹۷/۱۰/۱ ۱- مرور جلسات اخیر سه جلسه از شروع بحثهای ما گذشته است…