به جلسه اول برمیگردیم اگر یادتان باشد یک جمعبندی ادهاک و سردستی انجام دادم. اولاً تأکید کردم که این سوره مانند سوره یوسف جزو سورههایی است که یک داستان بلند در آن روایت میشود. بنابراین بحث انسجام سوره مانند سوره نحل یا سوره انعام که از اول آدم میخواند ممکن است خط کلی سوره را نتواند پیدا کند دشوار نیست. شما یک داستان بلند و یک داستان کوتاه دارید و سه قسمت هم اول و آخر و بین این دو داستان میآید. اگر داستانها را خیلی عمیق هم نخوانده باشید و نفهمیده باشید خیلی ارتباط برقرار کردن بین این قسمتها خیلی دشوار نیست، لااقل در حد یک ارتباط سطحی میتوان یک چیزی گفت.
شروع این جلسه میخواهم یک تکملهای بر بحثهایی که در جلسه گذشته شد داشته باشم. سوالهایی که مطرح شده است را میل دارم به آنها تا حدودی جواب بدهم، همه سوالها در ذهن من نیست. آنهایی که فکر کردم مهم بود و خواندم و تصمیم گرفتم درباره آنها در جلسه صحبت کنم چند مورد را اینجا میگویم.
این پنجمین جلسه سوره طه است. من جلسه گذشته مطالبی درباره داستان گوساله سامری گفتم. قصد من در این جلسه این است در حد چند ثانیه خلاصه¬ای از کل جلسات بگویم و یک خلاصه¬ای بعداً که یک مقدار طولانی¬تر میشود از جلسه قبل بگویم. بعد سعی کنم این را روشن کنم که به هیچ وجه این جزئیاتی که در جلسه چهارم گفته شده بود، برای ارتباط برقرار کردن این قسمت از سوره با بقیه قسمتها لازم نیست.
این چهارمین جلسه مربوط به سوره طه است که جلسه قبل تقریباً بحث را رساندیم به آیاتی که مربوط به آخرین قسمت داستان حضرت موسی در این سوره میشود. در واقع داستان ماجرای گوساله سامری یا به قول آن چیزی که در عرف مسیحیت و یهودیت مطرح است به آن گوساله طلایی میگویند. من قبلاً در مورد این صحبت کرده بودم که در این سوره این داستان خیلی مهم است، به دلیل اینکه اختصاصی این سوره است و شخصیت سامری فقط در این سوره آمده است.
آیا پدیدههایی مثل معجزه، اتفاق میافتند یا نه؟ و اینکه چطور اتفاق میافتند؟ دعا چطور مستجاب میشود؟ در واقع چگونه جهان که توصیفش در ساینس معمولاً بیمعناست…