اولین نکتهای که در مورد محتوای سوره در جلسه قبل گفتم این بود که اگر از دور نگاه کنید شاید بیشتر از نصف سوره داستان انبیاء است. بنابراین اگر مثلاً درباره اصول دین تأکید میشود درباره نبوت است، شروع سوره را شاهد گرفتم برای اینکه حرف از نزول کتاب است، ضرورت تبعیت از چیزی که از طرف خداوند میآید و صحنههایی از اینکه کسانی که دعوت حق را نپذیرفتند در دنیا و آخرت مجازات میشوند. یک فشردهای از محتوای سوره که در مقدمه آمده است شاهد بر این است که مسئله نبوت در این سوره اهمیت دارد.
مشابهتهای جالبی را بین سورۀ نحل و انعام درآوردند، از این نظر خیلی خوشم آمد که همان جلسۀ اول گفتم نحل از نظر محتوا شبیه انعام است، اسم دوم آن هم نِعَم است، مثلاً هر دوتای آنها انگار بحث با مشرکین است.
جلسۀ قبل بعد از کلاس یک عده سؤال کردند و بحثی که ادامه پیدا کرد این بود که من نقطه دید بعضی اهل سنت که برخی از رفتارهای شیعیان را شرکآلود میدانند را بگویم. مثلاً به این اشاره کردم که اگر این گزارهی شرطی را فرض کنیم که شرک، سخنگفتن یا اثرقائلشدن برای موجودات موهوم است، و اگر اعتقاد داشته باشید که افرادی که از دنیا رفتند (هر کسی که باشد، امام یا پیغمبر باشد) هیچ اثری در این دنیا نمیگذارند، آنوقت بالای قبر رفتن و با او راز و نیازکردن و چیزی از او خواستن شباهت زیادی با رفتارهای شرکآمیزی دارد که وجود داشته است؛ یعنی من به فضای خالیای بروم و موجودی که اثربخشیاش موهومی است را صدا کنم.
این جلسه در مورد سورۀ انعام قرار بود صحبت کنیم، بعضی از جزئیات را برای جلسۀ آینده میگذاریم. اولین نکتهای که وجود دارد و جلسۀ قبل هم به آن اشاره شد این است که بعد از آن چهار سورۀ اول قرآن که سورۀ بقره، نساء، آلعمران و مائده هستند و فضایی شبیه بهم دارند، سورۀ انعام کاملاً فضای دیگری دارد.