به نظر من تا یک جای داستان که مقدمات فراهم میشود خیلی متفکرانهتر است. شاید بشود گفت که در نیمۀ اول، یکمقداری تفکر به مسائل عاطفی میچربد. از یک جایی، از جایی که برادران را میگردند بهشدت عاطفی است. نکته این است که شما بفهمید هر آیهای از نظر عاطفی چرا جالب است. در قسمت اول داستان، کمتر عواطف شدید وجود دارد.
حضرت موسی شخيصت خيلي مقدسی در قرآن است كه در عين حال يك گناه كبيره، قتل غيرعمد، در پروندهاش وجود دارد. اين خيلي خوب است؛ چون اگر آدم كشتيد، باز ميتوانيد اميدوار باشيد به اندازه حضرت موسي رشد كنيد. تا حد آدم كشي که واقعاً يك گناه خيلي بزرگ است، هم ممكن است يك نفر مرتكب شود ولی باز هدایت شود.
قبل از این که شروع کنم بنا بر قرار فرض میکنم که همه داستان را در قرآن به عربی خواندهاید. اولین جلسهای است که میخواهم به طور خاص در مورد یک بخش از قرآن صحبت کنم. میخواهم این قرار رو تکرار کنم، نمیخواهم در مورد تعابیر عرفانی داستان یوسف صحبت کنم که خیلی هم جالب است.