اگر جلسات گذشته را به صورت کلی، گوش کرده باشید، بارها به سوره ص به یک دلیلی اشاره کردم. دلیل آن این است که مثال خیلی روشن و خاصی است از اینکه داستانهای قرآن گاهی پر از ابهام هستند. معمولاً میگویم داستانهای سوره ص از نظر فنی و تکنیکی شبیه چیزی هستند که الان به آن فلش استوری میگویند. فلش استوریها گاهی چند جمله هستند و خیلی هم روشن نیستند ولی حال و هوای خاصی دارند که با چند جمله بیان میکنند و یک حس عمیقی ایجاد میکنند. ما میخواهیم در مورد سورهای بحث کنیم که فکر میکنم در مجموع شاید پرابهامترین سوره قرآن است. حداقل در بین سورههای متوسط به بالا از نظر تعداد آیات یا حداقل با اطمینان میتوان گفت داستانهایی که در این سوره هست، جزو پرابهامترین داستانهای قرآن است.
جلسه قبل بحث نماز جمعه شد، از ظاهر آیات با تأکید زیاد برمیآید که نماز جمعه یکی از اوجب واجبات است ولی به نظر میآید علمای شیعه - شاید اکثریت آنها – آن را واجب عینی نمیدانند، بعضیها با عبارتهای مختلف یک مقدار ضعیفتر از حالتی که اهل سنت واجب میدانند فتوا دادند. مقدماتی گفتیم که ربط داشت به اینکه اصولاً احکام فقهی چگونه استخراج میشوند. اگر جایی در بحثهایی که میکنیم حکمی با چیزی که حکم مشهور است اختلاف دارد میتوانیم از بحثهای اولیه استفاده کنیم در مورد اینکه ببینیم حکم چگونه استخراج شده است و چقدر اعتبار دارد. نمیخواهم بحث مبسوطی درباره حکم مربوط به وجوب نماز جمعه بکنم، فقط میخواهم به نکتهای اشاره کنم در مورد اینکه با آن آیه قرآن چگونه حرف خود را توجیه میکنند.
یک بحثی بچهها روی آیه 95 داشتند که طبیعی است، انتظار اینکه شسته و رفته یک توضیحی داده شود و کسی مشکلی نداشته باشد ندارم به دلیل اینکه فکر میکنم متن آیه ابهامی دارد منتها میخواهم دفاع کنم از تعبیری که گفتم به قبل و بعد آیات میخورد. در آیه «وَحَرَامٌ عَلَى قَرْیَةٍ أَهْلَکْنَاهَا أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ» بحث روی این است که معنی لایرجعون چیست. لایرجعون به معنای اینکه قبل از اینکه قیامت شود به زمین برنمیگردند، بعد از اینکه قیامت شود برنمیگردند؟ چیزی که خیلی رایج است این است که اینها برنمیگردند مثل اینکه از مرگ به جهان برنمیگردند، بعضی از آدمهای دیگر ممکن است برگردند؛ مانند اعتقادی که به رجعت وجود دارد. استدلالی که جلسه گذشته کردم را تکرار میکنم، تعبیری که وجود دارد را میگویم.
اوایل خیلی کلی دربارهی اینکه چه چیزهایی باعث میشوند قرآن در نظر اول کتاب خیلی عجیبی به نظر بیاید و ما در فهم آن مشکل داشته باشیم صحبتهایی کردیم. دربارهی نگاه خاص ما نسبت به دنیا که نگاهی علمی است و ما آنقدر در آن غرق شدهایم که آن را حس نمیکنیم، زیاد حرف زدیم.
من میخواهم مسئلهای را بگویم در مورد قرآن، دو تئوری در موردش بسازیم و بعد ببینیم کدامش به واقعیت نزدیکتر است. مسئلهای که در قرآن هست و ما میخواهیم برای آن مدلسازی کنیم این هست که در قرآن تعداد زیادی داستان نقل شده که اکثرشان با داستانهایی که در تورات و انجیل آمده مشترک است.