به جلسه اول برمیگردیم اگر یادتان باشد یک جمعبندی ادهاک و سردستی انجام دادم. اولاً تأکید کردم که این سوره مانند سوره یوسف جزو سورههایی است که یک داستان بلند در آن روایت میشود. بنابراین بحث انسجام سوره مانند سوره نحل یا سوره انعام که از اول آدم میخواند ممکن است خط کلی سوره را نتواند پیدا کند دشوار نیست. شما یک داستان بلند و یک داستان کوتاه دارید و سه قسمت هم اول و آخر و بین این دو داستان میآید. اگر داستانها را خیلی عمیق هم نخوانده باشید و نفهمیده باشید خیلی ارتباط برقرار کردن بین این قسمتها خیلی دشوار نیست، لااقل در حد یک ارتباط سطحی میتوان یک چیزی گفت.
این پنجمین جلسه سوره طه است. من جلسه گذشته مطالبی درباره داستان گوساله سامری گفتم. قصد من در این جلسه این است در حد چند ثانیه خلاصه¬ای از کل جلسات بگویم و یک خلاصه¬ای بعداً که یک مقدار طولانی¬تر میشود از جلسه قبل بگویم. بعد سعی کنم این را روشن کنم که به هیچ وجه این جزئیاتی که در جلسه چهارم گفته شده بود، برای ارتباط برقرار کردن این قسمت از سوره با بقیه قسمتها لازم نیست.
اجازه بدهید من بخوانم در اینجا و در ادامه این داستان با سه صحنه مواجه هستیم، صحنه یادآوری تولد، صحنه مواجه با فرعون در دربار که یک مقدار حالت استدلال کلامی پیدا میکند و نهایتاً مواجه با سحره فرعون که لااقل احساس من این است که نسبت به صحنه وحی و گوساله سامری این قسمتها سادهتر هستند. قطعاً نکات جالبی در آن است و میشود بعضی از جاها را مخصوصاً قسمت تولد را مفصل درباره آن بحث کرد، منتها تصمیم این است با توجه به هدفی که داریم در مرور کلی سوره خیلی وارد جزئیات این قسمتها نشویم.
بعد صحنهای بیان میشود که تکلم خداوند با حضرت موسی و اطلاع دادن به حضرت موسی است که به عنوان پیامبر انتخاب شده است و قرار است به سمت فرعون برود و فرعون را دعوت کند و از او بخواهد که بنی اسرائیل را رها کند. این یک لحظه مهمی در تاریخ نجات و تاریخ انبیا است که اولین امت دینی انگار تشکیل میشود و شریعت نازل میشود. اهمیت فوقالعادهای که دوران حضرت موسی دارد دفعه قبل در حد یک اشاره گفتم که دوران تجلی و ظهور خداوند بر انسانها است و نه فقط بر عرفا بلکه بر انسانهای معمولی است طوری که انگار همه خداوند را میبینند و صدای او را میشنوند. اتفاقهایی که پای کوه طور میافتد و توصیفات شگفتانگیزی که در تورات است زمان خاصی است و این لحظه لحظه شروع این دوران است.
بحث را با نکات کلی در مورد سوره طه شروع میکنیم، نوع کار اصلی که ما در گذشته در مورد سورهها انجام میدادیم - مثلاً در مورد سوره نحل - این بوده است که انسجام سوره را نشان بدهیم. معمولاً خیلی زیاد به سوره نزدیک نمیشدیم و ممکن بود خیلی از آیات را اصلاً بررسی نکنیم و در حدی نزدیک میشدیم که مشخص باشد ابتدا و انتها و همه قسمتهای سوره چگونه بهم مرتبطند. مثلاً در مورد سوره نحل فکر میکنم چند جلسه طول کشید تا به شمای(صورت) کلی که در مورد سوره باید داشته باشیم برسیم. چند بار رفت و برگشت انجام دادیم و بعضی از قسمتها را با دقت بیشتری خواندیم تا یک چیزهایی روشن شد. مثلا برخی سورهها چند تم(مضمون) دارند که تودرتو هستند و جابهجا میشوند، اینها را باید تشخیص بدهیم و رابطههای آنها را با هم مشخص کنیم.