بعضی از چیزهایی که میگویم واقعاً به سورۀ نور ربطی ندارد؛ مثلاً بخش عمدهای از این جلسه احتمالاً دربارۀ موضوع بردهداری است که جزو بحثهای سورۀ نور نیست؛ ولی سعی میکنم بهخصوص با توجه به اینکه در این سوره به مسئلۀ بردگی اشارهای شده است، توضیحاتی دراینباره بدهم؛ چون برای بسیاری سؤال است که چرا اسلام بردهداری را تحریم نکرده است و در قرآن هم به نظر میرسد مشروعیتش به رسمیت شناخته شده است.
حضرت موسی شخيصت خيلي مقدسی در قرآن است كه در عين حال يك گناه كبيره، قتل غيرعمد، در پروندهاش وجود دارد. اين خيلي خوب است؛ چون اگر آدم كشتيد، باز ميتوانيد اميدوار باشيد به اندازه حضرت موسي رشد كنيد. تا حد آدم كشي که واقعاً يك گناه خيلي بزرگ است، هم ممكن است يك نفر مرتكب شود ولی باز هدایت شود.
امروز میخواهم مقداری بیشتر در مورد داستان صحبت کنم. چهار پنج جلسه در قسمت زلیخا گیر کردهایم. ابتدا چند تا تذکر میخواهم بدهم، در مورد چند مطلب صحبت میکنم بعد میروم سراغ خود داستان.
فمنیسم در بحث ما به معنی اصالت دادن به ارزشهای زنانه منظور است، درحالیکه چیزی که الآن در دنیا وجود دارد بیشتر به فعالیتهای اجتماعی زنان مربوط میشود. یکی از انحرافات مهم فمنیسم این هست که باعث برساخت پیشفرضهایی در اذهان شده که حجابی بر فهم متنی مثل قرآن شده است. ابتدا به دستهای از دوگانهای متقابل ناظر به مردانگی و زنانگی اشاره میکنیم