این جلسهٔ هفتم و جلسهٔ آخر است، در واقع روش ما این بود که یک بار بدون اینکه داستان آلعمران را (که بعد از مقدمه سوره آمده) بخوانیم، سوره را تا آخر مرور کردیم: ساختار کلی و فضای سوره، ارتباطش با سورهٔ بقره (چه در ظاهر و نیز در یک لایهٔ کمی عمیقتر) را توضیح دادم و در عین حال مدام میگفتم که برمیگردیم و این داستانِ (آلعمران) را کمی دقیقتر میخوانیم.
اول توضیح دهم که شأن نزول این جلسه چیست. حدود پانزده سال پیش در بحثهایی که در مورد سورۀ مریم در دانشگاه صنعتیشریف برگزار میشد، به این آیه رسیدیم که کسانی که بعد از تولد حضرت عیسی میبینند که حضرت مریم بدون اینکه همسری داشته باشد یک فرزندی را در آغوش گرفته، به او خطاب میکنند که «يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ
امیدوارم که این جلسات بیشتر منجر به این شود که شیوۀ برخورد با سوره و اینکه چطور میشود به محتوای یک سوره نزدیک شد را یاد بگیرید، به جای اینکه حرفهای من را گوش دهید و نتایجی که به دست میآید برایتان جالب باشد، یکطوری وارد حال و هوای کارکردن روی محتوای سوره شوید که به نظر من مهمتر است برای اینکه نتایجی که ما میگیریم خیلی مقدماتی است.
آیا پدیدههایی مثل معجزه، اتفاق میافتند یا نه؟ و اینکه چطور اتفاق میافتند؟ دعا چطور مستجاب میشود؟ در واقع چگونه جهان که توصیفش در ساینس معمولاً بیمعناست…