این جلسهٔ هفتم و جلسهٔ آخر است، در واقع روش ما این بود که یک بار بدون اینکه داستان آلعمران را (که بعد از مقدمه سوره آمده) بخوانیم، سوره را تا آخر مرور کردیم: ساختار کلی و فضای سوره، ارتباطش با سورهٔ بقره (چه در ظاهر و نیز در یک لایهٔ کمی عمیقتر) را توضیح دادم و در عین حال مدام میگفتم که برمیگردیم و این داستانِ (آلعمران) را کمی دقیقتر میخوانیم.
ابتدا با یک مقدمه شروع میکنیم که مسیری که جلسات قبل طی کردیم را مرور کنیم. پس از آن صفحات باقیماندهٔ انتهای سوره را مرور میکنیم تا انشاءالله جلسه آینده به متن اصلی داستان برگردیم. جلسهٔ قبل روی موضوع دوم سوره که مواجههٔ امت جدید با «الَّذینَ کَفَروا» هست تأکید کردم که در مقدمه سوره به آنها اشاره شده است.
رسیدهایم به شروع بخش دوم سوره؛ بخش دوم که میگویم منظورم موضوع دوم سوره است، جایی که مواجهۀ امت جدید با خارج از فضای ایمانی، خارج از بحثهای دینی، با افرادی که مشرک هستند، دشمنی دارند و علناً قصد نابودی امت جدید را دارند؛ برای این که با این دعوت هماهنگ نیستند، مسجدالحرام در اشغالشان است، مؤمنین باید در مسجدالحرام مستقر باشند، قبلۀ امت جدید آنجا است و یک جور عزم بازگشت و حج و اینها است.
جلسۀ چهارم بحث دربارۀ آلعمران است. ابتدا لازم است نکاتی را در مورد بحثهایی که در گروه انجام شد بگویم چون کاملاً مربوط به محتوای خود سوره میشود.
حقیقتاً شاید جایی در قرآن به اندازۀ همین آیههای سورۀ آلعمران، بخش محاجه با اهل کتاب و اینها، این حالت را نداشته باشد که تفاوت بین آن چیزی که قرار بود اسلام باشد با آن چیزی که نهایتاً به آن تبدیل شد اینقدر روشن اینجا بیان شده است، که ما قرار بود دینی باشیم که تمام ادیان دیگر را هم میپذیریم.
همیشه مایلم که جدا از موضوع مورد بحث، دربارۀ روش کار و نحوه فکرکردن صحبت کنم. در این مورد خاص (سوره آلعمران) منظورم بود که ما سورۀ بقره را خواندهایم و فهمیدهایم که محتوای آن اینست که امتی (اهل کتاب و بت پرستان) وجود داشته و اکنون امت جدیدی آمده که قرار است شریعت جدیدی داشته باشند و جامعهای بر اساس این عهد جدید تشکیل شده است. انتظار ما این است که در ادامه چه ببینیم؟
بگذارید مقدمهای کوتاه بگویم در مورد اینکه برنامهای که میخواستم اجرا کنم چه بوده و الان چه شده است. از اینکه بگویم میخواهم جلساتی در مورد سورۀ آلعمران بگذارم اکراه داشتم و دلیلش این بود که دوست داشتم جلسۀ اول بدون اینکه شما پیشزمینهای داشته باشید که قرار است دربارۀ سورۀ آلعمران صحبت شود بحث را شروع کنم و متأسفانه حسم این بود که کاری که میخواهم بکنم خیلی احتیاج به اینتراکشن دارد، یعنی چیزی بگویم و سؤال و جواب شود، به یک سمتی برویم تا به سورۀ آلعمران برسیم.
عنوان این سخنرانی را چیزی گذاشتم شبیه عنوانی که مقاله معروف هیوم دارد. قبل از اینکه شروع کنم میخواهم در مورد اینکه من اینجا چه کار می کنم و چگونه شد که مقاله ای در زمینه معجزه در دیدگاه فلسفه تحلیلی با ایده های اسلامی نوشتم توضیحی بدهم. میخواهم توضیح بدهم که این چه ربطی به من دارد، مطمئناً به کار حرفه¬ای من که ریاضیات است ربطی ندارد. هرچند برهان هیوم چون احتمالات و اینفورمیشن تئوری (information theory) است به تخصص من ربط دارد ولی بحث فلسفی آن قطعاً مربوط به من نیست.
اگر سخنرانیهای گذشته من را گوش داده باشید, یک جلساتی در یک سال و نیم قبل داشتیم، نزدیک ماه رمضان تحت عنوان معجزه چیست. سه سخنرانی است درباره دیدگاه قرآن درمورد معجزه و تعریف قرآن از اینکه معجزه چیست.
در آن جلسه اشاره کردم که ماجرای سخنرانیها این است دعوتی از من شده برای مقالهای تحت عنوان دیدگاه قرآنی نسبت به معجزه, برای کتابی که قرار است دانشگاه بیرمنگان چاپ کند که عنوان آن "فلسفه تحلیلی اسلامی" است که یک بخشی از آن را درباره دیدگاه اسلامی بنویسم.
این جلسه ی آخر از سری جلسات «معجزه چیست» است. جلسه ی اول یک طرح کلی گفته شد. اینکه اگر بخواهیم از دیدگاه اسلامی در مورد یک مبحث فلسفی صحبت کنیم، چکار میتوانیم بکنیم؟ واقعیت این است که این میتواند معانی مختلفی داشته باشد و همانطور که گفته شد همگی محترم هستند. به عنوان مثال بررسی دیدگاههای مسلمانان یا بررسیکردن تاریخ تحولات یک موضوع در فلسفه یا کلام اسلامی هر دو می توانند با چنین عنوانی سازگار باشند.