امروز قرار است در مورد مسائل هنری صحبت کنیم. یک چیزی که من قبلاً گفتم، فکر میکنم در سری اول کلاسها بود، بدم نمیآید با توجه به حرفهایی که دفعۀ قبل زدم، یک مقدار باز در موردش صحبت کنیم. میخواهم یک مقدار بیشتر روی یک چیزی تأکید کنم. یک نکتهای وجود دارد و آن هم این است که شما همیشه وقتی که دارید بررسی میکنید که مسائل دینی درست است یا غلط است، هیچوقت احساستان این نیست که یقین دارید که فرضاً این کتاب، کتاب خداست و حالا دارید مسائل را بررسی میکنید.
من تذکراتی اول جلسۀ قبل دادم که از نظر من بحث واژهها و اینها تمامی ندارد و مهم هم هست، ولی قرار شد که در مورد گرامر صحبت کنیم. آن هم باز هست که اگر خواستیم در مورد یک واژۀ خاصی صحبت کنیم، میتوانیم برگردیم و در موردش حرف بزنیم. میتوانم خیلی مختصر بگویم که حرف از گرامر که میزنم بیشتر منظورم علم نحو (syntax) است، گرامر خیلی چیز وسیعتری است، یعنی شامل قواعد واژه درستکردن و فهمیدن، صرف، نحو و خیلی چیزهای دیگر میشود. من بیشتر نظرم در مورد گرامر در واقع «نحو» است؛ یعنی قواعدی که ما با آنها واژهها را کنار همدیگر به طور خطی ردیف میکنیم در هر زبانی و بعد آنها روی همدیگر معنی پیدا میکنند.
برای پاسخ به این سؤال روانشناسی نهاد، خود و فراخود معرفی میشود و در ادامه ارتباطش با ادبیات مدرن بیان میشود. این روانشناسی از آثار فروید نشأت گرفته است. همچنین این مفهوم را اریک برن به صورت کودک، والد، بالغ مطرح کرده است. کتاب وضعیت آخر تامس هریس هم مبنای تحلیلش بر همین اساس است. رفتار انسان یا از کودک یا از بالغ یا والدش نشأت میگیرد و هر چه بالغ او قویتر باشد انسان رشد یافتهتری است.
بسم الله الرحمن الرحیم درس گفتارهای قرآن و ادبیات مدرن، جلسه 5، دکتر توسرکانی، گروه فرهنگی دانشجویی کاروان – کانادا، ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ ۱- مرور جلسات گذشته از همان جلسه اول با توجه به…