بسم الله الرحمن الرحیم

درس‌گفتارهای قرآن و ادبیات مدرن، جلسه‌ی ۱، دکتر توسرکانی، گروه فرهنگی دانشجویی کاروان کانادا، ۱۳۹۷/۹/۱۰

۱- ضرورت بحث

هدف از این جلسات صحبت در مورد ادبیات قرآن و ارتباط آن با ادبیات مدرن است. در قرآن شگردهای ادبی ‌اي به‌کاررفته است که اکنون در آثار مدرن ادبی دیده می‌شود. هم‌چنین شگردهایی وجود دارد که هنوز در دنیای هنر امروز هم متداول نشده است. هدف از این جلسات این است که این شگردهای ادبی در قرآن را بهتر بشناسیم و نشان دهیم که قرآن از تکنیک‌های هنری زمان خودش و حال بسیار جلوتر است.

همچنین، ما در دوران خاصی هم از نظر دین و هم از نظر اسلام قرار گرفته ­ایم که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ شروع شده است. یک جنبش ضد دینی و ضد اسلامی در دنیا به وجود آمده است. از طرفی، آموزه­ های اسلامی در کشورهای اسلامی جا برای مورد حمله گرفتن دارد. مثلاً طالبان بر اساس فقهی که به آن‌ها آموزش داده شده است، کارهایی انجام می­ دهند. در نتیجه، نیاز به بازنگری در آموزش ­های دینی داریم. این اتفاق می‌تواند اتفاق مثبتی باشد، اگر این فشار از بیرون باعث اصلاح گری در دین یعنی برگشتن به قرآن شود. به طور مثال مواردی مانند کافر خواندن اهل کتاب، جنگیدن با اهل کتاب، حكم رجم (سنگسار) در زنای محصنه، اعدام کردن مرتد و … احکامی هستند که اگر به قرآن رجوع شود در صحت آن‌ها تردید جدي به وجود می‌آید.

قرآن نقش محوری در دین اسلام دارد، برعکس دین­ هایی همچون مسیحیت و یهودیت. در اسلام حرف این است که قرآن معجزه پیامبر (ص) است. معجزه بودن کتاب قرآن با ادعای خاتمیت ادیان، رابطه‌ي خوبی دارد. ما معجزات حضرت مسیح (ع) و موسی (ع) را ندیده ­ایم و طبيعتا نمي‌توان به اين اديان ايمان آورد؛ اما معجزه‌ي دین اسلام در حال حاضر در دسترس همه هست.

اگر شگردهای ادبی قرآن را به خوبی درک نکنیم، نمی‌توانیم قرآن را خوب بفهمیم؛ بنابراین نه تنها برای نشان دادن به دیگران در جهت نشان دادن معجزه بودن قرآن، پیدا کردن و فهم این شگردها مفید است، بلکه برای فهم ما از آیات نیز ضروری است. اعتقادی وجود دارد که قرآن می‌تواند همه‌ي افراد بشر که در هر سطح از درک و علم و دانش باشند را هدایت کند و از این نتیجه‌ي اشتباهی گرفته می‌شود که قرآن متني ساده و به دور از پیچیدگی دارد؛ درحالی‌که قرآن بسیار پیچیده است و این منافاتی با هدایت‌گري آن ندارد؛ زیرا یک نفر لازم نیست همه قرآن را بفهمد تا هدایت شود و تنها بخش کوچکی از آن و تأثیری که در فرد می‌گذارد می‌تواند باعث هدایت فرد شود. ازين نظر عجيب نيست كه ۱۴۰۰ سال است که تفاسیر گوناگونی بر قرآن نوشته شده است و هنوز به فهم قرآن نزدیک نشده‌ایم.

۲- هنر مدرن چیست؟

منظور از هنر مدرن، هنری است که در مقابل هنر کلاسیک قرار می‌گیرد. در هنر کلاسیک، اصل بر پیروی از قوانین از پیش تعیین شده است. به طور مثال در هنر خطاطی، هنر خطاط این نیست که مدل جدید نوشتاری‌اي ارائه دهد، بلکه هنر او این است که بر اساس قوانین از پیش تعیین‌شده‌ي هنر خطاطی، بهترین خط را اجرا کند. مثل قرآنی که توسط استاد حسن میرخانی با خط کتابت نوشته شده است. تمام حروف در همه جای قرآن به زیباترین شکل آن بر اساس قوانین خطاطی نوشته شده‌اند. حال اگر تاریخ خط را بررسی کنیم، می‌بینیم که در سير تطوري از ابتدا نستعلیق، سپس شکسته و بعد از آن خط-نقاشی، نقش قوانین از پیش تعیین‌شده در آن کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده است، به‌طوری‌که هنرمند می‌تواند در آن کاملاً قوانین خودش را اعمال کند.

نویسنده فرانسوی ژان کلود کریر در مورد حسی که در مورد هنر مدرن وجود دارد می‌گوید: در هنر هیچ قاعده‌ای وجود ندارد جز برای شکستن. این را می‌توانید به سایر هنرها نیز بسط دهید. به طور مثال در شعر کلاسیک ۳۲ نوع وزن ریتمیک داریم. هنر یک هنرمند کلاسیک این است که در این وزن‌ها شعر زیبا بسراید درحالی‌که در شعر مدرن، قوانین و وزن شعر، دست شاعر است مانند شعر شاملو.

همچنین در شعر کلاسیک، تمثيل‌ها بر اساس سبکی که شاعر در آن کار می‌کرده است، تعیین می‌شده است. به طور مثال گل و بلبل از اجزای شعر عراقی هستند که در شعر حافظ می‌بینیم و یا سبک خراسانی در مورد طبیعت است و رودکی با اینکه نابیناي مادرزاد بوده، توانسته از تمام نمادهای طبیعت در شعر خود به‌خوبی استفاده کند، درحالی‌که هیچ‌گاه آن‌ها را ندیده است. در مقابل نیما به عنوان شاعر مدرن، وقتی از داروک حرف می‌زند، واقعاً منظورش همان داروکی است که دیده است و نسبت به آن حس دارد. شعر نو نه ریتم تثبیت‌شده‌ای دارد و نه واژگان و نمادهای تثبیت‌شده‌اي.

در شعر کلاسیک با آنکه ریتم و واژگان از قبل تعیین شده است، اما شاعران بزرگ، واژه‌های خود را ابداع می‌کردند. مثلاً حافظ واژه‌ي «رند» را خودش درست کرده است که در شعر او یک معنی مثبتی می‌دهد؛ درحالی‌که رند با بار منفی در سبک عراقی وجود داشته است. تمام شعرای بزرگ ابداعات زبانی دارند و البته اوج آن در مولاناست. مولانا از نظر زبان عراقی و هر زبان تثبیت‌شده‌ي قبل از خودش جلوتر است و این قواعد را شکسته است. تا جایی پیش رفته است که از وزنی که باید در شعر خود رعایت می‌کرده است بارها نالیده است:

قافیه اندیشم و دلدار من

گویدم می‌اندیش جز دیدار من

یا در دیوان شمس می‌گوید:

رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل

مفتعلن مفتعلن مفتعلن، کشت مرا

حتی چندین بار در دیوان شمس مولانا تنها می‌گوید:

مفتعلن مفتعلن مفتعل

در به‌کارگیری واژگان نیز از زمان خودش بسیار جلوتر بوده است. به طور مثال از کلمه «نهنگ» استفاده کرده است که در آن زمان متداول نبوده است:

نهنگی هم برآرد سر، خورد آن آب دریا را

چنان دریای بی‌پایان، شود بی‌آب چون هامون

داستانی وجود دارد که می‌گوید، در اواخر عمر سعدی، مولانا ظهور کرده بوده است. در مجلسی یکی از شاگردانش این شعر مولانا را برای سعدی می‌خواند:

هر نفس آواز عشق، می‌رسد از چپ و راست

ما به فلک می‌رویم، عزم تماشا که راست؟

ما به فلک بوده‌ایم، یار ملک بوده‌ایم

باز همان جا رویم، جمله که آن شهر ماست

این شعر خیلی از فضای عراقی آن روز، به دور بوده است. ازين نظر طبق آن نقل، سعدی جویای سراینده‌ي این شعر مي‌شود. در‌ واقع شعرای بزرگ زبان خود را ایجاد می‌کردند و سایر شعرایی که چنین کرده بودند را می‌توانستند بشناسند.

می‌توان گفت که هنر مدرن ۲ ویژگی مثبت دارد:

۱. حس واقعی در هنر مدرن وجود دارد. این صداقت موجود در هنر مدرن صمیمیت بیشتری نسبت به هنرمند ایجاد می‌کند.

۲. فرم در هنر مدرن تنوع بیشتری پیدا کرده، چون هر هنرمند مدرني، فرم جدیدی را تولید می‌کند.

هر دو این جنبه‌های مثبت می‌توانند نکات منفی هنر مدرن هم باشند؛ زیرا اکثر هنرمندان مدرن چیز خوبی در دلشان وجود ندارد و حتی انحرافات بزرگ دارند. این درون پالایش نشده، می‌تواند آسیب‌هایی به مردم برساند. به طور مثال امینم، خواننده‌ي معروف رپ در آوازهای خود به طرفداری از خود برای کشتن مادرش می‌پردازد که یک نوجوان در آن زمان را می‌تواند تحت تأثیر خود قرار دهد. پيش‌تر معروف شده بود كه پسر و دختری به تقلید از فیلم قاتلین بالفطره سعی کردند خانواده‌ي دختر را بکشند.

از طرفی نوآوری‌های پیش از اندازه که در سبک یک هنرمند مدرن وجود دارد، از ویژگی‌های دنیای سرمایه‌داری است. هنر مدرن برای مخاطب جای بیشتری می‌گذارد تا مخاطب در فهم مشارکت کند. سخنی از مسیح در انجیل نقل شده است که می‌تواند شعار هنر مدرن باشد:

«شراب تازه را نیز در مشک كهنه نمی‌ریزند. اگر بریزند مشک‌ها پاره می‌شود، شراب بیرون می‌ریزد و مشک‌ها از بین می‌رود. شراب تازه را در مشک‌های نو می‌ریزند تا هم شراب و هم مشک سالم بماند.»

۳- تکنیک‌های بیانی قرآن

برای بیان تکنیک‌های بیانی قرآن از حروف و حرکات روی حروف شروع می‌کنیم و سپس به واژه‌ها، گروه‌های واژه‌ها، عبارت یا یک جمله و پاراگراف می‌رسیم. ریتم در قرآن کلاسیک نیست. در قرآن عبارت‌های آهنگین و قافیه‌هایی وجود دارد، اما نه به صورت منظمی که در شعر کلاسیک وجود دارد. ویژگی شعر نو این است که در آن ریتم آزاد دارد و قرآن مشابه این سبک است. به طور مثال به شعر «نگاه کن» از شاملو توجه کنید. شعر کاملاً آهنگین است، درحالی‌که از ریتم‌های متداول شعر کلاسیک در آن استفاده نشده است:

سالِ بد

سالِ باد

سالِ اشک

سالِ شک.

سالِ روزهای دراز و استقامت‌های کم

سالی که غرور گدایی کرد.

سالِ پست

سالِ درد

سالِ عزا

سالِ اشکِ پوری

سالِ خونِ مرتضا

سالِ کبیسه…

۱-۳ مثال‌هایی از ریتم در قرآن

آیات ابتدا به صورت وزن‌دار است، اما در یک جایی وزن شکسته می‌شود تا تأثیری وي‍ژه بر روی خواننده بگذارد:

مثال سوره انفطار:

إِذَا السَّمَاءُ انفَطَرَتْ ﴿١﴾ وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ ﴿٢﴾ وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ ﴿٣﴾ وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ﴿٤﴾ عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ﴿٥﴾ يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿٦

مثال از سوره عادیات:

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا ﴿١﴾ فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا ﴿٢﴾ فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا ﴿٣﴾ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا ﴿٤﴾ فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا ﴿٥﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ﴿٦﴾ وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ ﴿٧

ریتم تنها در جز ۳۰ قرآن که حالت شعرگونه دارد وجود ندارد، بلکه این ریتم‌ها در داستان‌ها و یا سوره نسا‌ء که مربوط به احکام هست هم وجود دارد.

مثال از سوره یوسف:

وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ ﴿١٦

به دلیل حالت کشیده‌ای که در انتهای هر کلمه از این آیه وجود دارد این آیه، ریتم مرثیه دارد.

مثال از سوره قصص:

وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَـذَا مِنْ عَدُوِّهِ؛ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ، قَالَ هَـذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ، إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ، إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦

در اینجا حالت اطناب وجود دارد؛ یعنی موسی جملات زیاد و طولانی‌اي می‌گوید تا برسد به اینکه بگوید: «فَاغْفِرْ لِي» اما بعد خیلی سریع گفته می‌شود: «فَغَفَرَ لَهُ». به نظر می‌رسد می‌خواهد این را برساند که خدا به همین راحتی می‌بخشد.

مثال از سوره نساء:

آیات مربوط به ارث در اوایل این سوره با این ریتم آمده است:

يُوصِيكُمُ اللَّـهُ فِي أَوْلَادِكُمْ، لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَيَيْنِ؛ فَإِن كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ؛ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ، فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ؛ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ؛ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ؛ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا ؛فَرِيضَةً مِّنَ اللَّـهِ، إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿١١

در ادامه آیات دیگری می‌آید و انتهای سوره دوباره یک آیه مربوط به ارث می‌آید:

يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّـهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ ، إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ، وَهُوَ يَرِثُهَا إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ، فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ، وَإِن كَانُوا إِخْوَةً رِّجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَيَيْنِ، يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّوا، وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٧٦

در‌واقع مثل این است که احکام ارث با این لحن و با این ریتم گفته شود بهتر است.

سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا با وجود علاقه مسلمانان به قرآن، این شیوه‌ي بیان در قرآن توسط مسلمانان تقلید نشده است؟ به نظر می‌رسد ذهن بشر در طیّ قرن‌ها تغییر کرده است. قبلاً بشر از ریتم‌های ثابت لذت می‌برده است و به نظر می‌رسد این سبک مخصوص زمان کودکی بشر است.

جلسه ۱ – قرآن و ادبیات مدرن
0 0 votes
Article Rating
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
بستن منو