حج ۲۴: فرمالیسم
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای سوره حج، جلسهی ۲۴، دکتر روزبه توسرکانی، سال ۱۳۸۹۱- فرمالیسمبا توجه به بحثهایی که در جلسه قبل شد میخواهم اول این جلسه در مورد یک موضوعی…
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای سوره حج، جلسهی ۲۴، دکتر روزبه توسرکانی، سال ۱۳۸۹۱- فرمالیسمبا توجه به بحثهایی که در جلسه قبل شد میخواهم اول این جلسه در مورد یک موضوعی…
یک نکته خیلی کلی از نظر اخلاقی و روانشناسانه میخواهم بگویم، نه فقط ملت ایران در مورد همه ملتها و آدمها به نوعی توجیه میکند چه اتفاقی میافتد که چنین وضعیتهایی پیش میآید. نکته این است ما یک پدیدهای در علم اخلاق یا متون عرفانی داریم که انانیت به عنوان بزرگترین سدی که در راه رشد بشر است مطرح است. منیت نمیدانم ترجمه انانیت است، خودخواهی و خودبینی نیست توجه بیش از اندازه به خود و خودبرتربینی است. حالتی که در فرعون بود میگفت «أناَ رَبُّکُمْ الأعْلی» اینکه انسانی بخواهد خودش را از دیگران بالاتر بداند و چنین تفکری در مورد خودش داشته باشید.
احتمالاً شنیدید کسانی که مخالف تشیع هستند بعضیها میگویند پا گرفتن یک دینی مانند تشیع در ایران اصولاً نتیجه گرایش ملیگرایانه در ایران بود. ایرانیهایی که وارث تاریخ امپراطوریهای بزرگی بودند بعد از اینکه به صورت تحقیرکنندهای در مقابل اعراب شکست خوردند یک جوری با ایجاد کردن فرقه مستقل از گرایش قالب مسلمانها سعی کردند هویت فرهنگی و ملی خودشان را حفظ کنند. نمیخواهم مستقیماً در مورد این اعتقاد صحبت کنم که چقدر از نظر تاریخی این درست است. مثلاً شما تاریخی که مطالعه میکنید تا قبل از دوره صفویه در ایران شیعه نیست و یک نواحی فقط در طول تاریخ گرایش به تشیع داشتند. گفتن اینکه بعد از نه قرن ایرانیها برای احراز هویت خودشان در دوران صفویه چنین گرایشی پیدا کردند یک مقدار عجیب است. بیشتر به نظر میرسد به وجود آمدن یک حکومتی مانند صفویه و قدرت پیدا کردن آن با تأکید روی فرقهگرایی و تأکید آن روی تشیع نتیجه شکست خفتبار خلفا در مقابل مغولها بود. یعنی خلأ ایدئولوژیکی که در جهان اسلام به وجود آمده بود اینگونه پر شد فقط در ایران نیست در خیلی از جاهای دیگر هم چنین گرایشهایی وجود دارد.
معمولاً جلساتی که در این سالها داشتم اینگونه بود هیچ وقت با توجه به شرایط روز هیچ حرفی زده نشده است. اینکه از این نظر این جلسه استثنائی است میخواهم حرفهایی بزنم با توجه به بعضی از مسائل روزی که در کشور میگذرد. طبق معمول بحث سیاسی نیست. نکته این است یک سری مسائل سیاسی در ایران بازتابهای خیلی واضح فرهنگی پیدا کردند. ممکن است علاقه نداشته باشم در مورد مسائل سیاسی حرف بزنم ولی وقتی جنبه فرهنگی پیدا کنند میتوان در مورد جنبه فرهنگی صحبت کرد. به نظر میآید آسیبهای فرهنگی در کشور میبینیم که به یک معنایی میشود گفت شاید بازتاب مسائل سیاسی باشد، شاید مستقلاً بتوان در مورد آنها صحبت کرد. در دو جلسه تعطیلی جو عجیب و غریبی از نظر سیاسی در ایران پیش آمد که تیتر درشت روزنامههای سیاسی پر تیراژ کشور در مورد جن¬گیری و رمالی باشد.
جلسه قبل در مورد ابتدای سوره حج صحبت کردم، یک نکتهای گفتم خیلی آن را شرح بسط ندادم. نمیخواهم خیلی شرح و بسط بدهم ولی در این جلسه یک مقدار بیشتر در مورد آن بحث میکنم. شباهتهای بین احوال قیامت با احوال مرگ است. مخصوصاً تأکید کردم واژه ساعت در قرآن به نظر میرسد در هر دو مورد استفاده میشود. گاهی به وضوح در مورد قیامت به معنای تحول کلی در جهان استفاده میشود و گاهی در مورد مرگ انسانها است. از نظر لغوی شاید بهترین ترجمه برای واژه ساعت با توجه به کاربردی که در قرآن دارد نه اینکه همه را دقت کرده باشم ولی کلاً آیههایی که واژه ساعت در آن آمده است شاید واژهای به معنای وقت که اینگونه به کار میبریم میگوییم وقت یک چیزی نشده است، هنگامی که وقت آن شود دنیا اینگونه میشود.
معمولاً رسم است بعد از سفر حج خیلیها سفرنامه مینویسند از خاطرات سفر حج میگویند. چند نکته در این سفر که نظر من را بیشتر از قبل جلب کرده است به آن اشاره میکنم. یک مقدار آن تأسفآور است و یک مقدار آن هم ممکن است خیلی ویژگی خاصی از نظر تأسفآور بودن یا نبودن نداشته باشد. هر بار که به حج میروم ناخودآگاه وقتی آدم به آنجا میرود به مسئله اختلافات بین شیعه و سنی فکر میکند. هم به دلیل اینکه اختلاف رفتارهایی در آنجا دیده میشود و هم به دلیل حالت تهاجمی که عربستانیها نسبت به شیعیان دارند.
بحث در مورد این است تحلیل و نگاهی که غربیها و کسانی که در تمدن مدرن هستند نگاه مثبتی که نسبت به این ماجراها دارند برای خودش ایدئولوژی است. واقعیت این است قرار نبود به اینها اشاره کنم بیشتر بحثهایی که به بحث ما بیشتر مربوط است سعی کردم بگویم. چیزی که به بحث ما مربوط است این است که تمدن غرب از سنت دینی که از انبیاء باقی مانده بود دست کشیده است و سعی کردم بگویم به صورت مشخص سبک زندگی مدرن فراموش کردن آخرت است. در دو جلسه اخیر قرار شد در مورد این مسئله بگوییم که آنها چگونه نگاه میکنند و بعد سعی کنیم بگوییم اتفاقهای مهمی که به معنای واقعی کلمه افتاده است که این تغییرات به وجود آمده است چیست.
دو سه جلسه است که یک بحثی را شروع کردم، در این جلسه امیدوار هستم این بحث را تمام کنم. یادآوری مختصر کنم که ارتباط آن با موضوع سوره حج این بود که در فصل اول ابتدای سوره برخوردی که با مسئله آدمهایی که با دین مخالفت میکنند کاملاً اینگونه است که اینها آدمهایی هستند که از هیچ کتابی پیروی نمیکنند، آدمهایی هستند که از شیطان پیروی میکنند و حرف حق را نمیپذیرند. تصویری که از مشرکین و افرادی که در مقابل انبیاء میایستادند در قرآن است همینگونه است، افراد کاملاً بیمنطق، انبیاء با منطق و استدلال سعی میکنند طرف مقابل را قانع کنند ولی آنها بدون هیچ منطقی روی یک سری عقاید سنتی که دارند پافشاری میکنند.
میخواهم ادامه صحبتهایی که دو جلسه گذشتم کردم این جلسه انجام بدهم. خوشبختانه ری اکشن چه به صورت شفاهی و چه به صورت ایمیل دریافت کردم که برای من خیلی خوشحال کننده است. امیدوار بودم ری اکشن داشته باشیم و این نشان میدهد درگیری ذهنی به وجود آمده است. موضوعی که در مورد آن صحبت میکردم تعارضی بود که بین دعوت در شریعت الهی و وضعیت فعلی که در جهان است. وضعیت فعلی که از غرب شروع شده است و کم کم این فرهنگ و نوع نظامهای اجتماعی و سیاسی که از غرب شروع شده است و به همه جهان سرایت میکند است. سعی میکنم بگویم اینها در تعارض هستند انگیزه اصلی که مربوط به بحث میشد این است که در قسمت اول سوره حج تصویری داریم از اینکه انسانهایی که مجادله میکنند و مؤمن نیستند و کفر میورزند و مجادله میکنند در اینجا اینگونه از آنها یاد میشود افرادی هستند که علم ندارند، کتاب مبین ندارند و الی آخر.
من بحثی را از جلسه گذشته شروع کردم و قرار شد ادامه بدهیم که به نوعی مربوط به بخش اول آیات سوره حج است. مناسبت آن این است که در قسمت اول این آیات از ابتدا تا شروع جایی که اسم مسجدالحرام و حج میآید یک تصویری از آینده و حال آدمهایی که روی زمین زندگی میکنند میبینید. نکتهای که میخواهم مطرح کنم و چیزی که به نظر میرسد جا برای بحث کردن دارد این است چقدر تصویری که از وضعیت آدمها در روی زمین در این سوره ارائه میشود، با وضعیت فعلی آدمها روی زمین تطبیق میکند.