بحث جلسه قبل را از آنجایی که ختم شد ادامه میدهم، شاید با توجه به اینکه آن جلسه بحث تمام نشد یک مقدار بیشتر قسمت بحثها را شرح و تفسیر کنم. انتهای جلسه قبل یک مقدمهای گفتم برای اینکه وارد بحث در قرآن شویم یک مجموع آیاتی که در آن موضوع حج است، از جمله سوره حج را مرور میکنیم.
جلسه گذشته بحث در مورد مناسک حج را که به ترتیب گفتیم را تمام کردم این جلسه قرار بود برگردیم در مورد انعکاس حج در آیات قرآن بحث کنیم. منتها یک سنت حسنهای که به وجود آمده است در بعضی از جلسات در ابتدا به سؤال، جواب میدهم. اول این جلسه میخواهم به چند سؤال پاسخ بدهم. سؤالی که حضوری یا ایمیلی از من میپرسند مخصوصاً اگر مربوط به جلسات باشد، ترجیح میدهم اول جلسه به آنها جواب بدهم. حسن آن این است مجبور نمیشوم چیزی بنویسم. حداقل امروز سؤالهایی را که میخواهم به آنها پاسخ بدهم کاملاً مربوط به مسئله حج است.
اول در مورد بحثی که جلسه گذشته مطرح شد صحبت کنم، فکر میکنم شاید سوء تفاهم به وجود آمده است و آن باید رفع شود. من یک موضوعی را مطرح کردم حالت اقامت در منا و اینکه مردم با سنگریزه به سمت یک ستونهایی که نماد شیطان هستند میروند. انگار بر علیه شیطان لشکرکشی میکنند و با شیطان میجنگند سعی کردم بگویم این نکته مهمی است. چون ما فراموش نکنیم که جنگ انسان و موجودی که در مقابل انسان است شیطان است و انسانهای دیگر نیست. دشمنی انسانهای دیگر با انسانهای خوب درجه دوم دارد، زیر علم شیطان میروند و به نیابت از شیطان ممکن است در جنگ بر علیه ما شرکت کنند. چندین بار تأکید کردم درک مناسک حج چون اصولاً ولادت مجدد و توبه است تا حدود زیادی از نظر فرهنگ قرآنی به درک ما از ماجرای خلقت، گناه اولیه آدم، برگشت و توبه کردن و هبوط برمی¬گردد.
جلسه گذشته سه بخش از سوره را بررسی کردیم، بخش اول درباره توحید و صفات و مالکیت و پادشاهی خداوند در جهان بود گفتیم. بخش دوم، دعوت به ایمان و انفاق بود. بعد دیدن نتیجه کسانی که به ایمان و انفاق در زندگی دنیایی رسیدند در مقابل کسانی که نرسیدند و وضعیت آنها در آخرت را بررسی کردیم. چند نکته که فکر میکنم بد نیست روی آن تأکید کنم بیان میکنم. نکات کوچکی هستند که فکر میکنم یادم رفت دفعه قبل بگویم.
سعی میکنم در این جلسه آنقدر مطلب بگویم تا تردید ایجاد شود که جلسه دیگری هست یا خیر. بعد در مورد اینکه جلسه دیگری برگزار شود یا خیر به یک طریقی تصمیم میگیریم. در مورد سوره حدید مانند سایر سورههایی که در مورد آن صحبت میکردیم یک مقدمه خیلی کوتاه در مورد سوره حدید میگویم.
به وضوح سوره مدنی است. احتیاجی به این نیست که کسی تحقیق تاریخی کند. از اصطلاح منافقین استفاده شده است که به وضوح بعد از تشکیل امت این سوره نازل شده است. خصوصاً اصطلاح بعد از فتح که میآید معلوم است متأخر است. در دورانی است که جنگ شده است و جنگ با پیروزی مسلمانان تمام شده است و کلاً حس پیروزمندانهای در سوره وجود دارد که ذهن آدم بیشتر به این سمت میرود که مربوط به سالهای آخر دوران پیامبری حضرت رسول باشد. این سوره یکی از هفت سورهای که به مسبحات سبع معروف هستند که شروع آنها به سَبَّحَ لِلَّهِ یا یُسَبَّحَ لِلَّهِ است، این هم جزء ویژگیهای جزئی این سوره است.
جلسه سومی است که در مورد مناسک حج صحبت میکنم، امیدوارم بحث در مورد مناسک را تمام کنیم. بعداً در مورد حج مطابق با مطالبی که در قرآن مخصوصاً در سوره حج است مطالب را ادامه میدهیم. کلیات و مقدماتی گفتم و جلسه گذشته هم در مورد احرام و احکامی که در مورد احرام است صحبت کردم. این جلسه میخواهم وارد مناسک حج شوم، طبق معمول قبلاً هم تکرار کردم منظور من حج تمتع است. این چیزهایی که میگویم مسئله حج عمره نیست مسئله رفتن به عرفات و برگشتن است.
طبق وعدهای که دادم از این جلسه با جزئیات بیشتر در مورد مراسم حج صحبت میکنم. فقط یادآوری میکنم جلسه قبل سعی کردیم از راه دور به کلیات حج دقت کنیم و بدون اینکه وارد آداب شرعی و مراحلی شویم که معنای واقعی حج دارد اینکه جزئیات احرام چیست و کل مراسم چگونه انجام میشود سعی کردم بگویم به صورت کلی مراسم حج چه ویژگیهایی دارد. اتفاقاً گاهگداری ممکن است کلیات از چشم آدم پنهان باشد، مثلاً اینکه جغرافیا نقش خاصی در حج دارد ولی در بقیه عبادات ندارد، یا به صورت کلی در مقوله زیارت میگنجد و چیزهایی که در جلسه قبل گفتم در خیلی از کتابهایی که در مورد حج است شاید یک مقدار کم به کلیات توجه میکنند، مستقیم وارد مناسک حج میشوند متونی که سعی میکنند در مورد معنای مناسک حج صحبت کنند.
اولین نکتهای که میخواهم بگویم این است که اگر بخواهیم اهدافی برای این عبادت تعیین کنیم چه چیزی جزء اهداف حج حساب میشود. چرا چنین عبادت عجیب و متفاوت با سایر عبادتهایی که در اسلام است، مقرر شده است؟ اهداف روشنی اگر وجود دارد باید بگوییم بعد سعی کنیم به سمت این برویم که این اهداف را بهتر بشناسیم و اینکه توضیح بدهیم چرا این مناسک در جهت برآورده شدن آن اهداف کار میکنند. خیلی واضح است یک هدف فردی مشخص در مراسم حج وجود دارد.
هر سال وقتی ماه رمضان نزدیک است، یک جلسهای اگر باشد که بعد آن شبهای قدر باشد، تذکری در مورد شبهای قدر میدهم که این دفعه هم این کار را میکنم، مخصوصاً این دفعه شروع، همین امشب است. تصور من این است شبهای قدر خیلی مهم هستند. دلایل واضحی برای اهمیت دادن به شبهای قدر وجود دارد. اول اینکه یک سوره مستقل در قرآن داریم که از شبی حرف میزند که شب خاصی است و به اندازه هزار ماه ارزش دارد. اگر کسی کوچکترین ایمانی به قرآن داشته باشد فکر میکنم خواندن این سوره یک تأثیر خیلی شدیدی باید روی او بگذارد که باید به چنین شبی اگر بداند کدام شب است، خیلی اهمیت بدهد. کاملاً از لحن آن سوره اینگونه برمیآید که در مورد شب خاصی صحبت میشود نه اینکه در مورد شب قدر به یک معنای مفهومی باشد که شبهای مهمی در زندگی است. در مورد شب خاصی صحبت میشود که مسئله نزول قرآن هم در آنجا اتفاق افتاده است.
طبق عرف این جلسات کلیات سوره را میگویم، تبعاً وارد ریز آیات نمیشویم. ولی این جلسه با جلساتی که یک جلسه در مورد یک سوره صحبت میکنم فرق اساسی دارد. لزومی ندارد در این جلسه به آخر سوره برسم، ریلکس صحبت میکنم و میتوانم سؤال مطرح کنم و یک چیزهایی را باز بگذارم تا بعداً در مورد آن صحبت کنیم. فرق محتوایی که این اینجور جلسات که قرار است مفصل در مورد یک سوره صحبت کنیم با جلسات کوتاه این است که در آنجا سعی میکنم فشرده بگویم که اصولاً محتوای سوره چیست. لااقل یک خط واضح که هماهنگی سوره را مشخص کند را به شما نشان بدهم.