طبق اعلام اولین جلسه سوره شعرا را شروع میکنیم، چند جلسه شدن آن برای خود من هم روشن نیست، فکر نمیکنم خیلی طول بکشد. معمولاً یک مقدمه در مورد کلیات سوره میگویم، در مورد این سوره برعکس سوره اعراف که آخرین لحظه رسیدیم به اینکه در مورد اسم آن صحبت کردیم به نظر من به دلیل شاید احتمال بدفهمی که کلمه شعرا دارد تمایل دارم همین الان و قبل از اینکه در مورد چیزی حرف بزنم در مورد کلمه شعرا و اینکه اسم سوره به عنوان شعرا نامگذاری شده است صحبتی کنم.
مقدمه سوره با این سوال شروع میشد که آیا این پدیده که خداوند رسولی را میفرستد عجیب به نظر میرسد یا خیر؟! در ابتدای سوره استدلالهایی مبنی بر اینکه نه تنها این مسئله عجیب نیست بلکه ارسال انبیا ضرورت دارد به عنوان مقدمه آمده است. اگر کسی الان قرآن را میشنود متوجه این نکته باشد که اگر درکی از توحید و معاد داشته باشد پدیده نبوت, طبیعی بلکه ضروری است.
من چند ایمیل و مکالمه داشتم در مورد استدلال پاسکال و بحثهایی که کردم؛ نکته کوچکی تذکر میدهم, بعد طبق روال سوره را تا انتها میخوانیم و ادامه میدهم. من اشاره¬ای به استدلال معروف پاسکال کردم که قرار است نتیجه آن این باشد اگر آدم معقول بخواهد در مورد شیوه زندگی خود تصمیم بگیرد عقل به ما میگوید که باید این ملاحظه را داشته باشیم که چون احتمال این هست که زندگی ابدی وجود داشته باشد پس باید این را در محاسبات خود داخل کنیم و شیوه زندگی متناسب با این احتمال را پیش بگیریم.
روشن بود که آیات اول صفحه اول سوره به مسئله نبوت عامه اشاره داشت و همراه با استدلالهایی بود که من در مورد آن بحث کردم. با این سوال شروع میشد که آیا شگفتانگیز است خداوند انسانی را برای هدایت مردم مبعوث کند و در همین صفحه سعی میکرد بگوید چرا شگفتانگیز نیست. برای اینکه ما باید انتظار دیدن چنین پدیده ظاهراً عجیبی را داشته باشیم و سعی میکرد استدلالی برای این داشته باشد.
محتوای 6 آیه اول سوره درباره نبوت و به اصطلاح متکلمین نبوت عامه است. یعنی خداوند کسانی را برای هدایت مردم مبعوث کرده است، این یک واقعیتی است. سوره با این سوال شروع میشود که آیا این پدیدهی عجیبی است؟ و بعد سه مرحله توضیح داده میشود که اگر به توحید به معنایی که در قران هست (این که خالق آسمان ها و زمین ربّ همه موجوادات – ربّ العالمین است) اگر به توحید اعتقاد داشته باشیم به این معنا که معاد هست و انسان ها به جزای عملشان میرسند و تفاوت بین انسانهایی که هدایت شدهاند و انسانهایی که هدایت نشدهاند؛ بینهایت زیاد است.
اسم این سوره هم جالب است، شما در این 6 سوره, سوره هود را دارید، سوره یوسف را دارید مثلاً اگر سوره یوسف را با سوره یونس مقایسه کنید سوره یوسف اسمش یوسف است و کلاً در مورد داستان یوسف است. تقریباً میتوان گفت که از ابتدا تا انتهای آن بحث درباره زندگی حضرت یوسف است و با یک مقدمه و موخره است.
میگوید چرا پیغمبر باغ ندارد به یک طریقی به مسئله آخرت وصل شد و پاسخ داده شد. پاسخ این اعتراض که چرا پیغمبر باغ ندارد باطن آخرت این است که همین الان پیغمبر باغهای زیادی دارد ولی شما نمیبینید. باغهای واقعی و اصلی اینها هستند که در آخرت تجلی میکنند، واقعیت و حقیقت این است که آدمهایی در آتش هستند و پیامبر و مومنین در باغ هستند اینها تقاضای این را دارند که چرا در ظاهر عالم الان برای پیغمبر باغ ظاهر نمیشود و جواب این است ظاهر شدن حقیقت موکول به آخرت است.
جلسه اول در تقسیمبندی که کردیم روی این نکته تأکید کردم، این اعتراضات که میآید تمام این قسمتها را میشود به نحوی دنبال هم در نظر گرفت، این بخش با این اعتراضات شروع میشود و بعد از مقدمه سه آیه دارد. انتقالی که چند بار به قیامت پیدا میکنیم تا انتها آیه 44 همه را یک فصل در نظر گرفتیم. یک بخش آیاتی توحیدی است و بخش آخر سوره هم مربوط به عبادالرحمن است.
در جلسه ی قبل همچنین در مورد مفهوم فرقان به عنوان یک واژه ی کلیدی در قرآن صحبت کردم. به این موضوع اشاره کردم که فرقان–همانطوری که از لفظ بر می آید–اشاره به هر چیزی دارد که حق و باطل را از هم جدا میکند. فرقان می تواند نیروی درونی و نیروی عقل و تشخیص انسان باشد. در قرآن با صراحت گفته میشود اگر تقوا داشته باشید این نیرو را به شما میدهیم.
اولین جلسه بحث درباره سوره فرقان است. در این جلسه تصمیم من این است که به جای اینکه از اول سوره شروع کنیم، یک مقدار درباره کلیت سوره صحبتهایی بکنم. شاید به این دلیل که فکر میکنم قطعهبندیهای سوره یک مقدار پیچیدهتر از سورههایی است که اخیراً بررسی کردهایم. بعضی از سورهها به دلیل اینکه بخش عمده آن از یک یا چند داستان تشکیل شده است، خیلی راحت میشود موضوع آن را قطعه به قطعه فهمید که درباره چه چیزی صحبت میکند. اینجا شاید یک مقدار پیچیدهتر است. بد نیست اول اینگونه شروع کنیم، بعد هر مقدار که وقت شد به همان ترتیب آیات را از ابتدا میخوانیم.