بسم الله الرحمن الرحیم

درسگفتارهای دفاع عقلانی از دین، جلسه‌ی ۱۲، دکتر توسرکانی، پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، ۱۳۹۷/۵/۲۳

۱- مروری بر مطالب جلسه‌ی پیشین

۱-۱ معقولیت توحید

در این چند جلسه از معقولیت توحید دفاع کردیم و بیان کردیم که در نگرش توحیدی سعی ما در ارتباط با خداوند، هدفی متعالی است و البته شوق آن نیز توسط خداوند در ما به ودیعه نهاده شده است؛ و در پی آن برآمدیم که آیا خداوند افزون بر ایجاد شوق و اعطای قوای شناختی، درصدد ارتباط دیگری اعم از مستقیم یا غیرمستقیم برآمده است؟ خصوصاً با وجود ادعاهای فراوانی که در طول تاریخ نسبت به این مطلب وجود دارد و اثراتی که در برداشته است.

۲-۱ زبانی بودن اعجاز قرآن

همچنین در باب رجحان شروع بررسی از اسلام نیز نکاتی بیان شد. از موارد ضعیفی مثل اهمیت شخصی بیشتر و جغرافیای خاص تا زبانی بودن معجزه‌ی قرآن. بیان شد که اطلاع ما از معجزات دیگر پیامبران، وقایع مربوط به آن‌ها، کتاب مقدس آن‌ها و … همه در قالب گزارش تاریخی و از راه کلام است؛ و اگر نسبت به متنی ادعای معجزه وجود داشته باشد، آن متن و محتوای آن ترجیح خواهد داشت. همچنین زبانی بودن این معجزه برای آن مصونیتی از انحراف‌های زبانی و به تبع آن شناختی پدید می‌آورد. خصوصاً اگر نسبت به این متن و دینی که محتوای آن است، ادعای خاتمیت نیز وجود داشته باشد.

همچنین می‌توان نشان داد که معجزات دیگر پیامبران در تناسب با زمانه و زمینه‌ی خاصی و موضعی بوده است و موضعی بودن خود دلیل بر موقت بودن پیامی است که قرار است به‌واسطه‌ی آن‌ها منتقل گردد. البته مسیحیان با توجه به دیدگاه متفاوتی که درباره‌ی هدایت دارند، در اینجا حرف برای گفتن دارند که از آن می‌گذریم، چون ناقض موضع ما که اثبات رجحان برای اسلام است، نیست.

۲- صحت سندی و مصونیت از تحریف قرآن

اگرچه متن قرآن بر اساس سنجه‌های متعددی مثل آزمایش رادیواکتیو، بررسی قرآن کشف‌شده در صنعا که مربوط به قرون اولیه است، اهتمام به حفظ آن از قرون اولیه و … صحت خوبی نسبت به متون مقدس دیگر ادیان الا ادیان جدید مثل بهائیت دارد، اما باز هم نمی‌توان وجود هرگونه تحریفی را در آن نفی کرد؛ و نکته مهم‌تر که عامل مصونیت آن بوده، محوریت آن در دین اسلام است و چنین وابستگی‌ای در متون سایر ادیان نسبت به آن‌ها وجود ندارد.

نفی هرگونه تحریف نسبت به قرآن نه دلیل تاریخی و نه عقلی دارد. چون هیچ‌گاه تردید نسبت به صحت امر تاریخی از بین نمی‌رود. من پیشتر در دروس قرآن به مناسبت به این بحث به تفصیل پرداختم. نکته‌ی قابل‌توجه این است که برای دلالت اعجازی قرآن، نیازی به مصونیت کامل آن از تحریف نیست. اگر معجزه دال بر ارتباط خداوند با انسان باشد، وقتی متن موجود قرآن چنین دلالتی داشته باشد و بر فرض تحریف در آن راه یافته باشد، به طریق اولی متن خالی از تحریف، دلالت روشن‌تر و قوی‌تری خواهد داشت. در کنار این موارد نشان دادن این هم که متن در حدی دچار تحریف شده که پیام آن تغییر کرده آسان نیست.

البته کاهلی در مسلمانان باعث شده که کار نسخه‌شناسی که بسیار قدرت اقناع‌کنندگی بیشتری نسبت به دلایل عقلی و متنی دارد، جدی گرفته نشود و با استناد به آیه‌ای از قرآن (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ/ حجر ۹) یا دلایل به ظاهر عقلی این ماجرا را خاتمه دادند.

۳- کیفیت فهم اعجاز قرآن

بحث بعدی نحوه فهم اعجاز متنی است. در اینجا هم باز همان الگوی رقابتی کاراست. خصوصاً که در خود قرآن هم به تحدی که همان الگوی رقابتی است استناد شده است. در اینجا هم اگر این ادعای تحدی توسط خود مسلمان‌ها و یا مخالفان دین اسلام، جدی گرفته می‌شد، امروزه مجموعه‌ای از تلاش‌ها برای تهیه‌ی متنی نظیر قرآن داشتیم و این مجموعه، در مقام مقایسه، بسیار برای فهم وجوه اعجازی قرآن سودمند بود.

به نظر می‌آید اگر در هر دوره‌ی زمانی در پاسخ به تحدی قرآن، متنی تهیه می‌شد، این متن به اذعان عمومی برتر از قرآن قلمداد می‌شد. چون حتماً تناسب و ربط روشنی با زمانه درزمینه‌ی خاصی داشت؛ اما گذشت زمان به سود این ماجرا نمی‌بود. اساساً روشن شدن بسیاری وجوه اعجازی قرآن که در تناسب با جاودانگی و فرازمانی بودن آن است، درگذر زمان میسر است.

در بحث معجزه به نظر می‌آید که با مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها، اعم از محتوا، فرم، نظم حروفی و عددی، پیوستگی متنی و … روبه‌روییم و نه ملاک واحدی. البته مانند تمام بحث‌ها در اینجا به شیوه‌ی آکادمیک که نقل تمام اقوال اعم از درست و نادرست است، پیش نمی‌رویم. برای اطلاع از وجوه مختلف بحث اعجاز قرآن می‌توانید به کتاب اعجاز قرآن اثر عائشه عبدالرحمان بنت الشاطی (با ترجمه‌ی حسین صابری و نشر علمی-فرهنگی) مراجعه کنید.

۴- مواجهه با متن قرآن و انتظارات از آن

بعد از فهم اعجاز قرآن، نوبت به مواجهه با آن می‌رسد. پیش از مواجهه با آن باید دید چه انتظاراتی از آن می‌توان داشت. بعد از درستی محتوا به نظر غیرعادی بودن هم یکی از این انتظارات است که این گستره‌ای از واژگان، فرم، محتوا و… را شامل می‌شود. همچنین ثقالت، غرابت و خاص بودن متن هم مورد دیگر است.

من خاطرم هست که اولین بار در سن حدود 16 سالگی قرآن را مطالعه کردم و ساختار غیرمعمول و نامنظم آن برایم مفهوم نبود و یک آن به ذهنم خطور کرد که اتفاقاً چنین ساختاری می‌تواند در راستای ارتباط آن با خداوند فهمیده شود.

۱-۴ خاص بودن زبان قرآن

این خاص بودن در ناحیه‌ی زبان، صرفاً به جعل واژگان جدید بازنمی‌گردد، بلکه عمده معنادهی جدید به واژگان مجعول و مستعمل گذشته است. به اصطلاح کوین کردن که این در آثار برجسته‌ی زبانی، نظایر متعددی دارد؛ مثلاً هایدگر در فلسفه (مثل واژه‌ی وجود) و حافظ در ادبیات (مثل واژه‌ی رند) دو نمونه خوب از این نظرند؛ و کمتر کتابی است که به‌اندازه‌ی قرآن، واژه جعل کرده باشد.

از اینکه در قرآن واحد معجزه، سوره است، می‌توان به خاص بودن واژگان قرآن پی برد، چون خاص بودن واژگان در کاربست زبانی که اقل آن جمله است، نمود دارد. قرآن در آیه‌ای می‌گوید این عربی مبین است و آنچه شما می‌گویید اعجمی است که این نشانگر این است که خود قرآن هم معترف به غرابت زبان خود در برابر زبان عرب معاصر قرآن است.

در هر زبان ویژه‌ای، مرجع تفسیر و معنا صرفاً آثار خود نویسنده است. این ادعایی است که ایزوتسو در کتاب خدا و انسان در قرآن (ترجمه‌ی احمد آرام و نشر شرکت سهامی انتشار) و کتاب دیگرش مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن (ترجمه‌ی فریدون بدره‌ای و نشر فرزان روز) بر اساس مستندات مکتب زبان‌شناسی آلمانی در مورد قرآن بیان می‌کند. به گفته وی عموم واژه‌های اصلی قرآن (نظیر تقوا، اخلاص، ایمان و …) در عربی معاصر قرآن، معنایی کاملاً متفاوتی داشتند؛ مثلاً تقوا دارای بار منفی و متضمن معنای ترس بوده، ولی در قرآن دارای بار مثبت و متضمن معنایی بیگانه از ترس است. همچنین است کرامت که به معنای اصل و نسب شریف بوده و در قرآن معنایی کاملاً متفاوت دارد. از این نظر برای عرب آن زمان معنای این آیه که (انَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکمْ/حجرات ۱۳) بسیار غریب می‌نمود.

البته این غرابت برای انسان امروز هم در مواجهه با قرآن وجود دارد. خصوصاً در زبانی مانند فارسی که حجم زیادی واژه‌ی عربی و قرآنی را در خود گنجانیده است؛ مثلاً آیه‌ی (إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ/آل‌عمران ۱۹) معنایی در راستای پلورالیسم دینی می‌دهد، ولی از آن با اعتبار فارسی از اسلام به معنای دینی خاص در عرض سایر ادیان، معنایی مخالف پلورالیسم برداشت می‌شود. هرچند وضع ما وضع بهتری است. چون عرب معاصر پیامبر، فهم اولیه‌ای از واژگان خاص قرآن داشت که باید آن‌ها را کنار می‌گذاشت و برای ما چنین فهمی وجود ندارد.

در دروس سال‌های پیشین درباره‌ی واژگان قرآن نشان دادم که بخش عمده‌ی الفاظ ویژه‌ی قرآن، امور انتزاعی‌اند که این وجه هم در راستای ویژه بودن آن‌ها و اراده معنای متفاوتی از آن‌هاست. باز ایزوتسو می‌گوید یک واژه بسیار مثبت و اخلاقی در عرب پیش از اسلام، کلمه مروّت است و در تمام متن قرآن یک بار نیز به کار نرفته است، چون استعمال آن نمی‌توانسته متضمن معنای جدیدی بوده باشد.

نشان دیگری بر این مطلب، تفاسیر قرون اولیه و نزدیک به زمان نزول قرآن است که یکسره به بحث از واژگان قرآن پرداخته‌اند؛ مثلاً در سوره انفطار پرسش مهم ابن عباس از مفسرین اولیه صرفاً از معنای واژه انفطار بوده است. البته کاملاً در جهت عکس ماجرا، برای فهم عربی قرآن، علمی تحت عنوان «وجوه و نظائر» (که غیر از مفردات/ریشه‌شناسی/ اتیمولوژی است که امری مثبت و در راستای فهم واژگان قرآن است) پایه‌گذاری می‌شود که می‌خواهد با احصاء معانی مستعمل از واژه‌ای با توجه به پیشینه‌ی لغات عرب، بکوشد معنای واژگان قرآن را مشخص کند.

جلسه ۱۲ – دفاع عقلانی از دین
0 0 votes
Article Rating
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
بستن منو