بگذارید مقدمهای کوتاه بگویم در مورد اینکه برنامهای که میخواستم اجرا کنم چه بوده و الان چه شده است. از اینکه بگویم میخواهم جلساتی در مورد سورۀ آلعمران بگذارم اکراه داشتم و دلیلش این بود که دوست داشتم جلسۀ اول بدون اینکه شما پیشزمینهای داشته باشید که قرار است دربارۀ سورۀ آلعمران صحبت شود بحث را شروع کنم و متأسفانه حسم این بود که کاری که میخواهم بکنم خیلی احتیاج به اینتراکشن دارد، یعنی چیزی بگویم و سؤال و جواب شود، به یک سمتی برویم تا به سورۀ آلعمران برسیم.
در این جلسات تک جلسهای معمولاً خیلی وارد جزئیات نمیشوم فقط سعی میکنم تم کلی سوره را مشخص کنم. سعی میکنم بگویم سوره چه چیزی میگوید ولی توجیه نمیکنم که اگر فلان چیز را میگوید درست است یا نه. بیشتر هدف این است که بگوییم هدف اصلی چیست. مثلاً ممکن است محتوای یک سوره گفته شود و یک سری سؤال ایجاد شود که چرا این احکام یا این آیات این معانی را دارند.
جلسۀ قبل بحثمان به اینجا رسید که اگر سورۀ بقره کار اصلیای که دارد انجام میدهد مانند اعلام ظهور امت جدید، یک دین جدید است که با تغییر قبله و با نزول شریعت جدید تثبیت میشود، میشود پرسید که ضرورت یک چنین چیزی چیست؟ ویژگیهای اصلی این دین چیست؟ ماهیت و فرقش با ادیان دیگر چیست؟
من خیلی نمیخواهم خلاصۀ جلسات قبل را بگویم، حداکثر همان جلسۀ قبل سعی کردم نشان دهم که یک لایۀ عمیقتر، روانشناختیتر در این سوره موجود است، آن هم اینکه روانشناسی «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ»، کسانی که مخاطب این خطابهای «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ» هستند، همان «فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» هستند.