ابتدا میخواهم درباره چند موضوع که در آیههایی که درباره شرک هستند دیده میشود صحبت کنم و بعد به سراغ مفهوم کفر میرویم. نکتهای در مورد شرک در قرآن هست که چند بار روی آن تأکید میشود، کسی که شرک میورزد اعمالش به یک اصطلاح خاصی حبط میشود. مثل اینکه حبط شدن دلیت شدن اعمال فرد است و اثر مثبتی که باید بگذارد را نمیگذارد. ممکن است کارهای خوبی کرده باشد ولی به آن نتیجهای که باید برسد نمیرسد. چند بار از اینکه اعمال مشرکان حبط میشود صحبت شده است.
مقدمهای در مورد بحثهای جلسات قبل بگویم. جلسه اول گفتم هدف من این است درکنار بحث واژهها سعی کنیم (نه با جزئیات زیاد ولی) در مورد یک مدل انسانشناسی که این مفاهیم در آن بهخوبی بگنجد و معنیدار شود صحبت کنیم. از سوالاتی که جلسه قبل پرسیدید و بحثهایی که شد من احساس میکنم بد نیست همینگونه که به تدریج جلو میرویم یک مقدار از این بحثها کنیم.
جلسه قبل در مورد شرک زدم حرف و این جلسه هم میخواهم در مورد شرک و کفر ادامه دهم، دو واژه که به هم نزدیک هستند. یک نفر سوالی پرسیده است و میخواهم به طور مختصر جواب بدهم هرچند فکر میکنم در جلسه قبل جواب این سوال را به نحوی گفتم. در مقدمه بحث جلسه قبل چند سوال مطرح کردم و میخواهم دوباره سوالها را تکرار کنم و بحثهایی که در آخر جلسه قبل میکردیم را ادامه بدهم و وارد موضوعات جدیدی شویم که حول مفهوم شرک است.
جلسۀ قبل بعد از کلاس یک عده سؤال کردند و بحثی که ادامه پیدا کرد این بود که من نقطه دید بعضی اهل سنت که برخی از رفتارهای شیعیان را شرکآلود میدانند را بگویم. مثلاً به این اشاره کردم که اگر این گزارهی شرطی را فرض کنیم که شرک، سخنگفتن یا اثرقائلشدن برای موجودات موهوم است، و اگر اعتقاد داشته باشید که افرادی که از دنیا رفتند (هر کسی که باشد، امام یا پیغمبر باشد) هیچ اثری در این دنیا نمیگذارند، آنوقت بالای قبر رفتن و با او راز و نیازکردن و چیزی از او خواستن شباهت زیادی با رفتارهای شرکآمیزی دارد که وجود داشته است؛ یعنی من به فضای خالیای بروم و موجودی که اثربخشیاش موهومی است را صدا کنم.
بگذارید مقدمهای کوتاه بگویم در مورد اینکه برنامهای که میخواستم اجرا کنم چه بوده و الان چه شده است. از اینکه بگویم میخواهم جلساتی در مورد سورۀ آلعمران بگذارم اکراه داشتم و دلیلش این بود که دوست داشتم جلسۀ اول بدون اینکه شما پیشزمینهای داشته باشید که قرار است دربارۀ سورۀ آلعمران صحبت شود بحث را شروع کنم و متأسفانه حسم این بود که کاری که میخواهم بکنم خیلی احتیاج به اینتراکشن دارد، یعنی چیزی بگویم و سؤال و جواب شود، به یک سمتی برویم تا به سورۀ آلعمران برسیم.
این جلسه در مورد سورۀ انعام قرار بود صحبت کنیم، بعضی از جزئیات را برای جلسۀ آینده میگذاریم. اولین نکتهای که وجود دارد و جلسۀ قبل هم به آن اشاره شد این است که بعد از آن چهار سورۀ اول قرآن که سورۀ بقره، نساء، آلعمران و مائده هستند و فضایی شبیه بهم دارند، سورۀ انعام کاملاً فضای دیگری دارد.