من تذکراتی اول جلسۀ قبل دادم که از نظر من بحث واژهها و اینها تمامی ندارد و مهم هم هست، ولی قرار شد که در مورد گرامر صحبت کنیم. آن هم باز هست که اگر خواستیم در مورد یک واژۀ خاصی صحبت کنیم، میتوانیم برگردیم و در موردش حرف بزنیم. میتوانم خیلی مختصر بگویم که حرف از گرامر که میزنم بیشتر منظورم علم نحو (syntax) است، گرامر خیلی چیز وسیعتری است، یعنی شامل قواعد واژه درستکردن و فهمیدن، صرف، نحو و خیلی چیزهای دیگر میشود. من بیشتر نظرم در مورد گرامر در واقع «نحو» است؛ یعنی قواعدی که ما با آنها واژهها را کنار همدیگر به طور خطی ردیف میکنیم در هر زبانی و بعد آنها روی همدیگر معنی پیدا میکنند.
بحث از این نکته شروع شد که این سؤال واقعاً وجود دارد و رویش هم کم بحث نشده که زبان قرآن، زبان عرفی عرب هست یا نه. من خودم فکر میکردم که بحث را میتوان در سه قسمت کاملاً تفکیک شده ارائه کرد، یکی در مورد واژه، یکی در مورد دستور زبان و زیباییشناسی فصاحت و بلاغت به اضافۀ اینکه یک سطح دیگری هم هست که اصولاً فرهنگ عرب در زبان ظاهر شده است.
این اعتقاد وجود دارد که زبان قرآن عرفی است و عرفی بودن را در سه مرحله تعریف میکنند:
واژگان قرآن همان واژگان عرب زمان جاهلیت است.
ادبیات (گرامر، تکنیکهای ادبی مثل استعاره، ایهام و …) قرآن همان ادبیات عرب زمان جاهلیت است و همان چیزی که آنها میفهمیدند و ما میفهمیم
فرهنگ قوم عرب نیز در قرآن انعکاس پیدا کرده است.
بسم الله الرحمن الرحیم درسگفتارهای قرآن و ادبیات مدرن، جلسه ۴، دکتر توسرکانی، گروه فرهنگی دانشجویی کاروان – کانادا، ۱۳۹۷/۱۰/۱ ۱- مرور جلسات اخیر سه جلسه از شروع بحثهای ما گذشته است…
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای قرآن و ادبیات مدرن، جلسهی ۳، دکتر توسرکانی، گروه فرهنگی دانشجویی کاروان - کانادا، ۱۳۹۷/۹/۲۴۱- مروری بر مطالب جلسات گذشته به نام خدا، این جلسه سوم بحثهایی…