حداقل از یک اظهار نظر احساس کردم انگار حرفهای من اینگونه برداشت شده است که جنگ موضوع بدی هم نیست. سهلانگاری در مورد اینکه جنگ بد است در حرفهای من وجود داشت. حرفی که من زدم مطلقاً این معنی را ندارد آدم تلاش برای اینکه جنگ صورت نگیرد نکند. منطق احکامی که در اسلام است به نظر من این است که سعی کردم توضیح بدهم، شاید توضیحات من مختصر بود، دو استراتژی کلی برای دین وجود دارد یکی اینکه ما دیندار باشیم ولی خیلی اظهار نکنیم و در قلب خودمان دیندار باشیم.
جلسۀ دهم هست. من خیلی مختصر میخواهم تا اینجا که رسیدیم را مروری بکنم برای اینکه شباهتی بین ادامة این بخش با بخشهای قبل هست. اگر خاطرتان باشد فضای کلی سوره این است که اعلام میشود این عذاب است؛ این «أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ» به نظر من هیچ شکی وجود ندارد که اشاره به این است که امری که آمده امر به مجازات و نابود شدن است، همانجوری که در مورد اقوام پیشین بوده و گفته میشده که امر خداوند میآید یعنی امر به اینکه اینها شکست میخورند و نابود میشوند.
بگذارید مقدمهای کوتاه بگویم در مورد اینکه برنامهای که میخواستم اجرا کنم چه بوده و الان چه شده است. از اینکه بگویم میخواهم جلساتی در مورد سورۀ آلعمران بگذارم اکراه داشتم و دلیلش این بود که دوست داشتم جلسۀ اول بدون اینکه شما پیشزمینهای داشته باشید که قرار است دربارۀ سورۀ آلعمران صحبت شود بحث را شروع کنم و متأسفانه حسم این بود که کاری که میخواهم بکنم خیلی احتیاج به اینتراکشن دارد، یعنی چیزی بگویم و سؤال و جواب شود، به یک سمتی برویم تا به سورۀ آلعمران برسیم.
بسم الله الرحمن الرحیم درسگفتارهای سوره بقره، تک جلسه، دکتر روزبه توسرکانی، ۱۳۸۸ ۱- مقدمه این اولین جلسه از سری جلساتی است که قرار است در مورد سورهها صحبت کنم.…
بسم الله الرحمن الرحیم درسگفتارهای سوره بقره، جلسهی ۷، دکتر روزبه توسرکانی، دانشگاه تربیت مدرس، انجمن اسلامی دانشجویان پیشرو، رمضان ۱۴۴۰، ۱۳۹۸/۳/۲ قرار است این جلسۀ هفتم و آخر باشد.…
جلسۀ قبل بحثمان به اینجا رسید که اگر سورۀ بقره کار اصلیای که دارد انجام میدهد مانند اعلام ظهور امت جدید، یک دین جدید است که با تغییر قبله و با نزول شریعت جدید تثبیت میشود، میشود پرسید که ضرورت یک چنین چیزی چیست؟ ویژگیهای اصلی این دین چیست؟ ماهیت و فرقش با ادیان دیگر چیست؟
من خیلی نمیخواهم خلاصۀ جلسات قبل را بگویم، حداکثر همان جلسۀ قبل سعی کردم نشان دهم که یک لایۀ عمیقتر، روانشناختیتر در این سوره موجود است، آن هم اینکه روانشناسی «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ»، کسانی که مخاطب این خطابهای «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ» هستند، همان «فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» هستند.
تقسیمبندی ابتدای سورۀ بقره روانشناسانه است و نکاتی دربارۀ شناخت انسان بیان میکند. در این تقسیمبندی، ما مؤمنین را میبینیم که حقایقی را میبینند، کافران را میبینیم که این حقایق را انکار میکنند و انسانهایی را میبینیم که انگار با وجود اینکه میدانند این حقایق وجود دارند، ارتباط شهودی با آن برقرار نمیکنند.
در جلسهی دوم، داستان آفرینش از تورات خوانده شد، در این جلسه، داستان آفرینش را از قرآن میخوانیم. داستان قرآن نسبت به تورات خیلی کوتاهتر است، جزییات ندارد و فضایش متفاوت است. هدف اصلی در این جلسه این است که داستان قرآن را کمی تشریح کنیم و بررسی کنیم که چرا این داستان در بخش مقدمه نشسته است.
این جلسه وارد متنخوانی سورهی بقره میشویم. ابتدای سوره بقره آیهی دوم میگوید «وَالَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیک وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک وَبِالْآخِرَةِ هُمْ یوقِنُونَ» (بقره/2) خود قرآن بارها به عهدین اشاره میکند و مانند این آیات بهروشنی بیانگر این است که فرد مسلمان باید با کتب ادیان ابراهیمی نیز آشنا باشد. این ناآشنایی البته به کژفهمیهای زیادی دامن زده است.