بسم الله الرحمن الرحیم
درسگفتارهای دفاع عقلانی از دین، جلسهی ۲، دکتر توسرکانی، دانشگاه تهران، ۱۳۹۴
مروری بر نکات جلسهی پیشین
۱– فضای رقابتی درزمینهی عقیدهورزی
درزمینهی عقیدهورزی به صورت اعم، ما با یک فضای رقابتی مواجه هستیم. در هر نوع بحثی با مخالفان عقیدهی خود، بعد از توافق اولیه بر اصولی، وارد بحث میشویم. از این نظر که زمینهی بحث که عقیدهورزی است، در مسائل خطیری است که به زیست عمومی ما مربوط است، و ما در شرایط اضطراری دست به انتخاب عقیده زدهایم، سویهی بحثها باید دارای فواید عملی مشخصی باشد. آنچه در بحث عقیده بر عهدهی هرکسی است، اثبات برتری آن نسبت به مجموعههای همارز آن است، نه اثبات برتری مطلق.
در بحثهای تطبیقی و مقایسهای، به اشکالاتی که بر همهی نظریات وارد است نمیپردازیم. تحقق یک جامعهی ایدهآل یا اتوپیایی، در مدت زمان معقول و محصور با وجود ادعای آن از سوی عموم مکاتب، توسط هیچیک محقق نشده است و این اشکال عمومیای به تمام مکاتب است و عمومیت آن نشانگر وجود نقطه ضعفی در نوع جوامع بشری فارغ از مکتبی خاص است. از این موضع دست نایافتنی که بگذریم، میتوانیم با مقایسهی مکاتب مختلف ببینیم کدام یک به جامعهای ایدهآل نزدیکتر است.
۲– گریز روانشناختی انسان از عقیدهورزی
انسان به لحاظ روانشناختی، از عقیدهورزی گریزان است. چون اعتقاد به هر منظومهی فکریای در هر سطحی، همراه با پذیرش محدودیتهایی است. به بیان دیگر، هرچند لفظ آن دچار سوءبرداشتهای زیادی شده است، آدمی «آزادی» را دوست دارد. به نظر آزادی از هر قیدوبندی، پذیرش تقید به امیال بینظم درونی است و چون انسان میتواند خودش را با امیال درونیاش یکی بگیرد و در این حالت تقید بیرونیای را نپذیرفته است، احساس آزادی میکند. میتوان این مطلب را با ادبیات سنتی فرهنگ خودمان بهتر مطرح کنیم. در ادبیات سنتی، ما یک روح و یک نفس داریم. اگر کسی خودش را با نفس خود یکی بگیرد، پیروی از نفس، بهمثابهی آزادی از بیرون است. اما اگر کسی خود را با ساحت روح یگانه بداند، پیروی از تمایلات درونی، با منشأ ناشناخته و نامتعادل، عین تقید است. از این نظر ایدهی آزادی، یک صبغهی ایدئولوژیک دارد.
این حالت گریز درونی از عقیدهورزی، باعث میشود نهتنها افراد خود از عقیدهورزی تن میزنند، بلکه سعی میکنند دیگران را نیز به این سمتوسو، سوق دهند. امروزه بهخصوص میتوان مجموعهای از افراد را ملاحظه کرد که هم از هر نوع عقیدهورزیای تن میزنند و هم مسلح به انواع تشکیکات، در صدد منع دیگران از عقیدهورزی برمیآیند و این را رسالت خود میدانند. باید متوجه این موضع تعلیق نظری که هم پایگاهی درونی دارد و هم از سوی بیرونی تقویت میشود، بود. خصوصاً زمانی که این فضای تعلیق، ناظر به عقاید خطیری است که زندگی با پذیرش یا عدم پذیرش آنها تفاوت کاملاً بارز و مشخصی دارد، اموری مانند اعتقاد به خداوند، جاودانگی و …
قرآن کریم به خوبی از این گرایش درونی یاد میکند. میفرماید: «بل يريد الانسان ليفجر امامه، يسل ايان يوم القيمه» (سورهی قیامت آیهی ۵ و ۶) آدمیزاد خوش دارد پیش رویش باز باشد، تا هر چه دوست دارد انجام دهد. برای همین میپرسد که مثلاً روز قیامت چه زمانی است؟ و این سؤال مفیدی نیست و آن را برای تأخیر در پذیرش قیامت میپرسد. چون اگر وجود قیامت را بپذیرد، محدود میشود. میل خود به رهایی را در قالب مقاومتهای نظری بروز میدهد. اصلاً خود لفظ Atheism بیانگر محتوای خود است. حرف A نشانگر نفی و تئیسم به معنای خداباوری است. ایتئیسم به معنای خدا ناباوری است. ایتئیستها کسانی هستند که نسبت به پذیرش عقایدی موضع سلبی دارند.
۳- دقت، دستآویزی برای گریز از عقیدهورزی
یکی از مهمترین دستآویزهای مقاومت در برابر عقیدهورزی در فلسفه، توسل به مفهوم دقت است. تا جایی که ویتگنشتاین میگفت «اگر نمیتوانید چیزی را بهدقت بیان کنید، اصلاً چیزی نگویید» البته لزوماً مراد از این سخن در نظر ویتگنشتاین مقاومت در برابر عقیده نیست، اما از این سخن وی چنین استفادههایی نیز شده است.
اساساً دقت معیاری است که میتواند قوت بگیرد و تقویت آن میتواند هم مانع عقیدهورزی شخصی و هم ممانعت از عقیده یافتن دیگری گردد. جالب آنکه قویتر کردن معیارهای دقت نهتنها اتخاذ موضع ایجابی را ناممکن میکند بلکه موضع نفی و سلب را نیز ناممکن میکند. یعنی با معیارهای قوی دقت نه میتوان وجود خدا و نه نبود خدا را اثبات کرد.
۴- مقتضیات تصمیمگیری در زمان محدود
انسان مدت زمانی محدود برای زیست دارد و در این مدت محدود باید حقایقی را کشف و باور کند و زندگی خود را بر اساس آن تنظیم کند. این فضا درزمینهی بحث تبعات بسیاری دارد و اصلاً شیوهی بحث کردن را تغییر میدهد. و از شیوهی اثباتهای عقلانی متکلمین و دفع شبهات متمایز میکند.
از این نظر وضعیت ما شباهت به وضعیت دانشمندان در یک زمینهی دانشی مثل فیزیک دارد. در فیزیک هیچ نظریهای نیست که مواجه با اشکالات جدی نباشد، ولی یک فیزیکدان ناگزیر است برای اینکه بتواند در فضای فیزیک تنفس کند، نظریهای را ولو میداند اشکالاتی دارد، بپذیرد. دیدگاه درست نسبت به اعتقادات چیزی شبیه همین است. اگر من به مجموعهای از عقاید باور داشتم، صرف مواجههی با اشکالاتی نمیتواند باور من را از بین ببرد، الا در فرض وجود مجموعهای از اعتقادات که کم اشکالتر از مجموعهی نظری مورد باور من است. دورهای بین مکانیک کلاسیک و مکانیک نسبیت وجود دارد که در این دوره آزمایش مایکلسون مورلی انجام میشود که نتیجهی آن به نوعی نقض مبانی فیزیک آن زمان بوده است. نظریهی نسبت انیشتین که خاستگاه آن مکانیک نیوتونی است، پاسخی به این اشکال معروف بوده است. نکتهی مهم این است که فیزیک در فاصلهی این دو دوره تعطیل نمیشود. دو دسته تلاش عمده در فضای فیزیک آن دوران صورت میگیرد. یک دسته پاسخها برای جبران و حفظ فیزیک نیوتونی و یک دسته پاسخها برای گذار از آنکه دستهی دوم مقبول واقع شد.
متأسفانه متن و صوت این جلسه به صورت کامل در دسترس نیست.
