در جلسه گذشته تا انتهای داستان حضرت ابراهیم را خواندیم. در این جلسه، ابتدا نکاتی در مورد این داستان بیان کرده و سپس درباره ارتباط داستانهای دیگر با متن سوره و توالی این داستانها صحبت میشود.
۱- معنای «نُکِسوا»
اما قبل از شروع، بحث مختصری درباره آیه ۶۵ سوره انبیاء «ثُمَّ نُکِسُوا عَلَى رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلاءِ یَنْطِقُونَ» بیان می شود. یکی از دوستان تذکر دادند که در تفسیر المیزان «ثُمَّ نُکِسُوا» اینگونه تفسیر شده که: «ثم نكسوا على روسهم» كنايه و يا استعاره به كنايه است از اينكه باطل را در جاى حقى كه برايشان روشن شده جا دادند، و حق را در جاى باطل، گويا حق در دلهايشان بالاى باطل قرار داشت، ولى چون سر را پايين، و پاها را بالا گرفتند، قهرا باطل رو قرار گرفت و حق در زير آن، چون خود آنان به حق ظلم كردند، و آن وقت نسبت ظلم به حق را به ابراهيم داده گفتند: (لقد علمت ما هولاء ينطقون).