۱- دلیل تربیت داستانهای سوره کهف
در این بحثی که دربارۀ قطعات سورۀ کهف به طور کلی داشتیم، مخصوصاً داستانها، نکتهای که مانده بود این بود که دربارۀ داستان دوم یا همان مَثل صحبت نکرده بودیم که جلسۀ قبل صحبت کردم ولی واقعاً یک مسئلۀ خیلی واضحی باقی مانده، آن هم این است که چرا ترتیب اینگونه است؛ یعنی داستان خود اصحاب کهف میآید، بعد مَثل میآید، بعد آن دو داستان موسی و خضر و ذوالقرنین میآید؛ در حالی که ادعا این است که اصحاب کهف ادامهاش در واقع موسی و خضر و ذوالقرنین است و این وسط یک فاصلۀ نسبتاً زیادی، شاید نزدیک یک سوم حجم کل سوره بین داستان اول و سوم فاصله افتاده است که جا برای بحثکردن دارد؛ یعنی اگر این بحث را بکنیم، تقریباً بحث اینکه این قطعهها چه هستند و چطور قرار گرفتهاند تمام میشود.