از یک بحث کلی شروع میکنم، در ادامه بحثهای جلسه گذشته را ادامه میدهم. بحث جلسه گذشته انتقادهایی بود که به طور کلی به دانش فقه یعنی آن دانشی که قرار است به ما بگوید شریعت چیست، وارد بود، ایرادهای دانش فقه به معنای اینکه عملاً چه میکنند. دانش فقه در حال حاضر پارادایمی دارد، نگاه خاصی به شریعت دارد و روشی برای کار دارد که شریعت را استخراج کند و یک مجموعه از انتقادها میتواند این باشد که همین پارادایم آیا کارش را بنا به مبانی که پذیرفته و پیشفرضهایی که دارد درست انجام میدهد یا خیر؟ اینها انتقادهای سبکتری هستند از این نظر که ممکن است خود فقها هم خیلی وقتها این حرفها را زده باشند.