۱- ابتدا و انتهای بخش داستانی سوره
جلسۀ گذشته تا انتهای داستان موسی و فرعون را خواندیم. با این عبارت «فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ» (القصص:۴۰) دیگر داستان تمام شده، فرعون و لشکریانش از بین رفتند. در ادامه دو سه تا آیه دیگر هست که آنها را هم خواندیم تا سر این آیه که میگوید «وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ» (القصص:۴۴). چند تا نکته کوچک اضافه کنم.
یکی اینکه اگر آن مقدمه کوتاهی که گفته شد که فرعون چه کار میکرد را بگذاریم کنار و داستان را از اینجا شروع کنیم که «وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيه» (القصص:۷)، داستان اینکه بالاخره خداوند اراده کرده است که این قوم را نجات بدهد و فرعون را از بین ببرد.