مي خواهم در ابتداي جلسه در مورد يك موضوع فرعي صحبت كنم كه ربطي به موضوعاتي كه داريم درباره اش صحبت مي كنيم ندارد. من به مناسبتي يك مثالي زدم كه هيچ ارتباطي نداشت و نهايتاً يك چيز خيلي مختصر و مفيدي در اين مورد گفتم كه در فرهنگ ما مثلاً نسيت به مادر يك حالت تابو مانند وجود دارد. در واقع يك حرمت هايي قائل هستيم.
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای سوره یوسف، جلسهی ۴، دکتر روزبه توسرکانی، دانشگاه شریف، سال ۱۳۸۵۱- مقدمهدرباره کلیات داستان یوسف صحبت کردیم و من با این فرض ادامه میدهم که همه…
من یک یادآوری بکنم که جلسۀ گذشته چه چیزهایی گفتم. مسائل مربوط به تاریخ-جغرافیای قصه را گفتم که تقریبا هیچکدامشان از نظر فهم قصه نکتۀ مهمی نداشتند، یعنی هیچ اطلاعات تاریخ و جغرافیایی فکر نمیکنم در فهمیدن این قصه خیلی دخالت داشته باشد ولی از جهت اینکه بهرحال یک تفاوتهایی با تورات وجود دارد و به نظر میآید که تحقیقات تاریخی مثلا به نفع چیزی هست که از این قصه میشود نتیجه گرفت، همینطور یک اشارهای کردم.
اوایل خیلی کلی دربارهی اینکه چه چیزهایی باعث میشوند قرآن در نظر اول کتاب خیلی عجیبی به نظر بیاید و ما در فهم آن مشکل داشته باشیم صحبتهایی کردیم. دربارهی نگاه خاص ما نسبت به دنیا که نگاهی علمی است و ما آنقدر در آن غرق شدهایم که آن را حس نمیکنیم، زیاد حرف زدیم.
قبل از این که شروع کنم بنا بر قرار فرض میکنم که همه داستان را در قرآن به عربی خواندهاید. اولین جلسهای است که میخواهم به طور خاص در مورد یک بخش از قرآن صحبت کنم. میخواهم این قرار رو تکرار کنم، نمیخواهم در مورد تعابیر عرفانی داستان یوسف صحبت کنم که خیلی هم جالب است.