معمولاً رسم است بعد از سفر حج خیلیها سفرنامه مینویسند از خاطرات سفر حج میگویند. چند نکته در این سفر که نظر من را بیشتر از قبل جلب کرده است به آن اشاره میکنم. یک مقدار آن تأسفآور است و یک مقدار آن هم ممکن است خیلی ویژگی خاصی از نظر تأسفآور بودن یا نبودن نداشته باشد. هر بار که به حج میروم ناخودآگاه وقتی آدم به آنجا میرود به مسئله اختلافات بین شیعه و سنی فکر میکند. هم به دلیل اینکه اختلاف رفتارهایی در آنجا دیده میشود و هم به دلیل حالت تهاجمی که عربستانیها نسبت به شیعیان دارند.
بحث در مورد این است تحلیل و نگاهی که غربیها و کسانی که در تمدن مدرن هستند نگاه مثبتی که نسبت به این ماجراها دارند برای خودش ایدئولوژی است. واقعیت این است قرار نبود به اینها اشاره کنم بیشتر بحثهایی که به بحث ما بیشتر مربوط است سعی کردم بگویم. چیزی که به بحث ما مربوط است این است که تمدن غرب از سنت دینی که از انبیاء باقی مانده بود دست کشیده است و سعی کردم بگویم به صورت مشخص سبک زندگی مدرن فراموش کردن آخرت است. در دو جلسه اخیر قرار شد در مورد این مسئله بگوییم که آنها چگونه نگاه میکنند و بعد سعی کنیم بگوییم اتفاقهای مهمی که به معنای واقعی کلمه افتاده است که این تغییرات به وجود آمده است چیست.
دو سه جلسه است که یک بحثی را شروع کردم، در این جلسه امیدوار هستم این بحث را تمام کنم. یادآوری مختصر کنم که ارتباط آن با موضوع سوره حج این بود که در فصل اول ابتدای سوره برخوردی که با مسئله آدمهایی که با دین مخالفت میکنند کاملاً اینگونه است که اینها آدمهایی هستند که از هیچ کتابی پیروی نمیکنند، آدمهایی هستند که از شیطان پیروی میکنند و حرف حق را نمیپذیرند. تصویری که از مشرکین و افرادی که در مقابل انبیاء میایستادند در قرآن است همینگونه است، افراد کاملاً بیمنطق، انبیاء با منطق و استدلال سعی میکنند طرف مقابل را قانع کنند ولی آنها بدون هیچ منطقی روی یک سری عقاید سنتی که دارند پافشاری میکنند.
میخواهم ادامه صحبتهایی که دو جلسه گذشتم کردم این جلسه انجام بدهم. خوشبختانه ری اکشن چه به صورت شفاهی و چه به صورت ایمیل دریافت کردم که برای من خیلی خوشحال کننده است. امیدوار بودم ری اکشن داشته باشیم و این نشان میدهد درگیری ذهنی به وجود آمده است. موضوعی که در مورد آن صحبت میکردم تعارضی بود که بین دعوت در شریعت الهی و وضعیت فعلی که در جهان است. وضعیت فعلی که از غرب شروع شده است و کم کم این فرهنگ و نوع نظامهای اجتماعی و سیاسی که از غرب شروع شده است و به همه جهان سرایت میکند است. سعی میکنم بگویم اینها در تعارض هستند انگیزه اصلی که مربوط به بحث میشد این است که در قسمت اول سوره حج تصویری داریم از اینکه انسانهایی که مجادله میکنند و مؤمن نیستند و کفر میورزند و مجادله میکنند در اینجا اینگونه از آنها یاد میشود افرادی هستند که علم ندارند، کتاب مبین ندارند و الی آخر.
من بحثی را از جلسه گذشته شروع کردم و قرار شد ادامه بدهیم که به نوعی مربوط به بخش اول آیات سوره حج است. مناسبت آن این است که در قسمت اول این آیات از ابتدا تا شروع جایی که اسم مسجدالحرام و حج میآید یک تصویری از آینده و حال آدمهایی که روی زمین زندگی میکنند میبینید. نکتهای که میخواهم مطرح کنم و چیزی که به نظر میرسد جا برای بحث کردن دارد این است چقدر تصویری که از وضعیت آدمها در روی زمین در این سوره ارائه میشود، با وضعیت فعلی آدمها روی زمین تطبیق میکند.
جلسه گذشته طبق قراری که داشتیم آیات مربط به حج که برای سوره حج بود از آیه «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ» تا آیهای که اجازه جنگ برای اولین بار صادر شد را خواندم. نکاتی که در این آیات بود و الان میخواهم روی آنها تأکید کنم این بود که هم شروع و هم انتهای این مجموعه آیات یک مقدار خارج از تمرکز خود عبادت بود. وقتی وارد این مجموعه آیات میشویم در مورد حج صحبت میکند ولی در ابتدا بحث از این است که کسانی هستند که میخواهند مانع حج شوند و در انتها هم به آیاتی میرسیم که حرف از مقابله کردن و دفاع کردن و جنگیدن با کسانی میزند که همان کسانی هستند که میخواهند جلوی راه خدا را بگیرند. خود متن آیات سعی کردم بگویم به ترتیب چه مفاهیمی مطرح شده است، به نظر من از نظر اینکه این مجموعه آیات شاید بزرگترین آیاتی است که به صورت یکپارچه در مورد حج در قرآن صحبت میکند، دقیقاً به دلیل اینکه جزئیات شریعت همانطوری که در سوره بقره است اینجا نیست از نظر درک کلی مفاهیم مربوط به حج شاید مهمترین آیات قرآن است.
جلسه گذشته چند آیه سوره حج را خواندیم و قرار شد در این جلسه ادامه بدهم. در این یک هفتهای که فاصله افتاد در کیولیست یک مجموعه ایمیلهایی تحت عنوان تحجر رد و بدل شد. نمیدانم چرا عنوان آن تحجر است ولی بحث در مورد این بود که جامعه دینی و حکومت دینی چیست و طبق چیزی که انتظار میرود مسائل سیاسی روز و مسائل تئوریک قاطی میشود. تذکر دادم در بحث ضرورت تشکیل جامعه دینی یا حج به این چیزها ربط دارد، خیلی مسائل را به مسائل روز فکر نکنید. یعنی تحت تأثیر شرایط حاضر که در آن زندگی میکنید قرار نگیرید، یک چیزهای بدیهی کلی وجود دارد که اگر خیلی به این مسائل توجه نکنید واضح است که این مسائل درست است.
من در ابتدای جلسه یک چیزی که جلسه قبل یادم رفته است بگویم، جلسه قبل که در مورد سوره حجر صحبت کردیم معمولاً جلسه که تمام میشود آخر باید حتماً اعلام کنم سوره جلسه بعد چیست. هر چند که قبلاً تلویحاً اعلام کردم ولی یادم رفتم بگویم. همانطوری که قبلاً اشاره کردم سوره بعدی سوره نساء است آن وسط هم جای خالی افتاده است و سوره آل عمران و مائده را گفتیم ولی دلیلی ندارد در مورد آن سوره اول بحث نکنیم. گاهی چون سوره طولانی است، به عنوان یک کار سادهتر سوره کوچکتر را میگویم و دوباره برنامه این است که سعی کنیم ترتیب را حفظ کنیم. یک جلسهای در ماههای آینده در مورد سوره نساء باید داشته باشیم.
حداقل از یک اظهار نظر احساس کردم انگار حرفهای من اینگونه برداشت شده است که جنگ موضوع بدی هم نیست. سهلانگاری در مورد اینکه جنگ بد است در حرفهای من وجود داشت. حرفی که من زدم مطلقاً این معنی را ندارد آدم تلاش برای اینکه جنگ صورت نگیرد نکند. منطق احکامی که در اسلام است به نظر من این است که سعی کردم توضیح بدهم، شاید توضیحات من مختصر بود، دو استراتژی کلی برای دین وجود دارد یکی اینکه ما دیندار باشیم ولی خیلی اظهار نکنیم و در قلب خودمان دیندار باشیم.
مروری میکنم. مخصوصاً دو جلسه اخیر سعی کردم دو مورد مطرح کنم، صرف برداشتهای عرفانی و فردی که از حج وجود دارد کافی نیست. در متن قرآن و کانتکس دینی چیزی فراتر از این میبینیم و آن هم جنبههای اجتماعی و سیاسی و بینالمللیتر است، به عنوان یک پدیده و اتفاقی که در زمین میافتد اهمیت دارد. جلسه ماقبل آخر روی این تأکید کردم اصولاً مکانیسمهایی که در الهام عرفانی است جنبههای فردی در آن قویتر است و در مکانیسم وحی که ورای شهود و درک عرفانی متعارفی است که عرفا دارند و یک لول بالاتر از آن است متکی به زبان است و تبعاً به دلیل اینکه برای ابلاغ به مردم نازل میشود جنبههای اجتماعی در آن پررنگتر است. یک جلسه روی این تأکید کردم این تفاوتها وجود دارد بنابراین طبیعی است در پیامی که خداوند به صورت وحی فرستاده است یک چیزی ورای مسائل فردی در مورد حج یا هر چیز دیگری که در شریعت است ببینید.