مروری میکنم. مخصوصاً دو جلسه اخیر سعی کردم دو مورد مطرح کنم، صرف برداشتهای عرفانی و فردی که از حج وجود دارد کافی نیست. در متن قرآن و کانتکس دینی چیزی فراتر از این میبینیم و آن هم جنبههای اجتماعی و سیاسی و بینالمللیتر است، به عنوان یک پدیده و اتفاقی که در زمین میافتد اهمیت دارد. جلسه ماقبل آخر روی این تأکید کردم اصولاً مکانیسمهایی که در الهام عرفانی است جنبههای فردی در آن قویتر است و در مکانیسم وحی که ورای شهود و درک عرفانی متعارفی است که عرفا دارند و یک لول بالاتر از آن است متکی به زبان است و تبعاً به دلیل اینکه برای ابلاغ به مردم نازل میشود جنبههای اجتماعی در آن پررنگتر است. یک جلسه روی این تأکید کردم این تفاوتها وجود دارد بنابراین طبیعی است در پیامی که خداوند به صورت وحی فرستاده است یک چیزی ورای مسائل فردی در مورد حج یا هر چیز دیگری که در شریعت است ببینید.
سعی میکنم در این جلسه آنقدر مطلب بگویم تا تردید ایجاد شود که جلسه دیگری هست یا خیر. بعد در مورد اینکه جلسه دیگری برگزار شود یا خیر به یک طریقی تصمیم میگیریم. در مورد سوره حدید مانند سایر سورههایی که در مورد آن صحبت میکردیم یک مقدمه خیلی کوتاه در مورد سوره حدید میگویم.
به وضوح سوره مدنی است. احتیاجی به این نیست که کسی تحقیق تاریخی کند. از اصطلاح منافقین استفاده شده است که به وضوح بعد از تشکیل امت این سوره نازل شده است. خصوصاً اصطلاح بعد از فتح که میآید معلوم است متأخر است. در دورانی است که جنگ شده است و جنگ با پیروزی مسلمانان تمام شده است و کلاً حس پیروزمندانهای در سوره وجود دارد که ذهن آدم بیشتر به این سمت میرود که مربوط به سالهای آخر دوران پیامبری حضرت رسول باشد. این سوره یکی از هفت سورهای که به مسبحات سبع معروف هستند که شروع آنها به سَبَّحَ لِلَّهِ یا یُسَبَّحَ لِلَّهِ است، این هم جزء ویژگیهای جزئی این سوره است.
یک بحثی بچهها روی آیه 95 داشتند که طبیعی است، انتظار اینکه شسته و رفته یک توضیحی داده شود و کسی مشکلی نداشته باشد ندارم به دلیل اینکه فکر میکنم متن آیه ابهامی دارد منتها میخواهم دفاع کنم از تعبیری که گفتم به قبل و بعد آیات میخورد. در آیه «وَحَرَامٌ عَلَى قَرْیَةٍ أَهْلَکْنَاهَا أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ» بحث روی این است که معنی لایرجعون چیست. لایرجعون به معنای اینکه قبل از اینکه قیامت شود به زمین برنمیگردند، بعد از اینکه قیامت شود برنمیگردند؟ چیزی که خیلی رایج است این است که اینها برنمیگردند مثل اینکه از مرگ به جهان برنمیگردند، بعضی از آدمهای دیگر ممکن است برگردند؛ مانند اعتقادی که به رجعت وجود دارد. استدلالی که جلسه گذشته کردم را تکرار میکنم، تعبیری که وجود دارد را میگویم.
اسم این سوره هم جالب است، شما در این 6 سوره, سوره هود را دارید، سوره یوسف را دارید مثلاً اگر سوره یوسف را با سوره یونس مقایسه کنید سوره یوسف اسمش یوسف است و کلاً در مورد داستان یوسف است. تقریباً میتوان گفت که از ابتدا تا انتهای آن بحث درباره زندگی حضرت یوسف است و با یک مقدمه و موخره است.
میگوید چرا پیغمبر باغ ندارد به یک طریقی به مسئله آخرت وصل شد و پاسخ داده شد. پاسخ این اعتراض که چرا پیغمبر باغ ندارد باطن آخرت این است که همین الان پیغمبر باغهای زیادی دارد ولی شما نمیبینید. باغهای واقعی و اصلی اینها هستند که در آخرت تجلی میکنند، واقعیت و حقیقت این است که آدمهایی در آتش هستند و پیامبر و مومنین در باغ هستند اینها تقاضای این را دارند که چرا در ظاهر عالم الان برای پیغمبر باغ ظاهر نمیشود و جواب این است ظاهر شدن حقیقت موکول به آخرت است.
اولین جلسه بحث درباره سوره فرقان است. در این جلسه تصمیم من این است که به جای اینکه از اول سوره شروع کنیم، یک مقدار درباره کلیت سوره صحبتهایی بکنم. شاید به این دلیل که فکر میکنم قطعهبندیهای سوره یک مقدار پیچیدهتر از سورههایی است که اخیراً بررسی کردهایم. بعضی از سورهها به دلیل اینکه بخش عمده آن از یک یا چند داستان تشکیل شده است، خیلی راحت میشود موضوع آن را قطعه به قطعه فهمید که درباره چه چیزی صحبت میکند. اینجا شاید یک مقدار پیچیدهتر است. بد نیست اول اینگونه شروع کنیم، بعد هر مقدار که وقت شد به همان ترتیب آیات را از ابتدا میخوانیم.
بسم الله الرحمن الرحیم درسگفتارهای سوره هود، جلسهی ۳، دکتر روزبه توسرکانی، ۱۳۹۲در این جلسه میخواهیم ادامه بخش مقدمهی سوره را بخوانیم؛ یعنی از اول تا سر داستان حضرت نوح…
جلسۀ چهارم بحث دربارۀ آلعمران است. ابتدا لازم است نکاتی را در مورد بحثهایی که در گروه انجام شد بگویم چون کاملاً مربوط به محتوای خود سوره میشود.
حقیقتاً شاید جایی در قرآن به اندازۀ همین آیههای سورۀ آلعمران، بخش محاجه با اهل کتاب و اینها، این حالت را نداشته باشد که تفاوت بین آن چیزی که قرار بود اسلام باشد با آن چیزی که نهایتاً به آن تبدیل شد اینقدر روشن اینجا بیان شده است، که ما قرار بود دینی باشیم که تمام ادیان دیگر را هم میپذیریم.
بگذارید مقدمهای کوتاه بگویم در مورد اینکه برنامهای که میخواستم اجرا کنم چه بوده و الان چه شده است. از اینکه بگویم میخواهم جلساتی در مورد سورۀ آلعمران بگذارم اکراه داشتم و دلیلش این بود که دوست داشتم جلسۀ اول بدون اینکه شما پیشزمینهای داشته باشید که قرار است دربارۀ سورۀ آلعمران صحبت شود بحث را شروع کنم و متأسفانه حسم این بود که کاری که میخواهم بکنم خیلی احتیاج به اینتراکشن دارد، یعنی چیزی بگویم و سؤال و جواب شود، به یک سمتی برویم تا به سورۀ آلعمران برسیم.