در شروع همه جلسات مقدمهای گفتم که چه کار میکنیم و چرا لازم است که این کارها را بکنیم، وقتی شروع کردم به بحث درباره احکام و گفتم میخواهم درباره احکام صحبت کنم تصورم این بود که خیلیها انتظار داشتند خیلی زود چند حکم مشکوک که زیاد از آنها ایراد گرفته میشود را مطرح کنیم ولی چندین و چند جلسه گذشته است و کار دیگری میکنیم: درباره شریعت، نحوه استخراج آن و رابطه بین فقه و شریعت بحثهای کلی میکنیم که ممکن است برای بعضیها حوصله سربر باشد و برای بعضیها هم جالب باشد، مخصوصاً اگر در این زمینهها مطالعه داشته باشند.
از یک بحث کلی شروع میکنم، در ادامه بحثهای جلسه گذشته را ادامه میدهم. بحث جلسه گذشته انتقادهایی بود که به طور کلی به دانش فقه یعنی آن دانشی که قرار است به ما بگوید شریعت چیست، وارد بود، ایرادهای دانش فقه به معنای اینکه عملاً چه میکنند. دانش فقه در حال حاضر پارادایمی دارد، نگاه خاصی به شریعت دارد و روشی برای کار دارد که شریعت را استخراج کند و یک مجموعه از انتقادها میتواند این باشد که همین پارادایم آیا کارش را بنا به مبانی که پذیرفته و پیشفرضهایی که دارد درست انجام میدهد یا خیر؟
با مقدمهای این جلسه را شروع میکنم که مستقیماً به بحثهای ما ربط ندارد، به وقایع اخیر کشور ربط دارد. بحث سیاسی نیست ولی متأسفانه در چند ماه اخیر بیش از هر زمانی شنیدم و مثلاْ کسانی با من در مورد یک فرد دیگر صحبت کردند یا افرادی مستقیم به من گفتند که انگار این وقایع، این بیعدالتی که انجام میشود و رفتارهای نادرستی که میبینند روی عقاید دینی آنها تأثیر گذاشته است. مثلاً به طور شگفتانگیزی شنیدم که فلانی نماز نمیخواند و باور کردنی نبود، آدم خیلی اهل مطالعهای نبود ولی شخصیت و تیپ و سن و سالش طوری بود که انتظار نداشتم تحت تأثیر وقایع روزمره نماز خود را نخواند.
همچنان در کلیات بحث هستیم، از اول که یک شبه¬ای مطرح میشود با توجه به حرفهایی که در جلسه قبل زدم و با اصطلاحات جدیدی که برای اولین بار در جلسه قبل به کار بردم میگویم که اصولاً شبهه به معنای تعارض عقل و وحی است. یعنی شما احساس میکنید یک چیزی به نظر شما کاملاً غلط است و احساس میکنید در وحی وجود دارد. همانطور که در جلسه قبل گفتم عقل را هم به عنوان عقل ارسطویی و تفکر کامپیوتیشن نمیدانیم بلکه شامل کل قوای شناختی ما میتواند باشد؛ از حس و شهود درونی ما تا تفکری که میتوانیم با آن به طور محاسباتی چیزهایی را پیش ببریم.
سومین جلسه بحث درباره شبهات احکام است. میل دارم بازهم تأکید کنم که هیچ عجله¬ای برای وارد شدن به بحث در مورد احکام خاص ندارم. فکر نمیکنم موضوع در چند جلسه کوتاه تمام شود. فکر کنید که قرار است ۵۰-۶۰ جلسه بحث شود. چیزی که مهم است اول باید ضوابط منطقی بحث روشن شده باشد، باید بدانیم از چه چیزی میخواهیم دفاع کنیم، فکر میکنم در مورد احکام این خیلی مسئله مجهولی است؛ یعنی حتی اگر ما خودمان را محدود کنیم به احکامی که در قرآن آمده, باز هم بحث در مورد اینکه از چه چیزی میخواهیم دفاع کنیم باقی است.
دومین جلسه بحث درباره احکام است. این بحث خیلی مورد استقبال قرار گرفت، وقتی شروع کردم به صحبت کردن در مورد ساینتیفیک ارور در قرآن حس نمیکردم افراد زیادی علاقهمند باشند ولی در مورد احکام به نظر میرسد که خیلی علاقه وجود دارد. این نشان دهنده آن است که شبهات مربوط به احکام موثرتر یا متداولتر هستند.
اگر از ساینتیفیک ارورها چیز جالبی مانده باشد، این را باز گذاشتیم که اگر کسی موضوع خاصی را مطرح کند که ارزشش را داشته باشد میتوانیم در مورد آن بحث کنیم. همانطور که در جلسه اول ساینتیفیک ارور گفتم، دلیل من از پیدا کردن یک صفحه در اینترنت که در آن تعداد زیادی ساینتیفیک ارور نوشته شده بود این بود که نمیتوانیم برای همه ساینتیفیک ارورها بگردیم و ببنیم که هرکسی چه گفته است و برای اینکه نشان دهیم بایاس نداریم که بعضی از اشکالات را بگوییم و بعضی را مطرح نکنیم، یک مرجعی که به نظر میآمد از همه بیشتر در آن ساینتیفیک ارور نوشته شده بود را پیدا کردم و گفتم که خودمان را به همان محدود کنیم.
اول توضیح دهم که شأن نزول این جلسه چیست. حدود پانزده سال پیش در بحثهایی که در مورد سورۀ مریم در دانشگاه صنعتیشریف برگزار میشد، به این آیه رسیدیم که کسانی که بعد از تولد حضرت عیسی میبینند که حضرت مریم بدون اینکه همسری داشته باشد یک فرزندی را در آغوش گرفته، به او خطاب میکنند که «يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای دفاع عقلانی از دین، جلسهی ۴۳، دکتر روزبه توسرکانی، مجازی، ۱۳۹۹/۶/۴من در این جلسه میخواهم جمعبندیای از بحثهایی که تا الان انجام شده داشته باشم. این…
بسم الله الرحمن الرحیم درسگفتارهای دفاع عقلانی از دین، جلسهی ۴۲، دکتر روزبه توسرکانی، مجازی، ۱۳۹۹/۵/۷ بگذارید اول، چون کسانی که این جلسات را گوش میکنند، یکی از دوستان تذکّر…