جلسه چهارم سوره نمل است که من تا آن جایی که یادم میآید (به خاطر این فاصلهای که بین این دو جلسه افتاد)، داستانها را تمام کرده بودیم. فکر میکنم که تا آخر داستان حضرت لوط خوانده بودیم، اگر اشتباه نکنم، در واقع آیه ۵۸، اگر این مقدمه را کنار بگذاریم و بخش داستانها را قسمت اول سوره بگیریم، از آیه ۵۸ تا پایان سوره در واقع یک جور فصل دوم و قسمت دوم سوره است که در خودش هم یک قطعههایی وجود دارد. من مخصوصاً میخواهم به دو نکته در این بخش پایانی سوره یعنی قسمت دوم سوره توجهتان را جلب کنم.
لسهٔ قبل من تا قسمتهای آخر داستان معروف سلیمان و ملکه سبا یا بلقیس را گفتم. یک قسمت از انتهای آن باقی ماند. فکر میکنم تا آنجای داستان که عرش را منتقل میکنند را خواندیم. من یک نکتهٔ داستانی تذکر دادم. اینکه ازنظر زمانی، از خود متن اینطور برمیآید که درخواست سلیمان این است که آن اریکهٔ بزرگ حکومتی ملکهٔ سبا را قبل از ورود ملکه منتقل کنند. یعنی ازنظر زمانی مثلاً برمیگردد به اینکه آنها راه افتادند، به ملک سلیمان نزدیک شده اند یا اینکه مثلاً رسیدهاند ولی هنوز ملاقاتی صورت نگرفته است.
بهعنوان یادآوری نکات مهم جلسه قبل این بود که شروع این سوره با چند تا سوره دیگر مثل سوره بقره و لقمان اشتراک دارد و اولین عبارتی که اینجا یه تفاوتی ایجاد میکند، این آیه است که: « إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ»(نمل:۴) من سعی کردم توضیح دهم که یکبار دیگر در داستان سلیمان به این نکته برمیگردیم.
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای سوره نمل، جلسهی ۱، دکتر روزبه توسرکانی، سال ۹۲۱- مقدمهمن در این جلسه یک کلیاتی را دربارهی این سوره میگویم و ان شاء الله شروع میکنیم…
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای سوره یوسف، جلسهی ۱۱، دکتر روزبه توسرکانی، دانشگاه شریف، سال ۱۳۸۵۱- دشمن نبودن نفسدر اواخر جلسه پیش نکاتی در مورد شیطان مطرح شد. شیطان در همه…
بسم الله الرحمن الرحیمدرسگفتارهای سوره یوسف، جلسهی ۱۰، دکتر روزبه توسرکانی، دانشگاه شریف، سال ۱۳۸۵۱- آیا اعتقاد به یک چیز تخیلی میتواند به انسان آرامش واقعی دهد؟یک چيزي در مورد…
در قرآن که نگاه میکنید از دیدگاه خدا جهان تکوین و تشریع خیلی با همدیگر فرق ندارند، مثل دو تا صورت یک چیز هستند؛ همانطوری که خداوند در عالم تکوین امر کرده که زنها میتوانند بچهدار شوند و مردها را ممنوع کرده، طبیعی است که در نظام تشریع مردها یک ویژگیهایی دارند، یک چیزهایی را بتوانند انجام دهند که زنها ممنوع شدند.
در تمدنهای قدیم یک مرحلۀ خاصی وجود داشت برای اینکه یک پسری وارد جهان مردها بشود. یک آیینهای تشرف وجود داشت. فکر کنم در مورد این صحبت کردم. آیینهای تشرف خیلی سخت وجود داشت که یک پسر بعد از اینکه متولد میشد تا یک سنی به او اجازه میدادند که با زنها زندگی بکند، با خواهرها و مادرش مثلا زندگی بکند.
بعد از جلسه ی قبل یک نفر از بنده پرسید که چقدر راجع به معانی تمثیل هایی که می گویم –چاه و کاروان و ...- مطمئن هستم؟ همیشه فهم تمثیل ها –چه تمثیل های ناخوداگاه و چه تمثیل های ادبی- در شروع کار، سخت است. در واقع فهم تمثیل ها مربوط به آن قسمت از ذهن ماست که خیلی پرورش داده نمی شود. ذهن ما بیشتر در جنبه های استدلالی و قیاسی به طور افراطی کار می کند. تمثیل، یک استعداد ویژه ی ذهنی برای به نتیجه رسیدن از روی درک شباهت هاست.
جلسۀ قبل بحث دربارۀ قطعۀ تمثیلی میانۀ سورۀ نور را موقتاً قطع کردم تا یک جلسه دربارۀ حکم آیۀ حجاب صحبت کنم؛ چون میل داشتم نشان دهم که چگونه وقتی احکام در قرآن و مثلاً در قالب یک سوره میآید، دیدگاهی به آنها پیدا میکنیم. در این حالت، قرآن بیش از آنکه بخواهد بر جزئیات احکام تأکید کند، میکوشد با آوردن احکام در کنار احکام دیگر یا داستانها و تمثیلها، ما را به معنی و علت وضع احکام برساند.