مشابهتهای جالبی را بین سورۀ نحل و انعام درآوردند، از این نظر خیلی خوشم آمد که همان جلسۀ اول گفتم نحل از نظر محتوا شبیه انعام است، اسم دوم آن هم نِعَم است، مثلاً هر دوتای آنها انگار بحث با مشرکین است.
این جلسۀ چهارم سورۀ نحل است. من خیلی قصد ندارم در مورد نکات گفته شده صحبت کنم. نکات اصلی همین بود که در جلسة دوم به توصیفی از فضای کلی سوره رسیدیم، تقسیمبندی هم انجام دادیم، جلسۀ گذشته هم قسمت ابتدای سوره تا پایان نعمتهای طبیعی که ابتدای سوره آمده است را بررسی کردیم. من یک نکتهای میخواستم در گروه به صورت صوت بگذارم که ترجیح میدهم اول این جلسه در مورد آن صحبت کنم.
جلسة گذشته من قبل از اینکه تقسیمبندی سوره را بگویم و دربارة آیههای اول سوره صحبت کنم یک نکتهای گفتم که میشد در واقع به مسئلهای اشاره کنم که نکردم، ولی به نظرم میرسد که مناسب است به این نکته اشاره کنم. چیزی که در جلسۀ قبل به آن رسیدیم این بود که انگار این مهاجرتی که حرفش دارد زده میشود که قرار است صورت بگیرد یا به تازگی صورت گرفته است، به نوعی حرکت کردن از مکه به مدینه، حرکت کردن از سمت یک گروه اقلیت درگیر با مشرکین مکه به سمت یک امت جدید درگیر با اهل کتاب، روند خود این سوره چنین حالتی دارد، یعنی شروع که میشود کاملاً روی بحث با مشرکین است و بعد از یک جایی کمکم میبینید که سر و کلۀ اهل کتاب و بحث احکام و یهود و این حرفها در سوره میآید.
جلسۀ گذشته، جلسۀ مقدماتی بود و حتی به اینکه مثلاً یک تقسیمبندی بخواهیم انجام بدهیم هم نرسیدیم. فکر میکنم تا وسط این جلسه پیش برویم و بعد یک تقسیمبندی انجام دهیم و یک مقدار هم وارد جزئیات آیات اول سوره میشویم.
در این جلسه قرار شد طبق روال عادی که سورهها را بررسی میکنیم در مورد سورۀ نساء صحبت کنیم. سوره آنقدر بزرگ است که من قصد ندارم طبق روال بعضی از سورهها که کمی کوچکتر بودند یا ۱۰ الی ۱۵ جلسه روی آنها وقت میگذاشتیم قشنگ قطعهها را از همدیگر جدا کنم، سعی میکنم خیلی کلیتر بحث کنم. در واقع دومین سورۀ بلند قرآن است و امیدوارم اینکه خیلی وارد جزئیات نمیشوم آسیبی به بحث نزند، یعنی کاری که قرار است بکنیم این است که موضوع سوره را به طورکلی بررسی کنیم.
جلسه ی اول سوره نساء است. چون یک مقدار با جلسات دیگر که در مورد سورهها داشتیم تفاوتهایی دارد، یک مقدمه می گویم که چرا تصمیم گرفتم امروز این کار را انجام دهم. معمولاً روال عادی بررسی یک سوره اینطور بود که مثلاً قطعههای بزرگی که در یک سوره هست را مشخص کنیم، بعد کلیاتی در مورد ارتباطی که بین این قطعهها هست بگوییم. ممکن هم بود در بخشهایی وارد جزئیات شویم.
اولین جلسۀ ماه رمضان 1401 است و إنشاءالله قرار است درباره سورۀ نحل صحبت کنیم. بگذارید با همین آیۀ مربوط به نحل شروع کنم. بسم الله الرحمن الرحیم «وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ»، پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها، خانههایی برای خودش درست کند
در بخش پایانی قسمت میانی سورۀ نور آب فراوان است و این عنصر غلبه دارد. بعد از تمثیل شرقی (خورشید و پرتو)، تمثیل غربی میآید که مربوط به موج و ابر است. در این قسمت حالتی وجود دارد که بسیار نامطلوب و کاملاً بدون نور است؛ ولی بهنحوی توضیح داده میشود که حالت غربی حالتی است مخصوص زنها که به آفرینش منجر میشود.
در دو جلسه ای که گذشت خیلی روی این تأکید کردم که آیۀ اول که میگوید «تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ» خیلی مهم است، یعنی تمام محتوای سوره روی همین مفهوم حق در مقابل باطل و اینکه این کتاب حق را دارد بیان میکند و آنچه در آن است تجلی حق است میگردد.
من فکر کنم امروز کار سادهای دارم اگر قرار باشد که آیات را تا انتهای سورة بخوانیم و در مورد آنها صحبت کنیم. فقط یادآوری مختصری کنم که در جلسة گذشته از شروع سوره که خواندیم من تأکید کردم که آیة اول که میگوید «تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ» آیة مهمی است و در تمام سوره شما به نوعی انعکاس این موضوع را میبینید که مسئله این است که این آیات کتاب است و آن چیزی که در آن است حق است.